کتاب «بازنمایی ایران و اسلام در هالیوود» نوشته دکتر عبدالله بیچرانلو به ابعداد مختلف این تصویر اشاره داشته که درباره دلایل ساخت این قبیل فیلمها و اهدافشان با او به گفتوگو نشستیم.
هنوز چند ماهی از انتشار کتاب بازنمایی ایران و اسلام در هالیوود نگذشته که شاهد اکران فیلمی چون «آرگو» و فیلمی موهن درباره نبی اکرم(ص) هستیم. عملکرد هالیوود در تولید این آثار را میتوان به یک تهاجم و جنگ نرم تشبیه کرد. چه روش مقابله فرهنگی با این گونه آثار پیشنهاد میکنید؟
تولید اینگونه آثار در وهله اول ممکن است نوعی تهاجم به نظر برسد که از جانب آمریکا علیه اسلام و ایران رخ داده، اما در حقیقت، در واکنش به خطری است که از جانب آمریکا احساس شده؛ خطری که از تغییر تدریجی نگرشها درخصوص ایران و اسلام در میان افکار عمومی در کشورهای مختلف بویژه در غرب ایجاد میشود. به همین دلیل در دورههای مختلف تلاش میشود به شیوههای گوناگون تنور اسلامهراسی و ایرانهراسی داغ نگه داشته شود تا هراس از آنها مانع نزدیک شدن به آنان و شناخت بهترشان شود. این روند نهتنها بزودی متوقف نخواهد شد بلکه بتدریج تشدید نیز میشود و در دهه پیشرو هرچندماه یکبار شاهد تولید فیلمهای سینمایی یا بازیهای رایانهای با تمرکز بر تشدید اسلام هراسی و به طور خاص ایرانهراسی خواهیم بود. مجموعهای به هم پیوسته از راهکارها را در قبال این تولیدات میتوان پیشنهاد کرد؛ نخست، باید آگاهیهای عمومی مردم را درخصوص این گونه آثار افزایش داد، ازجمله با برگزاری نشستهایی در دانشگاهها و محافل علمی ـ پژوهشی و رسانهای. در گام عملیاتیتر، همانطور که اشاره شد هدف از تولید این گونه آثار، ایجاد و تقویت ایرانهراسی و اسلامهراسی است، بنابراین هر اقدامی که به معرفی ایران و اسلام به زبانی نیکو منجر شود، به نحوی هدف یاد شده را خنثی میکند. در این خصوص مردم عادی دیگر کشورها مورد نظر هستند، بنابراین از هر فرصت ارتباطی در هر عرصهای که فراهم میشود همچون میادین ورزشی، جشنوارههای گوناگون فرهنگی ـ اجتماعی یا هرگونه تعامل فرهنگی دیگر برای این منظور باید مورد توجه قرار گیرد. تاثیر ارتباطات چهره به چهره بر افراد بسیار عمیقتر از تاثیر رسانههاست. از این رو اولویت را در این زمینه باید به ارتباطات میان فرهنگی چهره به چهره داد و در گام بعد از ظرفیتهای رسانهای مانند ارتباطاتی که در فضای مجازی شکل میگیرد یا رسانههای برونمرزی بهره برد. شاید در نگاه اول بحث از توسعه و تقویت زیرساختهای مربوط به گردشگری، ارتباط چندانی با این موضوع نداشته باشد، اما تجربه گفتوگو با بسیاری از اتباع خارجی که به ایران سفر کردهاند، نشان داده اثربخشترین رویکردی است که میتوان از آن برای زدودن غبارهای شکل گرفته در افکار عمومی بینالمللی درخصوص ایران و اسلام استفاده کرد و این یعنی فراهم کردن زمینههای گوناگون حضور اتباع دیگر کشورها بویژه کشورهای غربی در ایران.
بر مبنای تحقیقات صورت گرفته، آغاز تولید و ساخت فیلمهای ضداسلامی و ایرانی در هالیوود از چه سالی بوده است؟
ساخت آثار کلیشهای درخصوص اقوام مسلمان و مردم خاورمیانه تقریبا از دورههای آغازین سینمای هالیوود وجود داشته است، اما تولید این آثار از دهه 90 یعنی از زمان افول کمونیسم تشدید شده است. در این دوره، مسلمانان در جایگاهی قرار گرفتند که پیشتر کمونیستها در فیلمهای سینمایی قرار داشتند یعنی در نقش «دیگری» که غرب با آنها در تقابل است.
سینمای ایران در مواجهه با حملات هالیوود، موضعگیری خاص خودش را داشته است. عملکرد سینمای ایران را در ارائه تصویری واقعی از ایران و اسلام چطور میبینید؟
بیشتر آثار سینمای ایران چندان رویکرد بینالمللی یا جهانی نداشته است، با این حال در دورههای مختلف، فیلمهایی تولید شده که بتواند تصویری مناسب از ایران یا اسلام ارائه کند. برخی از آثار آقای مجیدی یا میرکریمی یا دیگران در این زمرهاند، اما هنوز فاصله بسیار زیادی تا نقطه مطلوب وجود دارد.
تاکنون چند فیلم یا اثر ضدایرانی و اسلامی در هالیوود ساخته شده است؟
در فضای هالیوود بیش از هزار فیلم که تصویری مخدوش از اقوام مسلمان و خاورمیانه ارائه میکنند، ساخته شده است.
آیا کشورهای دیگر جهان هم تاکنون اقدام به تولید چنین آثاری داشتهاند؟
در انگلیس، فرانسه و گاه با مشارکت ایرانیان در سوئد نیز آثاری تولید شده است، اما در قیاس با آثار تولید شده در فضای هالیوود، وزن و اهمیت چندانی نداشتهاند.
بخش عمدهای از مفاهیم ضدایرانی و اسلامی از طریق خبرسازی شبکههای خبری و ساخت فیلمهای مستند به جهان مخابره میشوند. این شبکهها به صورت شبانهروزی فعال هستند و تاثیرگذاری لحظهای در مخاطب ایجاد میکنند. دنیای خبر و سینمای مستند را در القای مفاهیم مورد نظر غرب چگونه ارزیابی میکنید؟
بیچرانلو: احتمال میرود اقبالی نسبی نصیب فیلم آرگو شود چون پس از گذشت سه دهه که رسانههای گوناگون غرب، شکست آمریکا در جریان تسخیر سفارت این کشور در ایران را تکرار کردهاند و نوعی سرخوردگی در آنها ایجاد شده است این فیلم به نوعی مرهم بر زخمی سی ساله است
هر یک از این رسانهها جایگاه و اهمیت خود را دارند؛ وقتی فیلمی در سینما به نمایش درمیآید، مخاطب در لابهلای یک داستان که ممکن است اکشن، درام یا هر ژانر دیگری باشد به تماشای فیلم مینشیند. در این زمینه ژانر اکشن در دهه 90 بیشتر مورد بهرهبرداری قرار گرفت اما در دهه اخیر بتدریج به سمت تاریخی و درام رفتهاند. مخاطب به سینما نیامده که به تماشای پروپاگاندای آمریکا علیه ایران یا اسلام بنشیند، بلکه میخواهد فیلمی را تماشا کند و سرگرم شود. از این رو، ناخودآگاه چنین مخاطبی تحت تاثیر قرار میگیرد. مستندهای تلویزیونی به نحوی مکمل اخبار و گزارشهای خبری مربوط به خاورمیانه و البته بسیار با اهمیت هستند چون مخاطب با دیدن مستند، آن را واقعی میپندارد و تصور میکند در آن دخل و تصرف نشده است در حالی که در تولید یک مستند، هزاران دخل و تصرف برای بازنمایی واقعیت صورت میگیرد.
در بخشی از کتاب « بازنمایی ایران و اسلام در هالیوود» به معرفی روشهای هالیوود در تخریب چهره ایران و اسلام پرداختهاید. عمدهترین روشی که فیلمهای هالیوودی برای رسیدن به اهدافشان پیش گرفتهاند، چیست؟
این آثار بیشتر به کلیشهسازی و محدودکردن تصویرسازی از ایران و اسلام به چند مفهوم مانند خشونتگرایی و جنگطلبی، بربریت و تروریسم، بدویت و عقبماندگی، نامعقول و خردگریزبودن، زنستیزی و مفاهیمی این چنین پرداختهاند. همچنین تلاش میشود مفاهیم یادشده در همنشینی با عناصر، نشانهها و نمادهای ایرانی و اسلامی قرار گیرد؛ برای مثال تلاش بسیار زیادی صورت گرفته تا صدای اذان برای بسیاری از مخاطبان تداعیکننده خشونت و اعمال تروریستی باشد و به نحوی مخاطبان غربی به صدای اذان اینگونه شرطی شوند.
البته این موضوع را نباید فراموش کرد که فیلمهای ضد ایرانی و اسلامی معمولا در جشنوارههای جهانی مورد توجه قرار نمیگیرند و از ساختار قابل دفاعی هم برخوردار نیستند.
به نظرم بیشتر فیلمهای ساختهشده با اقبال زیادی مواجه نشدهاند چون رویکرد پروپاگاندایی بر آنها حاکم بوده است، اما برخی فیلمهای معتدل مانند «ملک خداوند» با اقبال مواجه شدهاند. احتمال میرود اقبالی نسبی نصیب فیلم آرگو نیز شود چون پس از گذشت سه دهه که رسانههای گوناگون غرب، شکست آمریکا در جریان تسخیر سفارت این کشور در ایران را تکرار کردهاند و نوعی سرخوردگی در آنها ایجاد شده است، این فیلم به نوعی مرهم بر زخمی سی ساله است.
شما ریشه گفتمان اسلامستیزی هالیوود را در چه میدانید؟
نقطه مشترک همه این آثار را میتوان در رویکرد تقابلگرایانه آنها درقبال اسلام و به طور خاص ایران دانست که ریشه در گفتمان شرقشناسانه حاکم بر رسانههای غرب دارد و به نظر نمیرسد بزودی این گفتمان کمرنگ یا محو شود؛ چرا که عمری بیش از دو قرن دارد و بسیار در فضای فکری و فرهنگی غرب ریشه دوانده است. از این رو وظیفه متفکران هر دو سو یعنی شرق و غرب در این زمینه بسیار سنگین است. در پایان یادآور میشوم که باید در مطالعه غرب، ما نیز دچار همان مشکلی که غرب دچار شده، نشویم. رسانههای غالب آنها شرق را به صورت یکپارچه و کلیشهای بازنمایی میکنند اما در فضای غرب، بسیاری از مردم، رسانههای مستقل و بسیاری از متفکران، چنین نگاهی به شرق اسلامی ندارند. از این رو ما نیز نباید غرب را یکدست سیاه ببینیم.
آزاده کریمی - گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم