ماشین دزد عشق سرعت

سارا که بارها به اتهام سرقت خودرو دستگیر شد و پس از چند سال به سارق شناخته شده خودروهای مدل بالا تبدیل شده بود،​ در نهایت جان خود را در یکی از خودروهای مسروقه از دست داد.
کد خبر: ۵۱۵۶۵۷

سارا از سال 83 زمانی که حدود14 سال داشت دزدی‌های زنجیره‌ای خود را شروع کرد و اولین‌بار با شگرد خاص خود اتومبیل پسری به نام امیرحسین را سرقت کرد، اما بعد از دستگیری با رضایت شاکی آزاد شد.

آن روز هیچ‌کس فکر نمی‌کرد پس از مدتی به دختری تبدیل شود که بیشتر قضات دادسرای جنایی او را بشناسند، دختری که قربانی طلاق والدین بود. او در دزدی‌هایش همیشه شیوه ثابتی داشت و پس از سوار شدن به خودروی مردان با آنها طرح دوستی می‌ریخت و از آنها می‌خواست تا به گردش بروند.

پس از آن‌که مسافتی را با هم طی می‌کردند سارا به مرد راننده می‌گفت برایش آب معدنی یا سیگار بخرد، وقتی طعمه را فریب می‌داد تا پیاده شود و داخل مغازه برود، آن موقع بود که سارا مرحله بعد نقشه خود را اجرا می‌کرد: «بسرعت پشت فرمان می‌نشستم و با فشار روی پدال گاز فرار می‌کردم».

اوایل چون رانندگی را بخوبی بلد نبود تصادف می‌کرد. اما تصادف در دفعات بعد به عادت او تبدیل شد و او پس از سرقت، خودرو را به جایی می‌کوبید و متواری می‌شد.

البته یکی از قضات دادسرای جنایی که به دفعات سارا را به عنوان متهم روبه‌روی خود دیده بود در مورد سارا می‌گوید: متاسفانه سارا به دلیل طلاق والدینش هیچ پناهگاهی نداشته، پدرش به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده بود، به همین دلیل مادر او طلاق گرفته و ازدواج مجدد کرده بود. سارا هم به ناچار با مادربزرگش زندگی می‌کرد، اما پس از مدتی از خانه مادربزرگ متواری شده و با قرار گرفتن در مسیر خودروهای عبوری، اقدام به سرقت می‌کرده است.

او هر بار پس از سرقت خودرو، همراه تعدادی از دوستانش با خودروی مسروقه تفریح و گردش می‌کرد. سارا که به متهمی سابقه‌دار تبدیل شده بود برای فریب دوستانش وانمود می‌کرد خودرو را یکی از بستگان برای او خریده است. پس از دستگیری هم دوستان وی نسبت به سرقتی بودن خودرو اظهار بی‌اطلاعی می‌کرده‌اند.

سارا در آغاز جرایمش بارها به کانون اصلاح و تربیت رفته بود و پس از چند سال به عنوان یک مجرم سابقه‌دار در بین قضات جنایی شناخته می‌شد، چون تعدادی از آنها پرونده او را مورد رسیدگی قرار داده و بقیه هم ماجرای او را از همکارانشان شنیده بودند بنابراین وقتی یک شاکی ماجرای سرقت خودرواش را تعریف می‌کرد، متوجه می‌شدند سرقتی دیگر از سوی متهم سابقه‌دار و نام آشنای دادسرای جنایی انجام شده است، به این ترتیب بار دیگر دستگیری سارا در دستور کار پلیس قرار می‌گرفت.

سارا چند بار اول به دلیل سن کم با بخشش قضات روبه‌رو می‌شود، اما در فاصله کوتاهی بار دیگر به اتهامی مشابه دستگیر ‌شده و به زندان می‌رفت، اما زندان نیز دختر جوان را سر به راه نکرد و او به محض آزادی بار دیگر با شیوه خاص خودش اقدام به سرقت اتومبیل می‌کرد و با برخی از دوستانش که آنها هم خانه و زندگی نداشتند، شب‌ها داخل اتومبیل می‌خوابید.

او اصرار داشت فقط عشق به رانندگی و داشتن اتومبیل او را وادار به سرقت می‌کند و چون وضع مالی او و خانواده‌اش بسیار بد است و توانایی خرید اتومبیل ندارد مجبور به سرقت اتومبیل‌ها می‌شود.

او در یکی از مصاحبه‌هایش وقتی به اتهام سرقت خودرو دستگیر شد از علاقه‌اش به سرعت ‌گفت: «شیفته سرقت خودرو هستم و چون محلی برای زندگی ندارم، پس از سرقت خودرو مدتی درون آن زندگی می‌کنم و سپس با سرقت لوازم داخل خودرو، آن را رها می‌کنم.»

او همچنین در خاطراتش به خبرنگاران گفته بود در یکی از دفعات پس از سرقت در خیابان‌های شهرک غرب در حرکت بود یک اتومبیل پاترول با سه سرنشین که یکی از آنها صاحب پژو 405 مسروقه بود جلویش را گرفتند و بعد از این‌که به زور پیاده‌اش کردند می‌خواستند او را بدزدند، اما گشت پلیس از راه رسید و آنها او را رها کردند و فراری شدند.

نکته دیگری که در پرونده مختومه شده سارا به چشم می‌خورد، این است که او به هیچ قیمتی حاضر به زندگی با مادربزرگ خود نبود و زندان را به حضور در کنار مادربزرگ خود ترجیح می‌داد.

سارا در اعترافات خود نیز گفته بود: پس از جدایی والدینم، هرکدام از آنها بدون توجه به سرنوشت من، راه خود را در پیش گرفته و مرا فراموش کردند و من نیز مجبور به سرقت شدم. هر بار پس از سرقت خودرو، مدتی درون خودروهای دزدی زندگی می‌کردم و سپس با رهاکردن خودرو سوار یک خودروی دیگر می‌شدم و روز از نو روزی از نو.

سرانجام جسد سارا در یکی از روزهای بهاری سال 87 در حالی که حدود 20 سال داشت در یکی از خودروهایی که ربوده و با تیر برق تصادف کرده بود، پیدا شد و پرونده این سارق متفاوت برای همیشه بسته شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها