نام جعفریان در تیتراژ سریال «مختارنامه» نشان میدهد سازندگان این سریال تحقیقات گستردهای برای باورپذیرتر کردن درام مختارنامه انجام دادهاند. با جعفریان به گفتوگو نشستیم تا بیشتر درباره آثار نمایشی محرم و چگونگی ساخت و پرداخت آنها بدانیم.
ساخت سریالهای مناسبتی برای ایام مختلفی مثل ماه مبارک رمضان و محرم، چند سالی است که مرسوم شده ، آیا با اصل ساخت و پخش این سریالها بویژه به مناسبت دهه اول محرم موافق هستید؟
به نظرم این نیاز به موافقت و مخالفت کسی ندارد. دو عامل سبب شده سریالهای مناسبتی مطرح شود، یکی حساسیت زمانی در محرم و رمضان که توجه و تمرکز ویژهای را میطلبد و دیگری حضور مخاطب بیشتر، باز به دلیل همین حساسیت که جنبه مذهبی و تربیتی دارد. در ماه رمضان نهتنها در ایران، بلکه در بیشتر کشورهای اسلامی بحث سریالهای مناسبتی هست. بنده نمیدانم اول ایرانیها شروع کردند یا دیگران، اما همه میدانیم که در رمضان، مخاطبان بیشتری پای این جعبه جادویی مینشینند. برای ما شیعیان محرم مثل رمضان همین خاصیت را دارد و مردم بیشتر وقت خود را برای این قبیل امور میگذارند. گرچه برخی اعتراض میکنند که این سریالها سبب شده مردم کمتری به مساجد بروند.
فکر میکنید سریالهای ویژه محرم باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا تصویری درست از این ایام را نشان دهد و مخاطب را هم جذب کند؟
محرم هم تاریخ است، هم فرهنگ. بخشی از تاریخ مذهبی ماست که برای ما منبع فکر و اندیشه و فرهنگ و اخلاق و گذشت است. محرم با روح و جان شیعیان آمیخته شده و هر بار با ورود به محرم، روح آدمی آماده تاثیرپذیری تازه از سوی ارزشهای دینی و اخلاقی است. «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»؛ این شعر محتشم یکی از بهترین تفسیرها برای محرم است. سریال عاشورایی هم باید مثل خود عاشورا، شورشی در خلق عالم پدید آورد، بر حزن و اندوه بیفزاید و آدمی را بیش از پیش عاشق امامحسین(ع) کند. برای ما شیعیان عشق به امامحسین (ع) و فرزندان و اصحابش یک اصل است و این عشق میتواند جای بسیاری از عشقهای مجازی را بگیرد. این دلدادگی چیزی است که میتواند به تصویر کشیده شود. به نظرم در بیشتر سریالهای محرم فقط به جنبههای عزاداری و آداب و رسوم توجه شده و جنبههای عبرتی عاشورا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
سریالهایی هستندکه به صورت مستقیم به نمایش واقعه عاشورا نمیپردازند، یعنی از نظر تاریخی به آن برهه از تاریخ اشاره نمیکنند، به مسائلی از قبیل کرامات و معجزاتی که مربوط به این ایام است، اشاره دارند. این اشارات تا چه حدی در شناساندن ابعاد آن حماسه موفق است و چطور میتواند موفقتر شود؟
بنده همیشه از اینکه زندگی آدمی غیرعادی تصویر شود نگران هستم. این درست است که چنین تصویری، از سویی بر امیدها میافزاید، اما در بسیاری اوقات، منشأ خطاها و اشتباهات محاسبهای در زندگی میشود. زندگی نیازمند عقل و درایت است. در کنار آن خداوند متعال نشانههایی نیز قرار داده است که در وقتهای خاصی که قابل پیشبینی هم نیست ، اتفاقات خاصی بیفتد. اما اساس زندگی عقلانی است. تصویری که این سریالها از این امور میدهد و مشابه آنها را در این فیلمهای مذهبی ترکیهای هم میبینیم، نمیتواند پایه درستی برای زندگی باشد. امام حسین (ع) ، مظهر عقل بود. بیدعوت به کوفه نرفت. وقتی احساس خطر کرد برگشت. وقتی نگذاشتند برگردد، راهش را کج کرد. تمام تلاش خودش را کرد تا از دسترس ابن زیاد دور بماند. با عمربن سعد مذاکره و گفتوگو کرد. بیعتش را از اصحابش برداشت و اجازه داد از خطر دور شوند. سخنرانیهای فراوان کرد تا مردم را جذب کند. استدلال کرد تا دست از کشتن او بردارند، اما وقتی خطر کاملا نزدیک شد و راه گریز نبود، زیر بار ذلت هم نرفت. این عقلانیت را باید به تصویر کشید.
کارگردانان ما باید بدانند که جوانانی این فیلمها را میبینند که در زندگی محاسبهگر و تحصیلکردهاند و اینطور نیست که هرچه آنها بگویند اینها باور کنند.
در این سریالها معمولا دو دسته شخصیت معرفی میشود؛ دسته اول آنهایی که موجهتر هستند و از صفاتی مثبت برخوردارند؛ آنها معمولا برای هدایت دسته دوم که آدمهایی خطاکارند، راهگشا هستند. این دستهبندی را قبول دارید؟ فکر میکنید در واقعیت هم این دستهبندی وجود دارد و در سریالها بدرستی نشان داده میشود؟
این مطالب به کارگردان مربوط میشود که اصل را بر دراماتیک بودن کار قرار میدهد. به هر حال عاشورا اینطور است که دستهای حسینی و دستهای یزیدی هستند. این امر در این سریالها هم تاثیر گذاشته است و این یک مساله هنری است. در کنار این امر، ما باید بتوانیم اساس کار را بر بیان ارزشهای دینی قرار دهیم. ما روی رفتارها باید تمرکز کنیم. نحوه عملکرد عاشوراییان را در عاشورا و مردم را در ارتباط با عاشورا و ارزشهای عاشورایی نشان دهیم؛ دو یا چندگونگی رفتارها در برابر این ارزشها. به این نکته هم باید توجه داشت که در عاشورا عدهای مردد بودند. ما باید تردید عمر بن سعد را بین انتخاب دنیا و آخرت به تصویر بکشیم. خیلی با خودش جنگید تا این کار را نکند، اما دنیاطلبی نگذاشت. جالب است که بتازگی در یکی از منابع دیدم که پسر مغیره بن شعبهکه پدرش آدم درستی هم نبود، از عمر بن سعد خواست به کربلا نرود و او را برحذر داشت. معلوم میشود خیلیها نهیاش کردند. ارزشهای عاشورایی هم همینطور است. آدمهایی هم که با عاشورا زندگی میکنند، گرفتار این رفتارهای متعارض میشوند و گاه انتخابهای بدی دارند.
نظرتان درباره وجود جنبههای ماورایی در سریالهای مربوط به ایام محرم چیست؟ یعنی همانطور که ماه رمضان میتوانیم سریالهایی که به عالم معنا اشاره دارد را از سایرین جدا کنیم، فکر میکنید خوب است که این جنبه در سریالهای ماه محرم هم پررنگتر شود؟
قبل از این هم عرض کردم، زندگی آدمی باید بر پایه خرد و در عین حال همراه ایمان به غیب شامل باور به توحید، خداوند و معاد باشد. این خرد به ما حکم میکند تا در زندگی رفتار عادی و طبیعی داشته باشیم. اگر در قرآن، انبیا همراه با معجزه ظاهر میشوند، براساس آنچه در کتب کلامی ما هم آمده، برای اثبات رسالت است. بعلاوه، دادن رسالت به آنها، امری است که ویژه آنهاست و اگر موسی از آسمان کتاب و الواح دریافت میکند، این به دلیل نبوت است. اما زندگی ما باید بر پایه واقعیات و سنتهای جاری خداوند در میان انسانها باشد. همه ما میدانیم این سینمای معناگرا که امروز در دنیا باب شده، روی ما هم اثر گذاشته و ما گرفتار نوعی التقاط شدهایم. معناگرایی غربی آثار نمایشی ما را با معجزات و کرامات مخلوط کرده و معجونی درست کردهایم که گاه در این سریالها خودش را نشان میدهد. اگر باز همان شکل عرفانی و عرفایی قدیم خودمان را حفظ کرده بودیم سالمتر و یکدستتر بود. این هم خودش نوعی تهاجم فرهنگی است که ما تابع سیاستهای سینمایی غربی شده و سینما را آلوده به امور ماورایی و عجایب کردهایم.
شروینه شجری کهن / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم