اما این بازیکن نام آشنای فوتبال حرفهای دیگری هم برای گفتن دارد. وقتی پرسش ما را میشنود، چند لحظهای سکوت میکند. انگار در حال ورق زدن روزهایی است که در 32 سال گذشته پشت سر گذاشته. تیتروار بعضی از اتفاقها را به زبان میآورد و خیلی سریع عبور میکند. انگار هیچ کدام از اینها به اندازه اتفاقی که سال 81 برایش افتاده، مهم نبوده و نیست. خاطرهاش به یک سانحه رانندگی مربوط میشود، همان موقعها که در تیم عقاب توپ میزد. «حادثههای زیادی در زندگیام داشتم که البته مهمترینش به اتفاقی مربوط میشود که سال 81 برایم افتاد. آن زمان بازیکن تیم عقاب بودم. شرایط آمادهسازی خیلی خوبی را پشت سر گذاشته بودم. فکر میکردم با این شرایط بدنی میتوانم بازیهای خوبی را به نمایش بگذارم. اما به یکباره همه چیز به هم ریخت. برای اولین بار پشت موتورسیکلت نشستم.
همین که از منزل بیرون رفتم، تصادف خیلی بدی کردم و از چند ناحیه دچار شکستگی و آسیب شدم. این تصادف از هر نظر که فکرش را کنید، روی زندگی من اثر گذاشت. یک فصل نتوانستم مسابقه بدهم آن هم در شرایطی که بهترین وضع ممکن را داشتم. مجبور شدم در خانه بمانم که این موضوع هم از نظر روحی روی من اثر گذاشت حالا بماند که با وجود گذشت ده سال هنوز آثار آن تصادف در بدنم وجود دارد.» «آنقدر آن اتفاق برایم تلخ بود و در ذهنم تاثیر منفی گذاشت که از آن موقع تا به امروز حتی یک بار هم سوار موتورسیکلت نشدهام. آن موقع اشتباه از خودم بود. نباید موتورسوار میشدم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم