تنهایی ما که سیاهی موها را به حروف سربی دادیم

کلمات را خواستم کنار هم بگذارم تا از نمایشگاه مطبوعات بگویم، ناگهان ذهن جرقه‌ای زد و نکته‌ای ناگفته را به یاد آورد؛ انقلاب تازه رخ داده بود، نسلی از روزنامه‌نگاران کنار رفتند و نسل تازه‌ای به جای آنها وارد تحریریه شدند، در کنار پیشکسوت‌ها و در همهمه ترورها و جنگ، آموختند و از جوانی به میانسالی و بعد به مو سفیدی راه کشیدند.
کد خبر: ۵۱۳۵۸۳

این نسل امروز یا بازنشسته شده است یا در آستانه آن است، آنها در فضایی متفاوت نفس کشیدند، نه مثل دیروزشان و نه مثل امروز آموختند، اشتباه کردند و کاربلد شدند، آنها تاریخ شفاهی سه دهه مهم در تاریخ این سرزمین‌اند، آنها بی‌واسطه از با تجربه‌های نسل قبل از خود آموختند و در فضای متفاوت به نسل‌های تازه آموختند.

نمایشگاه ضیافتی است از مواجهه مخاطب و روزنامه‌نگار، ولی می‌تواند میدانی هم باشد برای حفظ خاطره‌هایی که بسرعت از یاد می‌رود، کار در زیرزمین‌ها، روایت بمباران‌ها و میدان‌های جنگ، کسانی که در روزگار خود نوشتتند با کمبودها ساختند و سنتی دیگر را پایه گذاشتند.

تاکنون نمایشگاه با همه فرازونشیب‌هایش به این نکته ظریف توجهی نکرده و فرصتی فراهم نکرده است تا نسل میانه همدیگر را ببینند، خاطرات‌شان را با هم مرور کنند، از خاطرات‌شان با نسل جوان سخن بگویند و در حضور آنها از کسانی که کار یادشان داده‌اند قدردانی کنند، معتقدم اگر نمایشگاه بر آن است از تکرار بپرهیزد و یک اتفاق را تبدیل به فرصتی برای استعلا از وضع موجود کند، باید مهمانسرایی شود از نسل‌های متفاوت روزنامه‌نگاری، تا روزنامه‌نگاران همدیگر را بیابند، همه بفهمند بازنشسته‌ها چه روزگاری دارند، چه می‌کنند و چه گره‌ای در زندگی‌شان هست.

اگر این گره‌ها گشوده شود، جوان‌ترها با ذوق به این حرفه وفا خواهند کرد، مدتی است که به نمایشگاه نمی‌روم، نه کسی را می‌شناسم و نه کسی مرا، این خبر خوبی برای یک موسفید کرده مطبوعات نیست.

محمد آقازاده - روزنامه‌نگار پیشکسوت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها