«دولت باید حمایت کند» یا «این جشنواره، این طرح و یا این رخداد فرهنگی منتظر تامین اعتبار و بودجه است». این گزارهها را در تمام زیرشاخههای فرهنگی و هنری میتوان براحتی رصد کرد و هیچ فرقی هم نمیکند که داستان گرانی کاغذ و مشکلات چاپ و نشر باشد یا ساخت یک فیلم سینمایی یا حتی صنایع دستی که این روزها منتظر حمایت 500 میلیارد تومانی برای حمایت از صادراتش است!
متاسفانه «معلولیت اقتصادی» که بیماری کهن و رایج فرهنگ و هنر در سالهای دور بوده است، در چند سال اخیر شتاب و پیشرفتی دو چندان گرفته است که ریشه در نگاه یارانهای به فرهنگ و هنر دارد.
به عبارت دیگر، نگاه حاکم به فرهنگ در این سالها هیچ گاه فرهنگ را پدیدهای مولد نپنداشته است و هنر را در ردیف کالاهایی قرار داده که همواره مصرف کننده و به قول معروف یارانهای بوده است.
همین سازمان صنایع دستی که به عنوان یک «صنایع فرهنگی» باید آن را بشناسیم، برای گذران امور جاری خود وابستگی مستقیم به یارانه و بودجه دولتی دارد و حاصلش را هم میبینیم که چه آسان بازار چند صد ساله فرش ایران در جهان این روزها در اختیار نمونههای دست چندم هندی، پاکستانی و حتی چینی قرار گرفته است که تقلیدهایی دست چندم از هنر اصیل فرش بافی ایران است. این نگاه یارانهای و افراطی بیشترین تخریب را بر جریان آفرینش فرهنگی و هنری هم داشته و باعث شده است با کوچکترین خلل در امور اقتصادی دولت، وضعیت فرهنگی هم دستخوش تلاطمهای شدید شود.
به نظر میرسد این همه جشنواره، کنگره، همایش و نمایشگاه فرهنگی که این روزها در کشور حتی با پسوند بینالمللی برگزار میشود، پیش از هر اقدامی باید فکری هم برای درآمدزایی و بهره وری اقتصادی داشته باشند، نه این که فقط رقم بالایی برای بلیت، اقامت، پذیرایی، هتل و... مهمانان هزینه کنند و دست آخر تعداد مخاطبانشان هم کمتر از مهمانان باشد.
سینا علیمحمدی / دبیر گروه فرهنگ و هنر
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد