گزارش جدید شورای ملی اطلاعات آمریکا

سلطه جهانی آمریکا رو به پایان است

آمریکا به عنوان یک قدرت سلطه، سیطره خود را از دست می‌دهد.این اولین نتیجه‌ای است که از گزارش جدید شورای ملی اطلاعات آمریکا حاصل می‌شود، یک نهاد دولتی که به تبیین راهبردهای کوتاه مدت و بلند مدت برای جامعه اطلاعاتی آمریکا می‌پردازد.دراین گزارش با اشاره به اینکه روزهای طلایی آمریکا به پایان رسیده آمده است:زمان تک قطبی بودن به پایان رسیده و دوره تعالی آمریکایی‌ها به سرعت رو به افول است.
کد خبر: ۵۲۲۲۰۶

به گزارش پرس تی وی، در این گزارش ۱۴۰ صفحه‌ای که «روند جهانی در سال ۲۰۳۰» نام دارد به صراحت بیان شده است که «زوال نسبی» آمریکا «بدیهی» است اما نقش آتی آن در نظام بین المللی «حتی از این هم سخت تر خواهد بود»، در ادامه این گزارش افزون بر این آمده است که «میزان سیطره آمریکا بر نظام بین المللی به گونه‌ای چشم‌گیر تفاوت خواهد کرد.»

عواملی وجود دارند که می‌توانند تعیین کننده نقش آمریکا در امور جهانی در کمتر از دو دهه دیگر باشند، عواملی همچون اینکه آیا دلار همچنان پول رایج دنیا خواهد بود یا نه، و یا اینکه چین با بدل شدن از کشور کارگران و دهقانان فقیر به کشوری که اکنون بیشتر قشر آن را طبقه متوسط جامعه تشکیل می‌دهند، چگونه کنار خواهد آمد و اینکه آیا امریکا «قادر خواهد بود با شرکای جدید خود برای بازسازی نظام بین المللی کار کند» یا نه.

این گزارش از آن جهت جالب توجه است که به طور کامل «پروژه قرن جدید آمریکایی» را رد می‌کند، پروژه‌ای که یک طرح نومحافظه‌کارانه خصوصی برای سلطه طولانی مدت آمریکا بر جهان بود و شالوده سیاست داخلی و خارجی دولت بوش-چینی را در اولین دهه از این قرن تشکیل می‌داد. پروژه قرن جدید آمریکایی، آمریکا را بر آن می‌داشت که یک سیطره جهانی بی رقیب به وجود آورد و برای «ممانعت» از رقابت دیگر کشورها با این سلطه هر کاری انجام دهد.

نویسندگان این گزارش فرض را بر این می‌گذارند که روزهای طلایی آمریکا به پایان رسیده است. همان‌گونه که در این گزارش آورده‌اند که «زمان تک قطبی بودن به پایان رسیده است و پکس آمریکانا (Pax Americana) - دوره تعالی آمریکایی‌ها در سیاست‌های بین المللی که از سال ۱۹۴۵ آغاز شد- به سرعت رو به افول است». آنان با خوش‌بینی این‌گونه می‌نویسند که احتمال دارد امریکا «به دلیل برتری خود در طیف ابعاد قدرت و میراثِ نقش رهبری خود»، دست کم تا سال ۲۰۳۰ «در میان هم سطح‌های خود اول باقی بماند».

این گزارش چهار سناریوی احتمالی را برای آینده مطرح می‌کند. در حالتی که آن را «بدترین سناریوی احتمالی» می‌نامد، آمریکا به درون خود خواهد خزید و به جهانی شدن اجازه «توقف» خواهد داد.

این در حالی است که بسیاری از مردمِ کشورهای دگیر این سناریو را یکی از بهترین حالت‌ها در نظر خواهند گرفت، نه «بدترین حالتِ آن»، با فرض نقش مخربی که آمریکا در طول دهه ها و از زمان ظهورش در پایان جنگ جهانی دوم به عنوان قدرت سلطه بر جهان، بازی کرده است، نویسندگان این گزارش چنین اقدامی را به منزله انزواگرایی آمریکا که به افزایش درگیری و بی ثباتی در جهان خواهد انجامید، می‌بینند.

سناریوی دومی که آنان به اصطلاح «هم‌جوشی» خوانده و آن را «بهترین سناریوی ممکن» می‌نامند، افزایش سلطه اقتصادی و قدرت نظامی چین در دوره همکاری با آمریکا است. به عقیده آنان این همکاری می‌تواند به راه حل چالش‌های جهانی همچون تغییرات جوّی و «همکاری جهانی گسترده‌تر» بیانجامد. این بار نیز ممکن است دیگر کشورها همکاری بین دو کشورِ بزرگ جهان به لحاظ اقتصادی و نظامی را چندان ثمربخش ندانند.

سناریوی سومی که وجود دارد و احتمال آن کمتر است، به وجود آمدن یک جهانِ «نا بسامان» است، جهانی که در آن رشدِ نابرابری مساوی است با انفجار و نابودی بسیاری از کشورها و تغییرات آب و هوایی، کمبود آب، غذا و انرژی ناشی از فشار جمعیت، به تشدید درگیری‌های بین المللی خواهد انجامید. جهانی که دیگر آمریکا در آن قادر نخواهد بود نقش یک «پلیس بین المللی» را ایفا کند.

و سرانجام، چهارمین سناریو که تقریبا علمی تخیلی به نظر می‌رسد، سناریویی که رویای بیداری دولت‌های ملی را تصویر می‌کند، جایی که فن‌آوری‌های جدید به عوامل غیردولتی، مانند کلان شهرها و ائتلاف‌های متغیر وابسته به عوامل غیر دولتی اجازه می‌دهد رهبری مسائل جهانی چون درگیریه‌ای بین‌المللی ناشی از تغییرات آب و هوایی را در دست گیرند.

با توجه به خاورمیانه، دغدغه همیشگی آمریکا درباره برنامه انرژی اتمی ایران کاملا مشهود است و نویسندگان شورای ملی نگرانی خود را این‌گونه ابراز می‌کنند که «اگر جمهوری اسلامی ایران بر سر قدرت بماند و قادر به توسعه سلاح های اتمی باشد، خاورمیانه آینده‌ای متزلزل خواهد داشت.»، با فرض میزان فعلی بی‌ثباتی در منطقه - جنگ داخلی در سوریه و یمن، تظاهرات مردمی در بحرین و مصر، خشونت غیرقابل کنترل در لیبی، خشونت موجود در عراق و البته جنگِ افغانستان- و این حقیقت که در حال حاضر تنها این اسرائیل است که سلاح هسته‌ای دارد و از بازرسی و یا نظارت بین المللی تاسیساتِ خود سرباز می‌زند، این نگرانی عجیب به نظر می‌رسد.

واضح است که هیچ کس با اطمینان خاطر نمی‌تواند پیش‌بینی کند که دنیا در سال ۲۰۳۰ چه شکلی خواهد داشت، به ویژه با تهدیدات بی‌سابقه‌ای که با تغییرات فاجعه بار آب و هوایی حاصل شده است، دمای جهان می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به طور قابل ملاحظه ای از آنچه که اکنون هست، بیشتر شود، مساله‌ای که هم برای مردم ساحل نشین و هم برای کشورهایی که در حال حاضر با خشکسالی و کم آبی رو به رو هستند فاجعه آفرین خواهد بود. به گفته تحلیل‌گرانِ اطلاعاتی حتی آمریکا نیز از تغییرات آب و هوایی جانِ سالم به در نخواهد برد چرا که هم مناطق خشک آن، به ویژه جنوب غربی و غرب میانه، و هم مناطق حاصل خیز آن با خشکسالی بی سابقه رو به رو خواهند شد. اگر احتمالات دیگر، به ویژه زوال دلار به عنوان پول رایج دنیا و هم‌چنین بدهی‌های آمریکا ادامه یابند، این کشور همانطور که نویسنده‌های این گزارش عنوان کرده اند «به درون خود خواهد خزید».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها