در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صبح روز بعد، سردار مرتضی طلایی ـ که در آن زمان فرمانده انتظامی تهران بزرگ بود ـ در یک نشست مطبوعاتی که با حضور سرهنگ رجبی رئیس آگاهی، سرهنگ عطایی رئیس اداره دهم پلیس آگاهی و بازپرس هنرمند، مسئول رسیدگی به پرونده قتلهای سریالی برگزار شد، به تشریح ماجرا پرداخت. او گفت: شروع این پرونده با قتل زنی خانهدار به نام فرحناز 50 ساله در بیست و ششم آذر آغاز شد که در خانهاش واقع در خیابان گاندی به قتل رسید. بعد از آن قتل دو زن خانهدار دیگر در روزهای ششم و یازدهم دی اتفاق افتاد و شباهت بین قتلها ما را به این نتیجه رساند که در این جنایات ارتباطی وجود دارد و به احتمال زیاد قاتل یک نفر است که به شیوهای شبیه به هم زنهای خانهدار را میکشد.
متهم اصلی که علیرضا نام داشت، پس از خواندن آگهیهای فروش خانه، همراه همدستش ـ اعظم ـ به عنوان خریدار وارد آپارتمان میشد و پس از بستن دست و پای زن خانهدار با یک طناب قرمز، او را با ضربات چاقو میکشت. سردار طلایی معتقد بود پرونده قتل این سه زن تلخترین حادثه سال 84 بود که اذهان عمومی را بشدت برانگیخت و باعث جریحهدارشدن احساسات مردم و تا حدودی باعث ایجاد حس ناامنی در جامعه شد. فرمانده انتظامی تهران بزرگ از بیان جزئیات دستگیری متهمان خودداری کرد و گفت: بیان این جزئیات و بازگوکردن شیوههای تعقیب و سرنخهایی که کارآگاهان را به این قاتل رساند، باعث میشود در انجام عملیات مشابه در آینده دچار مشکل شویم.
به گفته طلایی، علیرضا کارشناس مهندسی کشاورزی بود و هیچگونه سابقه کیفری نداشت و از نظر روانی هم صددرصد سالم بود، اما مطمئنا مشکل شخصیتی و رفتاری داشت و تنها لقب «قاتل خونسرد» را میتوان به او داد.
پدر علیرضا، تاجر فرش بود و سه همسر دارد که همسر اولش در خانهای در خیابان جردن زندگی میکرد، همسر دوم او در خیابان فرشته و همسر سومش که مادر همین قاتل است در سعادتآباد سکونت داشتند. همدست علیرضا ـ اعظم ـ که همراه او در کشتن زنان شرکت داشت نیز دانشجوی ترم سوم رشته مدیریت بود و همراه خانوادهاش در تهرانپارس زندگی میکرد.
اولین قربانی قاتل زنان خانهدار، زنی 50 ساله به نام فرحناز بود که دست و پایش را با طناب قرمزرنگ بسته بودند و آثار ضربات چاقو بر بدنش دیده میشد. جسد این زن به روی سینه و خونآلود روی تختخواب افتاده بود. در بررسیهای اولیه مشخص شد هیچ آثار به همریختگی، سرقت، تجاوز و حتی دفاع و درگیری با قاتل دیده نمیشد و فقط مقداری طلا و جواهر که به دست و گردن مقتول بود، به سرقت رفته است. دومین جنایت هم در شهرک غرب رخ داد و زنی 49 ساله به نام مهناز به قتل رسید.
در جریان بررسی صحنه قتل دومین زن کارآگاهان به نکات مشابهی در دو قتل دست پیدا کردند. دست و پای دومین زن هم با طناب قرمزرنگ بسته شده بود و مثل مقتول اول، اثر چاقو روی گردن این زن هم دیده میشد، در این قتل هم غیر از یک کیف سامسونت، چیز دیگری سرقت نشده بود. از آنجا بود که فرضیه سریالیبودن قتلها کلید خورد و کارآگاهان دنبال یک قاتل سریالی بودند و در حین بررسی دو قتل متوجه شدند که قتل سوم هم با همین روش و شیوه در خیابان پاسداران تهران انجام شد. سومین قربانی شهره زنی 41 ساله بود که او هم در خانهاش کشته شده و تنها یک کیس کامپیوتر به سرقت رفته بود. نکته مشترک دیگری که در این سه قتل توسط بازرسان و کارآگاهان پیدا شد این بود که هر سه مقتول در یک روزنامه آگهی فروش خانه داده بودند.
اما موضوع مهم در این پرونده این است که متهم اصلی در حالی که از تاریخ آخرین قتل حدود دوهفته میگذشت، در تماس تلفنی با همدستش گفته بود: «باید شگرد خود را تغییر بدهیم، پلیس دست ما را خوانده، بنابراین بهتر است روش تازهای برای کارمان انتخاب کنیم.» اما هوشیاری و سرعت عمل پلیس جنایی تهران به آنها اجازه نداد تا چهارمین قتل را با شیوهای جدید مرتکب شوند و بامداد بیست و پنجم دی 84 ، علیرضا و سپس اعظم دستگیر شدند و تا ساعت 10 صبح روز بعد حتی مالخرانی که اموال مسروقه را خریده بودند بازداشت شدند و اموال مسروقه هم جمعآوری شد.
این قاتل سریالی پس از گذشت ده ماه به سه بار قصاص محکوم شد و او که به قاتل طناب قرمز معروف شده بود، سحرگاه چهارشنبه دوازدهم دی، درست در سالگرد آخرین جنایت خود در زندان اوین به پای دار رفت. این درحالی بود که همدستش به خاطر مشارکت در قتل به 15 سال حبس محکوم شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: