در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تمام بخشها و حوزههایی که به نحوی با ذات رسانهای مرتبط هستند یا دستکم، رسانه به عنوان محملی برای در معرض قرار گرفتن آنها محسوب میشود، ناگزیر به در نظر گرفتن خطمشیها و ضوابط مشخصی هستند؛ خطمشیهایی که گاه حتی به یک ممیزه قابل استناد برای نام بردن از ویژگیهای عرصهای مشخص تبدیل میشوند.
این رویداد در همه عرصههای رسانه و هنر از جمله بازیگری قابل تحقق است و در تعامل فرمیک و ساختاری رسانه و هنر میتوان از بازیگران تلویزیون و سینما در دو دسته مجزا نام برد.
اگرچه نگاه صرف به بازیگری به منزله یکی از گرایشهای هنر، این معادله را برهم میزند، اما نمیتوان از مشخصههای بازی در هر عرصه یاد کرد و به تفاوت مدیومها توجهی نداشت.
مخاطبان تلویزیون دامنه شمول بیشتری دارند و میتوان امیدوار بود در طول پخش برنامه دستکم یکبار حتی به طرز اتفاقی گذارشان به تماشای برنامه بیفتد. گذشته از آن، این حالت در ارتباط با برنامههای بلندمدت و پرکشش نمایشی از جمله سریالها و مجموعههای تلویزیونی تشدید خواهد شد.
حال در نظر بگیرید یک مجموعه در مناسبتهای زمانی مشخصی هم به پخش برسد، در این شرایط با توجه به انگارههای ذهنی مخاطب و پیشفرضهای او مبنی بر اهمیت قرار گرفتن در بطن داستانی مجموعه و همراهی با آن، تا چه اندازه میتوان یک اثر را به بحث روز بدل کرد و دامنه آن را به موضوع مکالمات روزمره مردم کشاند؟
هرچند در این میان باید نیم نگاهی به آسیبهای احتمالی و ریسکپذیریهای برنامهسازی در تلویزیون داشت.
از سویی با نگاه گذرا به کارکردهای سینما و مباحث مختص آن میتوان این قالب از برنامهسازی را در قیاس با دیگر قالبها دارای جذابیتهای ذاتی دانست. مخاطبان این مدیوم به دلیل ارتباط آگاهانه با رسانه مورد نظر ماهیتی اتفاقی ندارند و در واقع مخاطبانی خاص محسوب میشوند. هر فیلم با قرار گرفتن در یک یا چند ژانر یا ساب ژانر و داشتن تمی مشخص در جلب گروهی از مخاطبان متکثر موفق عمل میکند.
گذشته از آن، تمایزات درون نهادی، تفکیک و مرزبندی میان سینمای بدنه و معناگرا و دودستگی یا چنددستگیهایی از این جنس و اوج و فرودهای مقطعی مخاطبان همگی نشان میدهد تا چه اندازه میتوان دایره تماشاگران سینما را در قیاس با رسانهای دوربرد همچون تلویزیون تنگتر پنداشت.
از اینرو فارغ از هر نوع نگاه تکنیکی به دو عرصه تلویزیون و سینما صرف نگاه به زنجیره مخاطبان آنها و تسخیر نگاههای چه تعداد مخاطب به یک اثر نمایشی خود عاملی در جهت اعمال قواعدی نوشته یا نانوشته در بخشهای مختلف تهیه و تولید یک اثر است. هرچند به نظر میرسد در این خصوص گذشته از مباحث فنی ابزار و تجهیزات کاربردی، کمتر نگاه عامدانهای در دیگر بخشها از جمله نوع ایفای نقش وجود داشته باشد. اگرچه ظرفیتهای یک مجموعه نمایشی فرصتی خوب برای پرداخت کاراکتر، معرفی جامع و مانع آن و ورود به باورها و ارزشهای آن یا اتخاذ تیپها و الگوهای بازی و تعمیم آن به گروهها و اقشاری از جامعه، بهتر در آمدن مناسبات میان کاراکترها، زد و خوردها، گرهافکنی و گرهگشایی و در نظر گرفتن آغاز و پایانی منسجمتر برای هر شخصیت فراهم میکند.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: