در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بلیغ پس از انقلاب سالهای پیری خود را در خانه محقری در خیابان امیریه جنوبی تهران میگذرانید و آخرین بار به واسطه اعتیاد و به همراه داشتن مواد مخدر دستگیر شد.
مهدی در ایام فعالیت مجرمانه در طراری و کلاهبرداری تا آنجا پیش رفته بود که یکبار ساختمان کاخ دادگستری تهران را به یک شیخ عرب فروخت!
او حتی کلاهبرداری از اعضای خانواده شاه و دربار هم ابا نکرد، البته او در سرقت هم بینظیر بود و بدون شک یکی از دزدان و کلاهبرداران تاریخی و منحصر به فرد تاریخ، حداقل در تاریخ قضایی ایران است که ماجرای جرایمش بسیار جالب و خواندنی است.
به عنوان نمونه ماجرای سرقت یک جواهر فروشی در خیابان فردوسی تهران که سال 1333 انجام داد نشان از نبوغ وی دارد.
همچنین فرارهای خارقالعاده او شاید هیچ وقت دیگر تکرار نشود، یکبار موقعی که در کویت دستگیر و به ایران منتقل میشد در وسط خلیجفارس خود را به دریا انداخت و موفق شد از دست شرطههای کویتی و کوسههای هولناک و خونخوار آبهای خلیج فارس بگریزد.
مهدی به زبانهای عربی و انگلیسی کاملا مسلط بود، او که از نبوغ و هوش سرشاری برخوردار بود در کلاهبرداری و دزدی از ترفندهای بسیار زیرکانه و مبتکرانه استفاده میکرد.
خودش میگفت: «از انجام دزدیها و کلاهبرداریهای پیچیده و برنامهریزی شده لذت میبرم.» این گفته نشان میدهد در واقع بیشتر این کارها را برای ارضای روحی و روانی خود انجام میداد.
براساس اخبار منتشر شده قرار است مسعود کیمیایی زندگی مهدی بلیغ را در قالب فیلمی به نام «خائنکشی» کارگردانی کند. این فیلم به بخشهایی از زندگی مهدی بلیغ، خلافکار معروف دهههای 30 و 40 میپردازد که به آرسنلوپن ایران معروف بود.
کیمیایی در حالی قصد دارد زندگی بلیغ را به تصویر بکشد که گویا در اوایل دهه 40 با آرسنلوپن ایران آشنایی
داشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: