تله‌فیلم و ضرورت توجه به نشانه‌های بومی

نیاز شبکه‏های تلویزیونی به برنامه‏های مناسب، طی سال‏های اخیر تولید فراوان تله‏فیلم را موجب شده است؛ محصولی که طی دو دهه اخیر از نظر انطباق با شرایط استاندارد، نحوه ساخت، فیلمنامه و مانند آن مورد پرسش و نقدهای بسیاری قرار گرفته است، اما به علت نیاز روزافزون شبکه‏های تلویزیون به چنین آثاری، تولید انبوه این آثار ادامه دارد و چون منتقدان، همان مشکلات را برقرار می‏بینند، این کشمکش ادامه دارد.
کد خبر: ۵۱۷۱۵۰

یکی از نکاتی که درباره تله‌فیلم مطرح است، همسان‏سازی استانداردهای کیفی با نیازهای کمی است.

استانداردهایی که در کشور ما به علت ضرورت‏هایی ملموس، خیلی مورد توجه نیست. مثلا وقــــتی از 19 شبکه دیجیتال موجود، دست‌کم ده شبکه به فیلم و بویژه تله‌فیلم برای پخش نیازمند است، آیا می‏توان به حرفه‏ای‌بودن بازیگران یا نگارش اصولی فیلمنامه و مواردی چون هزینه تولید و تهیه‏کنندگی حرفه‏ای نظر داشت؟ مثلا بودجه تولید این آثار خیلی بالا نیست، بنابراین اگر بخواهند برای جذاب شدن محصول خود به بازیگران نام‏آشنا یا جلوه‏های ویژه و... فکر کنند، طبیعی است کار به انتها نخواهد رسید. پس بهتر است از همان ابتدا در این موارد با خست و سختگیری کار پیش رود. تله‌فیلم‌های ما به دلایلی اینچنین، محل پرسش هستند.

ما در تله‏فیلم‏هایمان از نظر فیلمنامه‏ای و گره‌افکنی، بازی‏گرفتن، تدارکات، صحنه‏پردازی یا طراحی لباس و چهره، حتی لوکیشن و... شاهد تکرارهای بسیار هستیم. مثلا اگر یک تله‌فیلم از تمهیدی اثرگذار در روایت استفاده کرده باشد، خیلی زود آن را به صورت برداشت‏هایی پرورش‌نیافته در تله‏فیلم‏‏های دیگر می‏بینیم یا اگر قرار است به مناسبتی چون تولد ائمه(ع) یا مناسبت‏های تقویمی مثل نوروز، ماه رمضان، محرم و... فیلمی برای پخش بسازیم، همسانی بسیاری می‏بینیم. این اشکالات موجب می‏شود که هیچ‏کدام از تله‏فیلم‏ها را به عنوان آثاری ماندگار به یاد نیاوریم زیرا دیدن این آثار مشابه جذابیتی ندارد. جالب است برای همین آثار تقریبا مشابه، قواعد سختی در پخش تعریف می‏کنیم. مثلا اگر ماشین تولید داخل در فیلم داریم، روی نشان تجاری خودرو را می‏پوشانیم، در حالی که در آثار خارجی چنین محدودیتی اعمال نمی‏شود.

به هر حال، تله‌فیلم به عنوان یک محصول تصویری پرمصرف، در شبکه‏های ما نیز وجود دارد. مخاطب انبوه، رقبای ماهواره‏ای، الزامات فرهنگی و اندیشه‏ای و باورهای دینی، اقتضائات عرفی و... عوامل را به جدی نگرفتن انتظارات حرفه‏ای و تخصصی کارشناسان، نویسندگان و منتقدان سوق داده است. زمانه، زمانه دو کانال با ساعات پخش محدود و همچنین شیوه زندگی بیست، سی سال پیش نیست.

اگر تلویزیون نتواند مخاطب امروزی را پای محصولات هرچند بی‏کیفیت اما بظاهر بی‏خطر بنشاند، آسیب‏ها و ناهنجاری‏های برآمده از فرهنگ‏های دیگر و حتی باورهای القایی و مهاجم، جامعه را به آشفتگی و اختلالات اندیشه‏ای گرفتار می‏کند که این حالت در هیچ جامعه‏ای مطلوب نیست. البته مشابهت‏های میان این‌گونه محصولات، از جهتی مثبت خواهد بود اگر عناصر روایی یا تصویری، متاثر از المان‏های بومی و دینی باشد.

در چنین شکلی، می‏توان عناصر وحدت‏بخش و منسجم‏کننده اجتماعی را با کمترین هزینه، در اذهان مخاطبان جا داد. یک مثال در این زمینه از نظر القای نشانه‏های اجتماعی جامعه آمریکا می‏تواند این نگرش را مفهوم بدهد. اگر به تصاویری که از توفان معروف سندی به جهان مخابره شده، توجه کنیم، خواهیم دید بدون هیچ استثنایی، پرچم آمریکا در یکی از این تصاویر به جهان مخابره شده است. به سخن دیگر، رسانه آمریکایی خود را موظف می‏داند المان وحدت‏نمای جامعه و نظام خویش را به رخ بکشد.

بر همین منوال، ما که گفته یا ناگفته از غرب و سیستم تصویری آن الگو می‏گیریم، باید در این تله‏فیلم‏های بظاهر مشابه، المان‏های بومی خود را تکرار کنیم تا در نهاد و سرشت مخاطب ایرانی قرار گیرد. در این شکل برخورد با تله‏فیلم‏ها شاید بتوان ضعف‏های برآمده از تولید غیرحرفه‏ای را نادیده گرفت.

حسین سلطان‏محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها