به گزارش جامجم، بحث سرانه مطالعه یکی از پرتنشترین بحثهای حوزه کتاب طی سالهای گذشته بوده است که هنوز هم ادامه دارد. بعد از آنکه چند سال پیش سرانه مطالعه مردم در یک اظهارنظر رسمی از سوی رئیس وقت کتابخانه ملی دو دقیقه در روز عنوان شد، برخی نهادها به تکذیب این آمار پرداختند و برخی نهادها نیز تلاش کردند خودشان آمارگیری جدیدتری انجام دهند. نهادهایی هم تلاش کردند مطالعه قرآن و مطبوعات و حتی سایتها را وارد سنجش سرانه مطالعه کنند تا آمارها را افزایش دهند.
با وجود این، قصه همچنان ادامه دارد. یکشنبه شب علی اسماعیلی، سرپرست معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در برنامه زنده تلویزیونی «میدان فرهنگ» که از شبکه سوم سیما پخش میشد، قیمت بالای کتاب را دلیل پایین بودن میزان مطالعه کتاب بین خانوادههای ایرانی اعلام کرد.
در این برنامه پنج دلیل نداشتن زمان کافی، دسترسی سریع و آسان به اطلاعات در فضای مجازی، قیمت بالای کتاب، عدم جذابیت فرم و محتوای کتاب و همچنین عدم پاسخگویی به نیازهای ضروری به عنوان گزینههای نظرسنجی برنامه مبنی بر افت مطالعه ذکر شده بود.
سرپرست معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد که تمایل به پاسخ دادن به این پرسش را نداشت، در نهایت به اصرار مجری گزینه سه یعنی قیمت بالای کتاب را انتخاب کرد.
در این برنامه مردم به ترتیب زیر به گزینهها رأی دادند: نداشتن زمان کافی 4/21 درصد، دسترسی سریع و آسان به اطلاعات در فضای مجازی 8/14 درصد، قیمت بالای کتاب 1/35 درصد، عدم جذابیت فرم و محتوای کتاب 2/14 درصد و عدم پاسخگویی به نیازهای ضروری 5/14 درصد.
اسماعیلی در این برنامه در مورد قیمت کاغذ گفت: بپذیریم که مسئول تنظیم بازار کاغذ وزارت ارشاد نیست، ولی با توجه به اینکه ما مصرفکننده کاغذ هستیم، در این زمینه وارد عمل شدهایم و بلافاصله کارگروهی تشکیل دادیم که مرتب جلسه برگزار میکند.
اتهامی به نام سرانه مطالعه پایین
اما از آن سو در برنامه دیگری که عصر یکشنبه از سوی نهاد کتابخانههای عمومی در کتابخانه مرکزی پارک شهر برگزار شد، منصور واعظی دبیرکل این نهاد گفت: امروز موفق شدهایم از اتهام بزرگی که سالها به مردم ایران وارد میشد و در آن بیان میکردند که ایرانیها اهل مطالعه نیستند و سرانه مطالعه در بین آنها دو دقیقه است، برهیم و این ذهنیت را تغییر دهیم و اعلام کنیم که سرانه مطالعه مردم ایران در منطقه در رتبه نخست قرار دارد.
واعظی که دبیری شورای فرهنگ عمومی کشور را نیز عهدهدار است، گفت: در افزایش سرانه مطالعه هدف ما مانند چشمانداز اقتصادی نیست و با توجه به پیشینه و بنیه فرهنگی و بزرگان دینی که در کشور داشته و داریم، باید در فکر این باشیم تا سرانه مطالعهمان در نقطه اوج جهان باشد. با این حال هیچ یک از این دو مسئول فرهنگی به منابع مورد استناد خود برای بیان این آمارها اشاره دقیقی نکردند.
کتاب خوب عرضه نمیکنیم
پرویز بیگی حبیبآبادی، شاعر و مدیر انتشارات فصل پنجم در این باره به خبرنگار ما گفت: ما با بحران مخاطب کتاب روبهرو نیستیم. ما متاسفانه کتابهای خوب و ارزشمندی عرضه نمیکنیم. هرگاه کتابهای خوبی از سوی مولف نوشته و از سوی ناشر پخش شود، هرگز با بحران مخاطب مواجه نمیشویم.
او ادامه داد: از صد درصد عنوان کتابی که در کشور منتشر میشود، 70 درصد قابل مطالعه نیستند. به این معنی که فاقد ارزش علمی هستند. از این میان 10 درصد کتابها قابل خواندن است و 20 درصد باقیمانده هم فقط قابل تورق است.
این شاعر و ناشر گفت: بنابراین مخاطب در چنین شرایطی سرگردان میشود و نمیداند چه کتابی باید بخواند. یعنی از هر ده کتابی که میخرد هفت کتاب قابل مطالعه نیست و مخاطب را پس میزند.
بیگی حبیبآبادی گفت: در حوزه شعر با توجه به شرایط سخت اقتصادی طبیعی است که مردم کتاب را از سبد خانواده حذف و کالاهای ضروریتر را جایگزین آن میکنند.
فقر در تولید
احمد شاکری، داستاننویس نیز در گفتوگو با جامجم گفت: بررسی میزان مطالعه و مقایسه آن با دورههای مختلف نیازمند اطلاعات آماری است.
به گفته او، اگر یک دوره خاص را مدنظر قرار ندهیم، در تاریخ ادبیات ما سرانه کتابخوانی در مقایسه با برخی کشورها پایین بوده و این یک دلیل مزمن دارد.
شاکری افزود: در دهه گذشته یا ظرفهای زمانی دیگر، ممکن است این افت بیشتر شده باشد که باید دلایل آن را لحاظ کرد مثلا ممکن است مشکل کاغذ یا نوسانات ارزی در افت مطالعه دخیل بوده باشد.
او گفت: در حوزه ادبیات داستانی که جزو پرشمارترین و پرمخاطبترین حوزههای مطالعه کتاب است، یکی از دلایل افت مطالعه فقر در تولید است.
به گفته شاکری، در بیان دلایل افت سرانه مطالعه نباید به شیوه صفر و صد عمل کرد و باید سهم محتوای کتاب و مطالعه مفید را که از اهمیت بالایی برخوردار است، مدنظر قرار داد.
این نویسنده در واکنش به اظهارات واعظی گفت: من ابزار دقیقی برای مقایسه آماری در دست ندارم؛ اما باید در بیان میزان سرانه مطالعه ریزمولفهها و معیارها مشخص شود وگرنه اعلام آمار به صورت کلی چندان قابل استناد نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم