به گزارش ایسنا، رضا امیرخانی در نشست دیدار با مخاطبانش که در محل شهر کتاب برگزار شد، با بیان این که این جلسات فرصت خوبی برای شنیدن است، گفت: امروز ارادهای در اطراف ما وجود دارد تا ما تبدیل شویم به کسانی که میتوانند حرف بزنند. من دوست دارم مرا به نوشتن بشناسند، چون اگر بلد بودم حرف بزنم، در نوشتههایم باید حرفهایم را زده باشم. من دست کم دوست دارم وانمود کنم کارم نوشتن است؛ نه حرف زدن.
این نویسنده در ادامه با نگاهی کلی به سیر آثارش گفت: کارهای من آثار درخشانی نیست، بلکه برای خودم مجموعهای از خاطرات است که در آنها میتوانم یک سری اشتراکات را بیابم که همان حدیث نفسهای من است. این کتابها از این جهت که بخشی از عمر و تغییرات من را نشان میدهد، برایم مهم است.
امیرخانی همچنین گفت: من تصویرم از ادبیات خلاق مانند خط تولیدی که از آن محصول بیرون بیاید، نیست. من نمیتوانم بگویم که ادبیات ما پسرفت یا پیشرفت کرده است، چرا که ادبیات محصول درخشان آنی است و ما امروز هم منتظر این درخشندگی هستیم.
امیرخانی افزود: البته باید گفت سهم ادبیات معاصر ما در ادبیات جهان صفر مطلق است که البته همه آن به علت ضعف نویسندهها نیست؛ بلکه دستهایی که باید برای ارتباط با کارهای جهانی شکل میگرفت، کمکاری کردند که باید این دستها را در ناشران خصوصی جستجو کرد. کارهایی که ما کردهایم، بیشتر برای نمایش داخلی بوده است.
این نویسنده همچنین درباره صنعت نشر ایران گفت: من معتقدم که صنعت نشر ما نسبت به صنعتهای دیگر صنعت سالمی است، چون تا حدود زیادی رقابت وجود دارد. ما امروز بین دو تا 4000 کتابفروشی داریم که وقتی میزان فروش هر کدامشان را بررسی میکنیم، میفهمیم که فروش بدی ندارند، اما تیراژ کتابهایشان کم است و در فضای نشر هم چیزی حدود 11 هزار ناشر داریم که با این گردش مالی در حوزه نشر حداکثر ظرفیت ما 50 تا 70 ناشر است، اما به طور کلی معتقدم که نشر ما در مقایسه با سایر صنعتهای ما وضع خوبی دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم