از این سو به آن سو

معمولی نیستند! آنها که به نمایشگاه مطبوعات می‌آیند را می‌گویم. چه آنها که داخل غرفه‌ها لقب روزنامه‌نگار دارند و چه آنها که آن سوی میز غرفه‌هایند و لقب خواننده و مخاطب را یدک می‌کشند. این معمولی نبودن اتفاقا بعد از جدایی نمایشگاه کتاب از مطبوعات که یکی در اردیبهشت ماند و دیگری به آبان آمد، تشدید شد چون آن زمان که این دو با هم بودند کتابخوان‌ها به هوای ادامه گشت و گذار در مجموعه سرسبز و بهاری محل نمایشگاه‌های بین‌المللی سری هم به سالن‌های به هم پیوسته ضلع جنوبی که همیشه پاتوق مطبوعات بود، می‌زدند اما این جدایی حالا عاشقان کتاب را از مخاطبان پروپاقرص مطبوعات جدا کرده.
کد خبر: ۵۱۴۰۳۹

مخاطبان و خوانندگان همیشگی، مدتی به خیابان حجاب می‌آمدند و حالا هم که به مصلی می‌آیند. من تا مدت‌ها آن سوی میز بودم و به عنوان خواننده‌ای مشتاق و نوجوان برای نمایشگاه مطبوعات لحظه‌شماری می‌کردم تا سرم را از میان جمعیت به هم فشرده غرفه «سروش جوان» عبور بدهم و مشتاقانه به نویسندگان محبوبم سلام کنم.

نویسندگانی که شاید شباهتی با آنچه در ذهن ساخته بودم، نداشتند یا به سمت غرفه «گل آقا» بروم و کشک سابیده شده‌ای بخورم و مات شاغلام و آبدارخانه مبارکه‌اش شوم یا بازیگر و بازیکنی را در حلقه مردم و در زیر نور فلاش غرفه‌ها ببینم.

همیشه برایم سوال بود این چند کلمه‌ای که درباره «آرزوی ادامه فعالیت» و «موفق باشید برای همیشه» در دفترچه نظرات می‌نویسم را اصلا کسی می‌خواند؟ جواب این سوال را چند سال بعد گرفتم وقتی که این سوی میز آمده بودم و مشتاقانه دست‌نوشته‌های خواننده‌ها را می‌خواندم و بعد این سوی میز را رها می‌کردم و به آن سوی میز می‌رفتم تا وسط خوانندگان، کل‌کل کنم. حالا دیگر دستم آمده که این سو و آن سوی میز چقدر به هم تنیده‌اند که اگر مخاطب و خواننده‌ای نباشد کار روزنامه‌نگار تمام است و اگر روزنامه و روزنامه‌نگاری نباشد، خواننده مطبوعات معنایی ندارد.

احسان ناظم بکایی / همشهری جوان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها