در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از اهداکنندگان عضو پسر نوجوانی بود که بر اثر تصادف دچار مرگ مغزی شده و راننده خطاکار پس از تصادف متواری شده است و جستجوی پلیس برای دستگیری وی ادامه دارد.
به گزارش جامجم، عصر پنجشنبه گذشته شهروندان منطقه تهرانپارس با شنیدن صدای کمکخواهی از منازلشان خارج شدند و مشاهده کردند یک موتورسیکلت در نزدیکی بزرگراه اتحاد واژگون شده و دو راکب نوجوان آن زخمی روی زمین افتادهاند و یک دستگاه خودروی سمند که عامل تصادف بود، بسرعت از محل فرار کرد.
مردم با دیدن صحنه حادثه، به تعقیب خودروی سمند پرداختند تا مانع فرار راننده خاطی شوند؛ اما تلاش آنها بینتیجه ماند و راننده متواری شد. در پی این حادثه، یکی از اهالی دو مصدوم حادثه را به بیمارستان منتقل کرد و در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی110 تهران موضوع را گزارش داد و برای دستگیری راننده فراری درخواست کمک کرد.
دقایقی بعد ماموران انتظامی با حضور در بیمارستان متوجه شدند، هر دو نوجوان بشدت زخمی شده و تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند. در این مرحله ماموران با حضور در محل حادثه یک گوشی تلفن همراه به دست آوردند و با احتمال اینکه متعلق به یکی از مصدومان حادثه است با شمارههای ثبت شده در آن تماس گرفتند و معلوم شد صاحب گوشی پسر نوجوانی به نام حسن خادمی است که روز حادثه همراه یکی از دوستانش در حال بازگشت به خانه بوده است.
در ادامه تحقیق از ساکنان محل مشخص شد، یک خودروی سمند که با سرعت بالایی در حرکت بوده است با موتورسیکلت آنها تصادف کرده و بیآنکه توقف و آنها را به مرکز درمانی منتقل کند، از محل متواری شده است.
با مشخص شدن هویت یکی از مصدومان، خانواده وی به بیمارستان آمدند و او و دوستش را شناسایی کردند.
در حالی که تلاش پزشکان برای نجات دو نوجوان زخمی آغاز شده بود، یکی از آنها زنده ماند و دیگری همچنان با مرگ دست و پنجه نرم میکرد تا اینکه شنبه سیزدهم آبان پزشکان نظر دادند او دچار مرگ مغزی شده و دیگر امیدی به بازگشت او به زندگی نیست و خانوادهاش اگر تمایل داشته باشند؛ میتوانند اعضای بدن وی را به بیماران نیازمند هدیه کنند.
مادر این نوجوان مرگ فرزندش را باور نمیکرد. پسر دیگرش که دو سال از حسن (نوجوان مرگ مغزی) بزرگتر بود، به مادر نزدیک شد. در حالی که اشک میریخت، دستان مادر را محکم گرفت و غرق بوسه کرد. سعی میکرد او را آرام کند، اما مادر آرام و قرار نداشت.
مادر چندمرتبه حرفهای پزشکان را مرور کرد، سرانجام تصمیم گرفت اعضای بدن حسن را که فقط 16 بهار از زندگیاش گذشته و یک ماه دیگر جشن تولدش بود، اهدا کند. موضوع را با دیگر اعضای خانوادهاش در میان گذاشت و آنها نیز با تصمیم او موافقت کردند بنابراین روز گذشته پیکر حسن 16 ساله به بیمارستان مسیح دانشوری تهران منتقل شد تا اعضای بدنش به بیماران پیوند زده شود.
با امضای رضایتنامه از سوی مادر، قرار شد قلب، دو کلیه، کبد و بافتهای بدن حسن به بیماران هدیه شود.
مادر با گامهای لرزان برای آخرین وداع با فرزندش وارد اتاق بخش پیوند اعضای مسیح دانشوری شد. حسن آرام روی تخت خوابیده بود.
دیگر اهداکننده عضو مردی میانسال به نام علیاکبر استیری بود که صاحب یک دختر 27ساله است. این مرد چند روز پیش بهدلیل فشارخون بالا در بیمارستان لقمانالدوله تهران بستری میشود و آنجا پزشکان نظر میدهند وی دچار مرگ مغزی شده و خانوادهاش میتوانند اعضای بدن وی را اهدا کنند.
همسر و دختر مرد میانسال وقتی از بازگشت نانآور خانهشان ناامید شدند، تصمیم مهم خود را گرفتند و دو کلیه و کبد پدر خانواده را به بیماران هدیه کردند تا شاید زندگی به افراد دیگری لبخند بزند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: