در اطلاعیه چلسی پیرامون انتصاب بنیتس تذکر داده شده که وی فقط سرمربی موقتی تیم و تا پایان فصل جاری است و آمدن او به استمفورد بریج پایاندهنده شایعات قوی پیرامون بازگشت خوزه مورینیو به چلسی است که در هفتههای قبل از رویکرد اضطراری سران این باشگاه به بنیتس شنیده میشد. اگر بنیتس که سرمربی موفق اسبق والنسیا است، چلسی را به اوج برگرداند، بعید است رومن آبراموویچ مالک بسیار متمول، اما کم و بیش جاهطلب این باشگاه او را کنار بگذارد.
در جستجوی معیارهای موفقیت
در عین حال باید ابتدا پرسید معیار و شاخصه موفقیت از منظرآبراموویچ چیست وچرا او با انتصابهایش پیوسته چشمها را گرد میکند؟
وقتی او از سیزدهم اسفند 90 پست هدایت سرمربیگری تیمش را بعد از برکناری آندره ویاس بواش پرتغالی و بسیار مستعد اما ناپخته و کم سیاست به دستیار اول او دیماتئو سپرد، هیچکس از جمله آبراموویچ از این ایتالیایی چهلودو ساله جام و عنوانی را انتظار نداشت و تنها چیزی که از وی طلب شد، به آرامش کشاندن تیمی بود که براثر تقابل آشکار سرمربی مخلوعش با ستارههای اسم و رسمدار چلسی از هرگونه وحدت و استحکامی تهی شده بود. دی ماتئو نه فقط دوستی و اتحاد را به کوبهام - مجموعه تمرینی چلسی- بازگرداند، در سه ماهونیم باقیمانده از یک فصل کاملا از دست رفته دو جام ناب برای این تیم از میان ظلمات بیرون کشید که یکیشان جامی بود که آبراموویچ دمدمیمزاج سالها حسرت آن را میخورد و آن، جام قهرمانان باشگاههای اروپا بود و هر چند برچسب تلخ ارائه منفیترین و تدافعیترین نمایشهای دوران معاصر به پیراهن آبیهای شهر لندن و سرمربی ایتالیاییشان در راه تصاحب این جام وارد شد، اما دی ماتئو فصل جاری را با پزی تهاجمی و عاری از احتیاطهای هولناک فصل پیش، شروع و با ادین هازارد بلژیکی و اسکار برزیلی، دو نفر از هیجانانگیزترین مردان جدید لیگ برتر انگلیس را رو کرد.
برترین جانشین
این که چطور پیشروی چلسی تا مرز حذف شدن از مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا و فقط 4 امتیاز فاصله تا صدر جدول لیگ برتر انگلیس در لحظه خلع شدن میتوانست اسنادی خللناپذیر و دلایلی مخدوش نشدنی برای کنار گذاشتن دی ماتئو و رویکرد ضربتی به بنیتس به حساب آید، مسالهای است که فقط ابراموویچ و مشاوران او که چندان عاقلتر از خود وی نیستند باید پاسخ آن را بدهند، اما از میان نامزدهای جایگزین دی ماتئو یکی که میتوانست برترین به حساب آید، همین بنیتس است. او مردی امتحان پس داده است و با وجود کارنامه ضعیف سه سال آخر مربیگریاش در لیورپول در سه سال نخست همین تیم را یک بار فاتح جام قهرمانان باشگاههای اروپا و یک مرتبه هم نایبقهرمان این جام کرد و پیشتر در والنسیا دو بار عنوان اولی لالیگا را از دهان دو غول فوتبال اسپانیا (رئال مادرید و بارسلونا) بیرون کشیده و یک جام یوفا را نیز برای این تیم اسپانیایی صید کرده بود.
بنیتس حتی در مدت بسیار کوتاه (شش ماه) مربیگریاش در اینتر نیز دو جام برای این تیم ایتالیایی صید کرد که هرچند جام باشگاههای جهان را فقط در سایه پیروزی بر قهرمانان وقت (2010) آسیا و آفریقا به دست آورد، اما به هر حال کارنامه این مربی فکور، عینکی و متین را کاملتر کرد. با وجود این شاید دلیل اصلی روی آوردن سران چلسی به وی نه فقط جامهای فوق بلکه آشنایی کامل او با چرخههای کار در فوتبال انگلیس به لطف اقامت شش ساله وی در آنفیلد و کار با لیورپولیهاست.
چیزی که حتی اگر چلسی به پپ گواردیولای فعلا بیکار روی میآورد به سبب نبود هیچ پیشینهای از کار این اسپانیایی در خارج از مرزهای کشورش نمیتوانست گزینش کاملا درستی تلقی شود و درصد قابل ملاحظهای ریسک و نبود اطمینان در آن نباشد.
فقط 12 ساعت
شاید تلخی شکست سنگین صفر بر 3 در زمین یوونتوس در دیدارهای لیگ قهرمانان اروپا که در خروج از این رقابتها را تقریبا به طور کامل روی آبیهای لندنی در شامگاه 30 آبان ماه باز کرده، آنچنان تلخ بود که ابراموویچ و شرکایش حتی دو سه روز وقت صرف بررسی شرایط موجود نکردند و فقط 12 ساعت بعد و ظهر روز اول آذر حکم برکناری دیماتئو و روی کار آمدن بنیتس را صادر کردند، اما از آنجا که در آن روزها و ساعات صعود چلسی به مرحله حذفی لیگ قهرمانان قاره نه فقط در گرو بردن بازی با نوره ژیلند دانمارک بلکه مستلزم شکست یوونتوس در مقابل شاختار اکراین در تک هفته باقیمانده از پیکارهای مرحله گروهی بود و بنیتس در خوشبینانهترین حالت هم نمیتوانست هیچ تاثیری بر نتیجه رویارویی یووه با شاختار بگذارد، کارشناسان امر بیش از پیش در وجود تتمه عقل در آبراموویچ و همراهانش شک کردند. آنچه قطعی بود و روی داد، این بود که دیماتئو با حکم عاجل باشگاه برکنار و هرچند از وی به دلیل دستاوردهای بزرگ اواخر فصل گذشته تشکر شد، اما فقط ساعاتی طول کشید تا مراسم معارفه بنیتس در استمفوردبریج برگزار شود و او از آرزوهایش برای چلسی بگوید. این دومین باری است که وی به تیمی میرود که پیشتر با دستهای جادویی خوزه مورینیو تبدیل به تشکیلاتی قوی و ماندگار شده است و او پیشتر با رفتن به اینتر در تابستان 2010 هم جای آقای خاص را که به رئال مادرید کوچ کرد، پر کرده بود ولی آن جایگزین فقط شش ماه طول کشید و چون بنیتس نتوانست با ماسیمو موراتی، مالک بالنسبه معقول اینتر صاحب یک خط فکری یکسان شود، در واپسین روزهای همان سال جوزپه مهآتزا را ترک کرد. اینک با احتساب دیوانه بودن آبراموویچ در مقام مقایسه با موراتی به هیچ وجه نمیتوان پیشبینی کرد دومین مرتبه جایگزینی بنیتس در باشگاهی که پیشتر توسط مورینیو آباد شده است و گردشهای او در سرزمینهای فتح شده توسط رقیب بزرگ پرتغالیاش چند ماه و چند هفته طول خواهد کشید، اما از حق نباید گذشت که اگر مبنا و هدف چلسی گزینش یک مربی صاحبسبک و آشنا با مولفههای فوتبال بریتانیا و متخصص در جامهای اروپایی بوده باشد، بنیتس در آن بالاها جای میگیرد و از بهترینها و حتی بهترین مطلق به شمار میآید.
از هوا به زمین
با این حال، بنیتس میراثی را تحویل گرفته که دیگر نه آن تیم رویایی و تاریخی مورینیوی بسیار محبوب در استمفورد بریج است و نه تیمی که
کوشید در دوره هشتماهه حضورش در استمفوردبریج بسازد و مشخصه بازی آن اجرای بازیهای لاتینی و پرهیز از فوتبال صرف بریتانیایی و آوردن توپ از هوا به زمین از طریق بکارگیری امثال خوانماتا، داوید لوئیس و رامیرز و به حاشیه راندن ـ البته بیآخر و عاقبت ـ امثال دروگبا و لمپارد بود.این هم از دست قضا و قدر است که دوران زمامداری دی ماتئو هم در چلسی مثل سلف وی و مردی که جایش را گرفت، یعنی ویاس بواش از 8 ماه و نیم فراتر نرفت. بنیتس میتواند در همان شروع زمامداریاش یک جام برای چلسی فتح کند تا همه چیز برای او و این باشگاه روشن و موفق جلوه کند، زیرا ثروتمندان شمال شرق لندن باید راهی ژاپن شوند و در جام باشگاههای جهان شرکت کنند و هرچند بازی احتمالی با کورین تیانس برزیل در آنجا با احتمال قابل توجهی از ناکامی همراه است، اما بنیتس تیمی را در اختیار دارد که هنوز لمپارد و تری و چک از ارکان آن هستند و کول و میکل نیز حالا به جمع پرسابقههایش تعلق دارند. بنیتس بعلاوه هموطنش فرناندو تورس را در شرایطی از نو ملاقات خواهد کرد که 5 سال پیش خودش او را از اتلتیکو مادرید برای لیورپول خرید و تبدیل به گلزنترین مهاجم این باشگاه کرد. تورس بعد از انتقال 50 میلیون پوندیاش به استمفوردبریج اواخر دی89 با بازیهای افتضاحاش از دلایل اصلی برکناری کارلو آنچلوتی، سپس
AVB و آنگاه دی ماتئو بوده ولی فرض این است که بنیتس زبان او را بهتر از اسلافش میشناسد و قادر است او را به دوران اوجش برگرداند.آمار آخر دی ماتئو
اما دی ماتئو نمیتواند آمار و مشخصههایی را عوض کند که باعث برکناری وی بعد از گذشت فقط چهارماه از فصل 2013 ـ 2012 شدند با هدایت او چلسی در هشتبازی آخرش فقط یکبار برنده شده و چهار مرتبه شکست خورده و صدرنشینی عالی اوایل فصلش در لیگ انگلیس را از دست داده و به زیر دست دو بزرگ شهر منچستر تنزل کرده و در لیگ قهرمانان اروپا هم در جایگاه و شرایطی قرار گرفته بود که پیشتر از آن یاد کردیم.
با این حال اگر ناکامی پرسر و صدای چلسی را در مرحله گروهی جامی که فصل پیش در عین ناامیدی مطلق هوادارانش فتح کرد، نادیده بگیریم، برکناری دیماتئو فقط با استناد به نتایج فصل جاری لیگ برتر انگلیس را یکی از بزرگترین حماقتهای دوران معاصر مییابیم که تنها میتواند از موجودی به کلی گیج و نامنصف همچون ابراموویچ سر بزند. این که چطور میتوان تصور کرد خوزه مورینیو حاضر باشد، پایان فصل و در صورت ناکامی بنیتس در چلسی از نو با این موجود کار کند و بهشتی چون منچستر سیتی را با جهنم ابراموویچ معاوضه کند، از اموری است که بسختی و حتی با وقوف به عشق و ارادت فراوان آقای خاص به این تیم میتوان تصور و باور کرد.
بنیتس میتواند با کسب موفقیت در یکی دیگر از قلعههای ماندگار ایجاد شده توسط مورینیو او را از تحمل چنین شرایطی رهایی بخشد، هرچند او از همین حالا نامزد نخست جایگزینی آقای خاص در برنابئو هم در صورتی که این پرتغالی چهلونه ساله در پایان فصل، رئال مادرید را ترک کند، به شمار میآید و بسیار بعید است که مورینیو دستبه این کار نزند.
تایمز / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم