درنگ

میراث‌ایران‌ اعتباری‌برای‌همسایه‌ها

آیین قالیشویان مشهد اردهال کاشان، در هفتمین نشست میراث معنوی یونسکو و در حالی به ثبت رسید که کشورهای همسایه طبق روال سال‌های گذشته، با اتکا به همجواری با میراث کهن ایران تلاش‌های گسترده‌ای را برای پیشی جستن بر ایران برای ثبت برخی آثار فرهنگی داشتند که هرچند این آثار به‌دلیل روابط همسایگی به آن کشورها نیز راه یافته و با تاریخ و فرهنگ آن کشور‌ها ‌ درآمیخته اما سزاوار بود که مقامات فرهنگی ایران با اولویت دادن به معرفی و ثبت این‌گونه آثار، لااقل با معرفی اثر به طور مشترک، با کشورهای همسایه، میدان را برای ثبت جهانی میراث کهن ایرانی‌ به نام خود تنگ کنند یا لااقل در اقدامی مشترک با این کشورها از حقوق و میراث فرهنگی مردم ایران ‌دراین عرصه بین‎المللی، حفاظت کنند.
کد خبر: ۵۲۴۱۸۵

کشور آذربایجان، چندی پیش اعلام کرده است قصد دارد درآینده نزدیک، نظامی‌گنجوی را که به عنوان شاعری پارسی‌گوی، شهرتی جهانی دارد‌ به‌عنوان یک شخصیت فرهنگی ترک‌ به یونسکو معرفی کند.

اما تنها کشور آذربایجان نیست که از خوان گسترده فرهنگ ایرانی، بدون هیچ هزینه‎ای درسال‎های اخیر برای خود اعتبار فرهنگی درسطح جهانی کسب کرده است. ‌ترکیه نیز در سال‎های اخیر در اقدامات مشابهی به اعتبار آرامگاه مولانا، دست به ثبت «مراسم سماع درویشان مولوی» زد بی‌آن‌که حتی به این موضوع که مولانا یک شاعر پارسی‌‌گوی است، توجه کرده باشد.

در کنار این موارد، ثبت آثاری چون فنون ورزشی در کشتی سنتی و روش‎های‌فرشبافی ‌که هردو پیشینه‎های مسلمی در تاریخ وهنر باستان ایرانی دارند، از سوی دو کشور ترکیه و آذربایجان می‌تواند همچنان بحث‌برانگیز باشد، اما جای خالی نام ایران در کنار آثار و فرهنگ و میراث ایرانی در کشورهای همسایه همچنان خالی است.

نگاهی به فهرست آثار ثبت شده از این کشورها در فهرست میراث مادی، معنوی و نیز در فهرست حافظه جهانی، حتی‌ این سوال را مطرح می‎کند که چه معیارهایی در تعیین اولویت برای معرفی آثار فرهنگی، مادی و معنوی ایران و پیشنهاد برای ثبت در فهرست میراث مادی و معنوی و نیز ثبت در حافظه جهانی و موارد دیگر در یونسکو وجود دارد که همچنان راه را به‌روی بهره‌گیر‌‌های اینچنین بی‎محابا از خوان میراث فرهنگی ایران بدون آن‌که سهم و نام ایران در ثبت این آثار مشترک برده شود، برای همه کشورهای همسایه باز می‌گذارد؟

به عبارت دیگر چرا در ثبت این آثار عمدتا مشترک، برای معرفی آثار به طور مشترک تلاشی نمی‌شود؟ چرا نامی از ایران که اغلب سهم بزرگ‌تر را در ابتکارها و خلاقیت‎های نهفته در ایجاد و رشد این آثار فرهنگی داشته در این عرصه جهانی فرهنگ نیست؟ و بالاخره چرا محصولات جانبی این میراث فرهنگی به‌عنوان کالای اصل به نام کشورهای دیگر ثبت می‎شود؟ شرایطی که گویی در سال‌‌های اخیرسرمایه‌های فرهنگی ایران را دستمایه ارزانی برای خلق پرستیژ واعتبار فرهنگی برای کشورهای همسایه کرده است، بی‌آن‌که نامی از خالق اصلی آن در میان باشد.

میترا اسدنیا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها