در آیین افتتاح هفته کتاب وزیر ارشاد از ناشران به دلیل تحمل شرایط دشوار اقتصادی تشکر کرد، شما اوضاع این روزهای نشر را در جایگاه رئیس اتحادیه ناشران چگونه تحلیل میکنید؟
ما امروز شرایط بسیار خاصی را میگذرانیم. در سالهای مختلف شرایط ویژه در موضوعات متفاوت کم ندیدهایم. ولی حداقل درباره کاغذ و مواد اولیه نشر، چنین شرایط خاصی را فقط در سال چهارم یا پنجم دوران دفاع مقدس تجربه کرده بودیم و غیر از آن دوره من چنین وضعی را که در هشت ماه گذشته برایمان ایجاد شده، اصلا به یاد ندارم. معمولا وقتی هزینهها و درآمدهای مردم افزایش پیدا نمیکند و از سوی دیگر وقتی مردم باید هزینههای بیشتری را یعنی حدود دوبرابر بیشتر از گذشته برای خرید کالاهای مورد نیازشان صرف کنند، طبیعتا اولین چیزی که از سبد خانوار حذف میشود، کالاهای فرهنگی ازجمله کتاب است. هرچند کتاب پیش از چنین اتفاقی هم جایگاه چندانی در سبد خانوار ایرانی نداشته است.
یکی از مشکلات مهم ناشران، افزایش قیمت کاغذ است. این مساله به کجا رسیده و چه تاثیری در کار ناشران داشته است؟
خدا را شکر مسئولان، اقداماتی برای کاهش قیمت کاغذ انجام دادهاند که تا اندازهای هم به نتیجه رسیده است. اگر بتوانند این روند را ادامه دهند و ثبات قیمت در این بخش ایجاد کنند، میتوانیم امیدوار باشیم که برای سال آینده بر مشکل ایجادشده درباره هزینههای مواد مصرفی در سال جاری، غلبه کنیم.
اگر به هر دلیلی کاغذ به ثبات قیمتی مد نظر نرسد، چه اتفاقی میافتد؟
اگر خدای نکرده این موضوع در چند ماه آینده برطرف نشود، ما شاهد بیکارشدن پرسنل موسسات نشر، کمکارشدن موسسات فرهنگی، کمکارشدن نویسنده و مترجم و ویراستار و صفحهآرا و گرافیست میشویم که این مساله در نهایت به چاپخانهها و صحافها و مراکز پخش و... سرایت میکند. من شنیدهام صحافیها به دلیل افزایش قیمت چسب و چاپخانهها به دلیل افزایش قیمت مرکب از فعالیتهای خود کم کردهاند. با ادامه این روند، چون افراد بسیار زیادی در خانواده نشر مشغول به فعالیت هستند ما با یک بیکاری بسیار چشمگیر مواجه میشویم.
درباره قیمت کتابهای موجود، من بارها دیدهام که قیمت کتاب را با ماژیک پنهان کردهاند یا برچسبی روی آن زدهاند و با قیمت گرانتر یا به اصطلاح با قیمت روز میفروشند.
این کار طبیعتا غیرقانونی نیست. اگر کسی قیمت نخود و لوبیایش را گران کند، آیا از او اشکال میگیرند؟ خیر. فقط میتوانیم بگوییم تغییر قیمت کتاب، چندان حرکت فرهنگی خوبی نیست. زیرا در هر صورت ناشر و کتابفروش سرمایه محدودی دارند. من ناشر که در سال گذشته کاغذ را بندی 29 هزار تومان میخریدم، امسال در این شرایط ارزانشدن قیمت کاغذ و اقدامات مختلف، باید کاغذ را بندی 75 هزار تومان خریداری کنم. من این کسری پول را از کجا باید به دست بیاورم؟ اگرچه در حوزه فعالیت ناشران صاحبنام معمولا چنین اتفاقاتی رخ نمیدهد، ولی باید بگویم این اقدام به شکلی جهت حفظ سرمایه ناشر است. شاید هم کتابفروش چنین کاری را انجام بدهد. ولی در کل تاکید میکنم به نظر من چنین کاری غیرقانونی نیست. علاوه بر این که تا به امروز کسی به اتحادیه ناشران در این زمینه هیچ گزارش رسمی و شکایتی نداشته است.
در دیگر محصولات با نرخ مشخص خود نیز قاعدتا باید همان هزینه درج شده روی محصول به مشتری گفته شود. کتابی که چاپ آن برای سال 89 است چرا باید امروز گرانتر فروخته شود؟
قدیانی: وقتی باب اهدای کتاب رواج پیدا کند کمکم مردم یاد میگیرند کتابهای تخصصی خریداری کنند. کمکم مردم برای خرید کتابهایشان ملاکهایی را در نظر میگیرند و ما در این صورت به سوی رشد واقعی صنعت نشر پیش میرویم
اگر شما بخواهید امروز به خارج از کشور سفر کنید، آیا هزینهها را با نرخ دلار دو سال پیش با شما حساب میکنند؟ فرق شغل کتابفروش و ناشر با بسیاری از شغلهای دیگر، درجشدن قیمت روی جلد کتاب است. البته ناشر میتواند قیمتی هم درج نکند مانند کتابهای نفیس. این درج قیمت هم به علت آسایش مصرفکنندگان بوده تا در هر کتابفروشی، کتاب به قیمت متفاوت به فروش نرسد. در سال 91 هیچ محصولی نیست که قیمتش افزایش پیدا نکرده باشد. کتاب هم مثل دیگر کالاهاست. البته من به شخصه در انتشارات قدیانی ـ که بیش از 2000 عنوان کتاب دارد و انبارش هم پر از کالاست ـ به هیچ عنوان قیمت کتابهایم را تغییر ندادهام و از همین جا اعلام میکنم در سراسر ایران اگر قیمت کتابهای انتشارات قدیانی با برچسب جدید تغییر کرده از سوی ما نبوده است و به عنوان رئیس اتحادیه ناشران اعلام میکنم 95 درصد ناشران عمومی به قیمت کتابهایشان دست نزدهاند و اگر در جایی این قیمت تغییر کرده، فقط از سوی کتابفروش بوده است. اگر هم ناشر حرفهای قیمت کتابش را تغییر داده از طریق برچسبهایی است که آرم انتشارات روی آن ثبت شده است.
امروز وقتی ناشری برای حل مشکلات اقتصادیاش به سراغ اتحادیه ناشران میآید، شما چه فعالیتهایی برای بهبود اوضاع آن ناشر انجام میدهید؟
اتحادیه براساس نظام قانون صنفی فعالیت میکند و تا جایی که بتواند ناشران را در زمینههای مختلف کمک میکند. تا این لحظه نیز نه گزارش مکتوب و نه شفاهی در این باره نداشتهایم. شاید چند نفری تلفنی تماس گرفتند که با صحبتکردن قانع شدند و مساله برایشان حل شد.
شاید این مساله روی دیگری داشته باشد. مثل این که شاید ناشران گمان میکنند از دست اتحادیه هم کاری برنمیآید و به همین جهت شکایتی به شما نمیکنند.
آیا همکاران ناشر و کتابفروش ما حاصل افت قیمت کاغذ از سه ماه پیش تاکنون را که از صد هزار تومان به 75 هزار تومان رسیده است، ندیدهاند؟ این اقدامات حاصل شکلگرفتن کارگروههایی بوده که اتحادیه نیز در آن نمایندگانی داشته و ساعتهای طولانی در آنها وقت صرف کرده است. مثلا درباره کارگروه فرهنگی نیز همکاران ما متوجه پیشاقدامات ما نیز نمیشوند. همه حاصل کار را میبینند. کسی از سالها فعالیت ما در این زمینه صحبت نمیکند.
امسال هم مراسم و اقداماتی برای هفته کتاب در نظرگرفته شده است. با توجه به شرایط اقتصادی روز و سابقه چند ساله برگزاری هفته کتاب، به نظرتان این تبلیغات تا چه اندازه در رشد کتابخوانی و خرید کتاب تاثیر میگذارد؟
اگر در عمل چیزی در دل هفته کتاب نباشد، ولی باز هم موجب میشود یک هفته، رسانههای مختلف اعم از تلویزیون و روزنامهها و مجلات و... همگی به مساله کتاب و کتابخوانی بپردازند. این تبلیغات خود به خود در فروش کتاب تاثیر میگذارد. من از نوجوانی یعنی از سال 48 در غرب تهران کتابفروشی داشتم و همیشه یادم هست روز دوازدهم اردیبهشت کتابفروشیها بسیار شلوغ میشد و همه برای معلمهایشان کتاب خریداری میکردند، ولی رفتهرفته این عادت خوب کمرنگ شد و به خرید شیرینی و گل محدود شد. اگرچه مطبوعات در این مساله مقصر نبودند، ولی به این امر بیتوجه بودهاند. اگر برای روز بیست و چهارم آبان ـ که روز مصوبشده اهدای کتاب است ـ تبلیغات بیشتری صورت دهید، بسیار در این امر موثر خواهد بود.
ولی اهدای کتاب بار منفی پیدا کرده است، زیرا در این مواقع همیشه کتابهای سطح پایین از لحاظ علمی و محتوایی در گردش میافتد. معمولا افراد کتابهای باارزش خود را پیش خود نگه میدارند.
الان لازم نیست بحث را به سمت محتوا و کیفیت ببریم. من معتقدم باید اول باب هدیه دادن کتاب را باز کنیم؛ با هر محتوایی و با هر کیفیتی. فرض کنید کسی در بیمارستان بستری است. به جای آن که پس از مرخصی 40 قوطی کمپوت داشته باشد که در سوپری محل آنها را به نصف قیمت بفروشد، 20 کتاب حافظ هدیه بگیرد. این فرد پس از آن به دیدار هر کسی که میرود، چه برای عیادت چه برای مهمانی و چه هر مناسبت دیگری یکی از این کتابهای حافظ را با خود میبرد. این یعنی بازشدن باب اهدای کتاب. کتاب میتواند دست به دست بگردد. وقتی باب اهدای کتاب رواج پیدا کند، کمکم مردم یاد میگیرند کتابهای تخصصی خریداری کنند. کمکم مردم برای خرید کتابهایشان ملاکهایی را در نظر میگیرند و ما در این صورت به سوی رشد واقعی صنعت نشر پیش میرویم.
حورا نژادصداقت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم