او یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در بسیاری از تصمیمهای سرنوشتساز کنکور بوده است که البته بشدت هم از عملکردش دفاع میکند و تاکید دارد در هر شرایطی تلاش کرده با همفکری همکارانش، بهترین تصمیم را برای کنکوریها بگیرند. کار در سازمان سنجش را با بازکردن در پاکتها شروع کرده است، اما حالا با بیش از 30 سال سابقه مدیریتی در سازمان سنجش، دلش نمیخواهد که بازنشسته شود.
گفت و گوی خودمانی «جامجم» با سخنگو و مشاور عالی سازمان سنجش در پی میآید.
قبل از اینکه به ساختمان سازمان سنجش بیایم، دوستان همکارم میگفتند حتما از آقای توکلی بپرس کی میخواهد بازنشسته شود؟
سازمان سنجش فرزند من است و این سازمان را عین فرزند خودم دوست دارم. حتی از آنجا که کار در این سازمان یک کار ملی است، حتی برای این کار اهمیت بیشتری از فرزندم قائل هستم، زیرا فرزندم تنها یک شخص است، اما کار در سازمان، خدمت به همه جوانان این مرز و بوم است. من الان نیز با همان شور و انرژی که در روزهای اول داشتم، کار میکنم. من عاشق این حرفه هستم و مطمئنا تا وقتی که توان داشته باشم و همکارانم هم صلاح بدانند، این همکاری صمیمانه و صادقانه را ادامه خواهم داد. البته هنوز بازنشسته نشده و خودم درخواست بازنشستگی ندادهام. تا دو سال قبل، معاون اجرایی سازمان سنجش بودم و به مدت 20 سال هم این سمت را عهدهدار بودم، اما از دو سال قبل با پیشنهاد ریاست سازمان سنجش، به عنوان سخنگو و مشاور در سازمان حضور دارم. اگر چه از همان بدو تاسیس سازمان سنجش، حضور مستمر داشتهام و نزدیک به 30 سال فقط سابقه مدیریتی در این سازمان دارم؛ اما حتی اگر بازنشسته هم میشدم، باز هم در سازمان سنجش کار میکردم.
یعنی واقعا بعد از این همه سال کارکردن و از صبح تا شب غرقشدن در کنکور هنوز خسته نشدهاید؟ دوست نداشتید حداقل دوران بازنشستگیتان را به مسافرت و تفریح میگذراندید؟
من عاشق این کار هستم و به همین دلیل خسته نمیشوم. به طور قطع تا جایی که سازمان به من نیاز داشته باشد، صحنه را ترک نمیکنم و خوشحالم که طی تمام این سالها بهعنوان یک فرد کوچک، توانستهام افراد بزرگی را راهنمایی و هدایت کنم که وارد مراکز آموزش عالی شوند و در حقیقت در مسیر درخشش و نخبگی آنان در ایران و جهان، نقش کوچکی ایفا کنم. شاید به همین دلیل که سه نسل متوالی از کنکوریها هم با من خاطره دارند، به نام پدر کنکور ایران مشهور شدهام.
چطور وارد سازمان سنجش شدید؟ پارتی بازی که در کار نبود؟
نه واقعا. در همان دوران دانشجوییام ـ در سال 47 ـ که تازه سازمان سنجش شکل گرفته بود، به سازمان رفتم و گفتم که بجز کار نظافت، هر کار دیگری به من بدهید، انجام میدهم. آن موقع حتی خیلی از همکارانم، تحصیلات متوسطه هم نداشتند، اما من وارد دانشگاه شده بودم. آخرش هم به من گفتند برای شروع کار در پاکتنامهها را باز کنم و در واقع من با شغل در پاکت بازکن وارد سازمان شدم. اما در تمام مدتی که در سازمان خدمت میکردم، حتی در کار بازکردن پاکتها هم سعی میکردم با تعهد و تلاش، کارم را درست انجام دهم و یادم میآید گاهی برای انجام کارهایم، منتظر آسانسور نمیشدم و از پلهها بالا میرفتم. بعد از بازکردن پاکت نامه، وارد قسمت ثبتنام شدم و بعد از مدتی هم مسئول ثبتنام متقاضیان موسسههای آموزش عالی شدم که از روشی غیر از آزمون سراسری دانشجو میگرفتند. مدرک کارشناسیام در سال 50 دریافت کردم و سال 53 به خارج از کشور رفتم. در سال 57 هم با مدرک دکتری به کشور بازگشتم و باز هم در سازمان سنجش تا به امروز مشغول کار هستم.
یعنی خودتان هم کنکور دادهاید؟
بله، سال 1346 کنکور دادم ولی کنکور آن موقعها اصلا مثل الان نبود. هر دانشگاهی برای خودش کنکور جداگانه داشت و البته همان سال هم در رشته روانشناسی دانشگاه ملی که حالا به نام دانشگاه شهید بهشتی شناخته میشود، قبول شدم.
رتبهتان چند شد؟
اتفاقا خیلیها این سوال را از من میپرسند، ولی آن موقعها خیلی بحث رتبه کنکور مطرح نبود. مثلا در کنکور یک رشته دانشگاهی 500 نفر شرکت میکردند و دانشگاه از بین این متقاضیان، مثلا 30 نفر را پذیرش میکرد و من هم فقط میدانستم در چه رشته و دانشگاهی قبول شدهام.
با توجه به اینکه میگویید اصلا آن موقعها بحث رتبه مطرح نبود آیا آن شیوه پذیرش دانشجو بهتر از کنکور فعلی نبود؟
به هیچوجه اینطور نیست. دامنه تبعات منفی کنکور آن سالها خیلی زیاد بود. آنموقعها یک دانشآموز باید برای قبولشدن در دانشگاهها، کل کشور را میگشت. مثلا خود من در کنکور دانشگاههای تبریز، اصفهان، شیراز و دانشگاه ملی شرکت کردم. حالا فکر کنید در این شیوه پذیرش، همزمان و انرژی زیادی از ما گرفت، هم هزینههای اقتصادی برای خانوادهها داشت و حتی گاهی این همه حجم رفتن و آمد دانشآموزان، تبعات اخلاقی داشت.
ولی دیگر کنکور سراسری و استرسهای آن مطرح نبود.
برعکس، کنکور دوره ما سادهتر از کنکور الان نبود. اگرچه هر دانشگاهی برای خودش کنکور میگرفت و آزمون سراسری نداشتیم، اما ظرفیت دانشگاهها بسیار کمتر از ظرفیت دانشجویان بود. درواقع، ظرفیت پذیرش دانشگاهها نسبت به جمعیت بسیار کم بود و رقابت کنکور در آن سالها فشردهتر از الان بود. مثلا در کنکور سال 48، ظرفیت دانشگاهها بهگونهای بود که از هر صد نفر، تنها ده نفر قبول میشدند.
یعنی واقعا هیچ راهی وجود نداشت که طی این همه سال، بدون کنکور و بدون تبعات روانی این آزمون سنگین، دانشجو پذیرش میکردیم؛ آن هم آزمونی که سالها عمر و جوانی برخی داوطلبان را نابود کرد.
با قاطعیت میگویم که سازمان سنجش طی سالها، هر کاری که میتوانست برای راهنمایی متقاضیان آزمون سراسری، افزایش آمادگی داوطلبان کنکور و کاهش استرس آنها انجام بدهد، دریغ نکرده است و همین حالا هم سازمان از همان روش سالهای قبل استفاده میکند. اگر اضطرابی هم بین برخی داوطلبان وجود داشت؛ مقصر این استرسها، بنده و سازمان نبودم. حتی برخی به من میگویند وقتی شما را میبینیم، ناخودآگاه استرس کنکور به ما وارد میشود، اما ما واقعا طی این سالها بهدلیل افزایش متقاضیان ورود به دانشگاه، راهی جز برگزاری کنکور نداشتیم و البته تلاش کردیم کنکور را به بهترین نحو ممکن برگزار کنیم.
شما به عنوان فردی که نقش عمدهای در طراحی و اجرای کنکور داشته، آیا میپذیرید یک آزمون چندساعته، معیار درستی برای انتخاب دانشجوی اصلح نبوده و نیست. این آزمون بیشتر به قدرت حافظه تاکید دارد و خلاقیت داوطلب را نادیده میگیرد. حتی یک متقاضی مقیم روستا، چون به فنون تستزنی آگاهی نداشته و به موسسات کنکور هم دسترسی چندانی ندارد، احتمال دارد هرگز وارد دانشگاه نشود.
شما باید به شرایط هر سال کنکور نگاه کنید، بعد از انقلاب فرهنگی، هرساله افزایش تعداد متقاضیان ورود به دانشگاهها را داشتیم، طوری که سال 81 بالاترین آمار داوطلبان را داشتیم و با توجه به متقاضی میلیونی، راهی جز برگزاری کنکور نداشتیم. طی سالهای متوالی هم تلاش کردیم سوالات را مفهومیتنظیم کنیم تا داوطلب به یادگیری فنون تستزنی نیاز نداشته باشد و داوطلب با توجه به سطح یادگیری عمقی، وارد دانشگاه شود. در آن سالها گاهی برای اینکه متقاضیان کنکور سردرگم نشوند، به تلویزیون میرفتم و خودم بند به بند فرم ثبتنام را پر میکردم و علاوه بر آن، تعداد حوزههای امتحانی را هم هر ساله افزایش میدادیم، ولی وقتی ظرفیت پذیرش دانشجوی دانشگاههای ما پایین بود، دیگر کار بیشتری نمیشد انجام داد تا استرس متقاضیان کمتر شود.
در کل، به نظرم کنکور در ایران یکی از بهترین روشهای جذب دانشجو طی این سالها بوده است. البته در جریان هستید که هنوز هم بین عالمان آموزش عالی جهان، بر سر بهترین شیوه جذب دانشجو اختلاف نظر وجود دارد و هماکنون نیز این بحثها تمام نشده است. تعیین بهترین راه جذب دانشجو، یک کار پژوهشی گسترده است که هنوز هم متوقف نشده، اما با توجه به مولفههایی همچون تعداد داوطلبان، ظرفیتها و امکاناتی که در اختیار داشتیم و همچنین لزوم شناسایی افراد مستعد و رعایت عدالت آموزشی، تا امروز بهترین روش را برای جذب دانشجو انتخاب کردهایم.
توکلی: به نظرم باید روشی اجرا شود که بعد از حذف کنکور، کیفیت رشتهها نیز حفظ شود و با لحاظکردن دقیق تعداد متقاضیان هر رشته و کد محلهایی که متقاضی کمتری دارند، امکان ادامه تحصیل موفق و بیدغدغه را برای همه متقاضیان فراهم کنند
از سوی دیگر، الان دیگر مثل گذشته نیست. آن موقعها امکانات کمیو کیفی آموزش عالی، بسیار پایینتر از شرایط فعلی بود، اما حالا هر فردی که اراده کند میتواند وارد دانشگاه شود و نظام آموزش عالی این ظرفیت را دارد که پذیرای داوطلبان باشد.
مثلا ما در کنکور 91، حدود یک میلیون و 66 هزار داوطلب داشتیم که نسبت به سال قبل، تعداد 220 هزار داوطلب کمتر شده است و تعداد متقاضیان هم هر سال کاهش مییابد. جالب آن که در کنکور 91، تعداد 932 هزار نفر در جلسه آزمون حاضر بودند و 752 هزار نفر انتخاب رشته کردند و از این بین، 588 هزار و 866 نفر در رشتههای متمرکز قبول شدند.
یعنی امسال از هر صد نفری که انتخاب رشته کردهاند، 78 نفر قبول شدهاند و حالا شما فکر کنید که دیگر در چنین شرایطی، استرسداشتن برای کنکور و قبولشدن در دانشگاه معنی ندارد. حتی اگر رشتههای نیمهمتمرکز را هم به حساب بیاوریم، آمار قبولیهای امسال خیلی بیشتر از 78 درصد میشود.
حالا داوطلب میتواند با توجه به سوابق تحصیلی، در خیلی از رشتههایی که دوست دارد، وارد دانشگاه شود و دیگر محدودیتهای پذیرش سالهای گذشته را نداریم.
راستی برایم جالب است که چگونه این همه آمار و ارقام را از حفظ هستید؟ شما به داشتن یک حافظه کمنظیر بین خبرنگاران مشهور هستید. برای این کار تمرین خاصی انجام میدهید یا این که یک استعداد کاملا ذاتی است؟
اول اینکه باید بگویم من به کارم علاقه دارم و به همین خاطر هم اعداد و ارقام را بخوبی به خاطر میسپارم. اگرچه نیازی نیست همیشه آمارها را از حفظ بدانم، ولی دوست دارم حتما حدود آمار را در ذهن داشته باشم و از من هم توقع هست که آمارها را بدانم. اما کلا حافظهای قوی دارم و حتی الان یادم میآید که فلان درس کلاس چهارم ابتدایی در چه صفحهای بود. البته الان که دیگر پیر شدهام و حافظه ام مثل قدیم نیست.[خنده]
تقریبا سه نسل متوالی، بارها تصاویر شما را در رسانههای مختلف دیدهاند. وقتی کنکوریهای قدیم و جدید شما را در خیابان میبینند، چه واکنشی دارند؟
مردم ما واقعا قدرشناس، بامحبت و صادق هستند. بارها به من گفتهاند که ما فکر نمیکردیم شما از دفترتان خارج شوید و بیایید با داوطلبان کنکور حرف بزنید و مشکلاتشان را بشنوید. ولی وقتی برای خودمان مشکلی پیش آمد، راحت توانستیم مشکلمان را با شما مطرح کنیم. من در تمام این مدت، بجز محبت، احترام و ابراز قدردانی از من و سایر همکاران، چیز دیگری ندیدهام و به همین خاطر هم از من تشکر میکنند.
میخواهم بدون محافظهکاری پاسخم را بدهید که آیا تا حالا شده یک مقام مسئول یا مجموعهای حکومتی از شما یا مجموعه سازمان سنجش، خواستهای غیرقانونی داشته باشد؟ مثلا بخواهد فرزند فلان مدیر، بدون کنکور وارد دانشگاه شود؟
تا این لحظهای که بنده در کنار شما نشستهام، انصافا حتی یک مورد هم پیش نیامده است که مسئولی یا هر فردی از من خواستهای غیرمعقول داشته باشد. خدا را شکر، مسئولان ما آنقدر فهیم هستند که چنین درخواستهایی نداشته باشند. البته مواردی بوده است که مسئولی زنگ زده و خواسته زودتر از بقیه بداند فرزندش در کنکور قبول شده است یا خیر، ولی حتی ما همین خواسته را هم اجابت نکرده و گفتیم هر وقت سایر کنکوریها از نتیجه آزمون سراسری باخبر شدند، شما هم باخبر خواهید شد.
خیلی پذیرش آن سخت است که فکر کنیم در مجموعه بزرگی مثل سازمان سنجش، حتی یک تخلف و تقلب هم صورت نگرفته باشد.
قاطعانه میگویم که از سال 48 تا الان که بنده در سازمان بودهام، هیچ فردی با تقلب وارد دانشگاه نشده است. ما سعی کردهایم وظیفهمان را درست انجام دهیم و اتفاقا همان مسئولان رده بالا، همین وظایف را برای ما تعیین کردهاند و به همین دلیل هم از ما توقع کار غیرقانونی ندارند. حتی همکاران هم چنین چیزی به ذهنشان خطور نکرده است.
فروش مدارک دانشگاهی از سوی برخی گروههای خلافکار را که قبول دارید؟
مدرکفروشی ربطی به وزارت علوم و سازمان سنجش ندارد و نهادهای حقوقی دیگری باید به این موضوع رسیدگی کنند.
اما در جریان هستید که برخی مربیان دانشگاهها، با بورسیه شدن در مقطع دکتری، رسما آزمون دشوار دکتری را دور میزنند؟ یا گاهی شنیده میشود سوالات کنکور لو میرود. حتی گاهی مردم از خبرنگاران میخواهند از مسئولان بپرسیم چطور میشود یک مسئول رده بالا، وظایف سنگینش را درست و بموقع انجام دهد ولی در عین حال، وقت کافی برای تحصیل و گذراندن دوره سنگین دکتری داشته باشد.
ببینید، من با این حرفها موافق نیستم. آزمونهایی که سازمان سنجش در آن مسئول است، هیچ فردی خارج از ضوابط وارد دانشگاه نشده و نخواهد شد. ما در بحث طراحی سوالات و بخصوص در مراقبت از نتایج کنکور بیشترین مراقبت را انجام میدهیم. حتی یادم میآید سالها قبل یکی از وزرای علوم که تازه به مقام وزارت رسیده بود، به سازمان سنجش آمد و میخواست از قرنطینه سوالات دیدن کند، اما من در گفتوگویی که با آن مقام مسئول داشتم، اجازه چنین کاری را ندادم و بصراحت عنوان کردم که اگر بخواهید وارد قرنطینه چاپخانه شوید، باید تا پایان کنکور همین جا بمانید. اگرچه وزیر با روی باز قبول کرد که وارد قرنطینه نشود، اما همان موقع برخی از همکارانم گفتند که او مقام مافوق ماست و احتمال دارد به خاطر این رفتارت برکنار شوی، ولی بعدها همان وزیر بهخاطر همین کار از من تشکر کرد.
میخواهم بگویم ما در طراحی سوالات و حفاظت از نتایج کنکور، بسیار حساسیت داریم و نکات ایمنی و محرمانه را رعایت میکنیم. مثلا در طراحی سوالات کنکور کارشناسی ارشد، نزدیک به 4000 نفر با ما فعالیت دارند و این آمار در کنکورهای دکتری و کارشناسی بسیار بیشتر از این رقمهاست، اما این موضوع اصلا به این معنی نیست که ما حتما از سوالات یک طراح استفاده کنیم. حتی گاهی اوقات میشنوم فلان معلم در یک موسسه خصوصی میگوید من طراح سوالات کنکور هستم، اما میخواهم به مردم بگویم هر فردی ادعا کرد طراح سوالات کنکور است، مطمئن باشید ادعایش درست نیست و مطابق ضوابط، یک طراح سوال کنکور هیچوقت نمیآید به مردم و حتی به نزدیکترین بستگانش بگوید که من طراح سوالات کنکور هستم.
خودتان فرزند کنکوری داشتید؟
بله، سه فرزند کنکوری داشتم که پسرم الان دکترای مکانیک دارد، دخترم مهندسی عمران خوانده و آخرین فرزندم نیز در رشته معماری تحصیل کرده است.
وسوسه نشدید فرزندتان را با توسل به نفوذی که در سازمان سنجش دارید، به دانشگاه بفرستید؟
جالب است که بعضیها میگفتند خوش به حال فرزندان من که پدرشان مسئول کنکور است و هرجا دلشان بخواهد قبول میشوند، اما واقعا هیچگاه حتی وسوسه هم نشدم که به فرزندانم کمک غیرقانونی بکنم. یک روز وقتی یکی از فرزندانم از من درباره نحوه پرکردن دفترچه کنکور پرسید، از او خواستم او هم مثل همه کنکوریها، از طریق تلویزیون به حرفهای من گوش دهد، چون همه بچهها این امکان را ندارند که توکلی بیاید و به صورت حضوری نحوه تکمیل دفترچه کنکور را به آنها بیاموزد. یک بار هم فرزندم گلایهمند بود که چرا آنقدر حوزه امتحانیاش از محل زندگیمان دور است و به من میگفت پدر نمیتوانستی کاری کنی که حداقل محل برگزاری کنکورم، نزدیک خانهمان باشد؟ من هم در جواب گفتم که من در انتخاب محل آزمون هیچ داوطلبی دخالت نمیکنم. اتفاقا همان فرزندم همراه همسرم در آخرین لحظات و به سختی توانسته بودند محل برگزاری آزمون را پیدا کنند.
امسال در اولین گام، 10هزار کد رشته محل از کنکور کارشناسی حذف شد و آنطور که پیشبینی میشود تا چند سال دیگر، بجز رشتههای پرمتقاضی، دیگر کنکوری در مقطع کارشناسی برگزار نخواهد شد. میخواهم بدانم اگر کنکور کاملا شود، پدر کنکور ایران، دلش برای کنکور تنگ نمیشود؟ اصلا بعد از حذف کنکور، سیستم جذب دانشجو در کشور ما چه آیندهای خواهد داشت؟
اول اینکه سازمان سنجش در هر سال 150 کنکور سراسری برگزار میکند که فقط یکی از آنها کنکور سراسری است که متداولتر از بقیه کنکورهاست. ما کنکور دکتری، کارشناسی ارشد، کاردانی به کارشناسی، انواع و اقسام آزمونهای بینالمللی، آزمونهای شغلی، آزمون فراگیر پیام نور، دانشگاه علمی ـ کاربردی و... برگزار میکنیم و با این شرایط میبینید که ما به طور میانگین هر هفته سه کنکور برگزار میکنیم و از این نظر، دکان سازمان سنجش بسته نمیشود و من حالاحالاها با کنکور خواهم بود.[خنده]
بعد از حذف کنکور و اینکه اصلا کنکور رشتههای مختلف چگونه حفظ شود، در حیطه وظایف کارگروه ماده 4 قانون پذیرش دانشجو است که رئیس سازمان سنجش نیز دبیر این کمیته است و آنها تصمیم میگیرند بعد از حذف کنکور، مراحل پذیرش دانشجو به چه صورتی خواهد شد.
شما به عنوان یک کارشناس آموزش عالی فکر میکنید فرآیند جذب دانشجو بعد از حذف کنکور باید چگونه باشد تا عدالت آموزشی رعایت شود؟
مطمئنم این کارگروه توجه میکند که بعد از حذف کنکور ـ که در آن سوابق تحصیلی جایگزین کنکور خواهد شد ـ عدالت آموزشی نیز در جذب دانشجو رعایت شود. به نظرم باید روشی اجرا شود که بعد از حذف کنکور، کیفیت رشتهها نیز در آینده حفظ شود و با لحاظکردن دقیق تعداد متقاضیان هر رشته و کد محلهایی که متقاضی کمتری دارند، امکان ادامه تحصیل موفق و بیدغدغه را برای همه متقاضیان فراهم کنند. در حالتی که تنها نمره امتحان نهایی دانشآموزان ملاک پذیرش دانشجو باشد و آزمونهای سال پایانی دبیرستان هم استاندارد و سراسری شود، دیگر در آن شرایط فرقی نمیکند داوطلبی در کجای ایران درس خوانده باشد و فکر میکنم در آن صورت، ملاک پذیرش دانشجویان هم کاملا عادلانه خواهد شد.
با توجه به تجارت میلیاردی موسسات کنکور، فکر نمیکنید این موسسات بتوانند بر رای کارگروه ماده 4 قانون پذیرش دانشجو تاثیر بگذارند؟ چون گفته میشود یکی از عوامل مهم حذفنشدن کنکور در ایران، وجود همین موسسات است که سود سرشاری از کنکور میبرند.
واقعا اینطور نیست. اول اینکه این موسسات هیچ نقشی در حذف کنکور ندارند و خیال همه مردم راحت باشد که اعضای این کارگروه، انسانهای دلسوز و متعهدی هستند که از هیچ موسسهای خط نمیگیرند. دوم اینکه معتقدم یک داوطلب اگر فقط درسهای کتابش را بخواند، به هیچکدام از این موسسات نیاز ندارد. بارها گفتهام که نهتنها در مطالعه دروس، حتی در انتخاب رشته هم بهترین فرد شایسته برای این کار، خود داوطلب است.
از کنکور سراسری کشور دیگری بازدید کردهاید و آیا شده که سوالات کنکور کشور دیگری را هم طراحی کنید؟
از کنکور کشور دیگری بازدید نکردهام، اما مطابق گزارشهایی که از کنکور کشورهای ژاپن، چین، ترکیه و کره جنوبی دریافت کردم و همچنین مطابق اطلاعاتی که ما به آنها دادیم، متوجه شدم کنکور در این کشورها هم شبیه ما برگزار میشود، ولی واقعا و بدون تعریف از خودمان بگویم که ما هم از لحاظ فنی و هم از لحاظ اجرایی، بسیار بهتر از این کشورها هستیم و کنکور قویتری برگزار میکنیم. ما از دقیقترین روشهای طراحی سوالات استفاده میکنیم و نسبت به سایر این کشورها، برنامهریزی بهتری در کنکور داریم.
یکی دوسال هم کارهای کنکور در کشور افغانستان را انجام دادیم و در کل به این درجه از دانش و تجربه رسیدهایم که اگر قوانین اجازه بدهد و به مصلحت کشور هم باشد، حتی میتوانیم کنکور سایر کشورها را نیز برگزار کنیم.
فکر کنید الان دانشآموزی هستید که میخواهد امسال در کنکور شرکت کند. آیا باز هم همان راه فعلی را برای ادامه زندگی انتخاب میکردید؟
باز هم برای رفتن به دانشگاه تلاش خودم را میکردم. فکر میکنم راه درستی برای زندگی انتخاب کردهام و دوباره برای فراگرفتن دانش تلاش میکردم. زیرا بیتعارف بر این باورم که دانشمندان ایران، ثروتهای واقعی کشور هستند و حتی همین الان هم اگر خوب به اوضاع جهان نگاه کنیم، میبینیم ثروت از راه علم به دست میآید. اگر به گذشته برمیگشتم دوباره برای خدمترسانی به مردم تلاش میکردم و البته همه این تلاشها را فقط برای خدا انجام داده و بابت خدماتم نیز هیچ توقع مالی از هیچ فرد و سازمانی نداشتهام.
برایم جالب بود که یک روز یکی از همکاران از من گلایه داشت که چرا اینقدر کار میکنم و وقتی گفتم عاشق کارم هستم، گفت که حرفت را قبول ندارم و مردم میگویند توکلی یک صندوق پر از اسکناس در سازمان سنجش دارد که هر چقدر دلش بخواهد میتواند از سازمان سنجش حقوق بگیرد، اما وقتی همین فرد را به منزلم بردم و با وضع ساده خانه و زندگیام آشنا شد، خیلی شرمنده شد و باور نمیکرد که این وضع زندگی همان میلیونری باشد که در ذهنش ساخته بود.
امین جلالوند - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم