در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بحث در حوزه هنرهای تصویری و اختصاصا مدیوم تلویزیون نیز صدق دارد و در زمینههای مختلف برنامهسازی ـ مثل تولید انبوه در حیطه تلهفیلم ـ نیز صدق میکند. البته حلاجی و ارزیابی این پدیده و ایرادات و محاسن آن در این مطلب نمیگنجد و نیازمند تحلیلهای مفصل و رمزگشاییهای بسیار است اما دوست دارم به این نکته اشاره کنم که همین پدیده تا چه حد میتواند در مسیر خودکفایی، نقش مثبت و ارزنده ایفا کند. مدیومی که میتوانست و میتواند با جدیتر گرفته شدن، برنامهسازان بسیاری را تحویل صداوسیما بدهد و این رسانه از حضور آنها به بهترین شکل استفاده کند.
وقتی در طول سال بیش از 300 تلهفیلم در صداوسیما ساخته میشود، این میتواند شرایط خوبی برای جوانترها باشد تا با ساخت این محصولات، استعداد خود را نشان دهند و وارد عرصههای جدیتر برنامهسازی شوند. هرچند ابتدا هم همین مسیر در حال شکلگیری بود و بخش زیادی از تلهفیلمها به دست جوانان با استعداد، تحصیلکرده و زحمت کشیده ساخته شد، اما بعدها این عرصه به راه دیگری رفت و پای خیلیهای دیگر به آن باز شد.
ساخت 300 تلهفیلم در سال، یعنی ایجاد 300 فرصت فیلمسازی، 300 فرصت تصویربرداری و 300 فرصت برای حرفهها و شاخههای دیگر. پس بهتر است نه همه امکانات و فرصتها، بلکه حداقل یک سوم از امکانات با ضابطه و حساب شده در اختیار نیروهای جدید و جدی گذاشته شود تا از میان آنها بهترینها وارد عرصه برنامهسازی سازمان صداوسیما شوند و با این کار، هم استعدادیابی و هم ایجاد شغل و موقعیت شغلی صورت گیرد.
چشماندازی برای شبکه ورزش
بخش عمدهای از برنامههای تلویزیونی کشور ما به پخش برنامههای ورزشی تعلق دارد که اتفاقا این برنامهها از پر بینندهترین بخشهای این رسانه هم محسوب میشود. بافت جوان و علاقهمندی شدید مردم به رشتههای ورزشی باعث شده مخاطبانی حرفهای در این زمینه تربیت شوند و نباید از حق گذشت که رسانه تلویزیون در این مهم سهم بسیار ارزندهای داشته، اما این تلاش و هزینه، دارای ضعفهایی هم بوده است که باید آنها را هم در نظر گرفت.
همان طور که میدانیم شبکه سه با شعار شبکه جوان در این زمینه برنامهریزی بلند مدتی کرده و از پخش بازیهای فوتبال روز دنیا تا جام جهانی و مسابقههای باشگاهی همه را پوشش داده تا رضایت تماشاگرانش جلب شود. شاید در زمانی که شبکه سه سیما متولی پخش برنامههای ورزشی بود، این استدلال که این شبکه گنجایش پخش رقابتهای مربوط به همه رشتهها را ندارد، منطقی به نظر میآمد، ولی با تاسیس و راهاندازی شبکه تخصصی ورزش دیگر نباید از این گونه بهانهها داشت. اتفاقا هدف بهوجود آمدن چنین شبکهای، نهادینه کردن فرهنگ و روح کلی ورزش بود، نه پرداختن به یک رشته خاص. به راستی چه ایرادی دارد لیگ رشتههای افتخارآفرین و پرطرفدار و اتفاقا فوقالعاده جذابی مثل والیبال، بسکتبال، وزنهبرداری و غیره به شکل مستقیم از شبکه ورزش پخش شود و باعث شناساندن این رشتهها به نوجوانان و جوانان شود؟ بد نیست تا به اهداف تاسیس شبکهها نگاهی بیندازیم. در ضمن برای شناساندن این شبکههای جدید از شبکههای قدیمیتر و پر مخاطب بهره بگیریم.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: