آموزش و پرورش اصرار دارد بگوید همانطور که افراد معلول در بزرگسالی وارد اجتماع میشوند و در کنار افراد عادی قرار میگیرند، در سنین مدرسه نیز باید در کنار دانشآموزان عادی درس بخوانند تا هم آنها و هم سایر دانشآموزان یاد بگیرند که چطور باید در کنار هم زندگی کنند.
آمدن گروهی از دانشآموزان معلول به مدارس عادی و درس خواندنشان در سیستمی جدا از آموزش و پرورش استثنایی در سالهای اخیر و نیز وعده روز گذشته رییس سازمان مدارس استثنایی کشور مبنی بر مهیا شدن فضای مدارس عادی برای درس خواندن این گروه از دانشآموزان هم از این بابت است، اما این تفکر مدرن آنچنان با امکانات و واقعیتهای موجود فاصله دارد که برای محقق شدن این سیاست و پیاده شدن این تفکر باید دستکم یکدهه وقت گذاشت.
18 هزار معلول، محروم از تحصیل
از نگاههای ترحمآلود و تفسیرهای نادرست اجتماع درباره توانایی معلولان که بگذریم، این گروه با محدودیتهای سختافزاری زیادی روبهرو هستند که از یک کوچه و خیابان گرفته تا در ساختمان وزارتخانهای عریض و طویل که وظیفهاش حمایت از معلولان و افراد ناتوان است، دیده میشود.
به علت همین محدودیتهاست که معلولان اغلب خانهنشینی را انتخاب میکنند و در شرایطی که در محل زندگیشان مدرسه ویژه معلولان یا مدرسه عادیای که تا حدی به نیازهای آنها پاسخ دهد، وجود ندارد، به ترک تحصیل اجباری تن میدهند.
اگر پایتخت یا برخی شهرهای بزرگ کشور را استثنا کنیم با دانشآموزان معلولی روبهرو میشویم که از حداقلهای تحصیل محروماند؛ آنها اغلب در مدارس چندطبقه درس میخوانند که پلههای بلندبالای ساختمان هر روز دستوپاگیرشان است، آنها اتاق ویژه تلویزیون که فیلمهای آموزشی برایشان پخش کند، ندارند، سرویسهای بهداشتی مدارس مناسب شرایط جسمیشان نیست، زنگ ورزش به دلیل نبود معلم ویژه ورزش برای بیشتر آنها حکم وقتگذراندن بیحاصل را دارد، میز و صندلیهای آنها استاندارد نیست و نبود فیزیوتراپ و گفتاردرمان در کنار آنها آنقدر عادی شده که دیگر کمتر کسی به نبودنشان فکر میکند.
البته اگر بخواهیم به آمارهای رسمی تکیه کنیم و برمبنای آن دست به قضاوت بزنیم اکنون نزدیک به 82 هزار دانشآموز استثنایی در کشور تحت آموزش رسمی قرار دارند که اگر قرار باشد شرایط ایدهآل شود، این رقم باید به صد هزار نفر برسد.
طبق این آمار، ترک تحصیل کردن بچههای معلول و نامناسب بودن شرایط و امکانات در مدارس عادی، رگههایی از بزرگنمایی دارد، اما حقیقت این است که با وجود دلگرمکننده بودن آمار تحتپوشش رفتهها، همچنان دانشآموزان معلول بار تحصیل و زندگی را سنگینتر از سایر افراد بهدوش میکشند.
این در حالی است که آخرین آمار رسمی منتشر شده که نشان میدهد هنوز در کشور 18 هزار معلول از چرخه آموزش خارج هستند، گویای این است که فشارهای اجتماعی و فرهنگی بر این دسته از افراد لازمالتعلیم تا چه حد زیاد و لزوم حذف این فشارها تا چه اندازه ضروری است.
با وجود این شاید گفتههای نامدار عبداللهیان رییس سازمان مدارس استثنایی کشور مبنی بر مناسبسازی مدارس عادی تازهتاسیس برای تحصیل دانشآموزان معلول از یک سو و تاکید سند بنیادین آموزش و پرورش بر ارتقای جایگاه دانشآموزان استثنایی آغازی برای پایان سختیهای تحصیل این دانشآموزان در مدارسی باشد که هم دانشآموزان و معلمانش نیاز به آموختن آداب مراوده با دانشآموزان معلول را دارند و هم ساختمانهایش برای تبدیل شدن به مدارس دوستدار معلولان باید بسختی پوست بیندازد.
مریم خباز - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم