این گزارش از تماس تلفنی شروع میشود. نیکوکاری نهیبمان میزند که چرا از وضع زندگی تلخ زنی در یکی از روستاهای حوالی پاکدشت گزارش تهیه نمیکنیم؟ زن دو فرزند معلول جسمی حرکتی دارد. فرزندانش هر دو معلول بسترگرا هستند، یعنی معلولیتشان شدید است و توان حرکت کردن ندارند.
رگبارهای تند روزهای اخیر برای زن شاعرانه نبوده، فقط سقف آلونک گلیاش را سنگینتر کرده است و حالا او هر شب با وحشت زنده به گور شدن خودش و بچههایش زیر سقف خانه میخوابد.
تنها منبع درآمد این خانواده یارانهای 120هزار تومانی است که هر ماه به حسابشان واریز میشود. شوهرش معتاد بوده است و یک سال پیش میان مرز خماری و نشئگی، مرده است.
زن میگوید: «بهزیستی قبول نکرد تحتپوشش بروم. گفتند باید خودم کار کنم، اما با وجود دو بچه فلج که نیاز به مراقبت شبانهروزی دارند، چطور میتوانم کار کنم؟»
گره گزارش ما آنجایی میخورد که زن تعریف میکند به یکی از مراکز نگهداری از معلولان شدید جسمی حرکتی مراجعه کرده است.
مسوولان مرکز به او گفتهاند هزینه نگهداری هر کدام از معلولها 400 هزار تومان است که بهزیستی میتواند 200هزار تومان از هزینه هر یک را بپردازد و 400هزار تومان باقیمانده را خودش باید بپردازد.
او حالا حساب میکند که برای تامین این هزینه، خودش و بچههایش باید سه ماه از زندگی دست بکشند و یارانههایشان را جمع کنند تا او بتواند هزینه یک ماه نگهداری بچهها را در مرکزی خصوصی تامین کند.
مضرات خصوصیسازی همه مراکز نگهداری از معلولان
این زن فقط یکی از کسانی است که از نگهداری معلولانش در مراکز نگهداری از معلولان که همگی خصوصی شده، ناامید شده است. تماسهای مردمی با دفتر جامجم در این باره آنقدر زیاد است که وقتی با یحیی سخنگویی، معاون توانبخشی سازمان بهزیستی حرف میزنیم میتوانیم پشت سر هم، مثالهایی مطرح کنیم.
این مسئول اما ادعای ما را نمیپذیرد. او تصریح میکند بهزیستی حتی اگر نتواند به معلولی مستمری بدهد دستکم او را تحتپوشش خدمات غیرنقدیاش قرار میدهد.
سخنگویی در پروندههایش آمارهایی دارد که نشان میدهد سازمانش در راستای اجرایی کردن اصل 44 قانون اساسی، همه مراکز نگهداری از معلولانش را به بخش خصوصی واگذار کرده است و دو ماه پیش هم در بازدید از یک مرکز تازه افتتاح شده خصوصی نگهداری از معلولان، اعتراف کرده بود کمر مراکز دولتی از این دست زیر بار هزینهها خم شده است، چرا که نگهداری از یک معلول حداقل در ماه یک میلیون تومان هزینه دارد و بهزیستی به تنهایی از پس تامین این هزینهها برنمیآید.
همین موضوع باعث شده است بهزیستی هر 1600 مرکز نگهداری از معلولانش را به بخش خصوصی واگذار کند و حتی آمار مراکزی را که خدمات سرپایی ارائه میدهند از 600 مرکز در سال 90 به 500 مرکز در سال 91 برساند.
او میگوید: بهزیستی معلولانش را حتی در مراکز نگهداری خصوصیسازی شده نیز حمایت میکند و به ازای هر معلول، هر ماه مبلغ 200 هزار تومان را به عنوان یارانه به مراکز میدهد، اما تائید میکند که سقف هزینه دریافتی تعیین شده از سوی بهزیستی برای این مراکز 400 هزار تومان است که یعنی مردم باید 200 هزار تومان باقیمانده را خودشان بپردازند.
200 هزار تومان، این روزها حتی از هزینه ماهانه خوراک یک زوج هم کمتر است، اما معلولیت آنقدر خرج دارد که بیشتر خانوادههای دارای معلول حتی از پرداخت این مبلغ هم ناتوان هستند. معاون توانبخشی سازمان بهزیستی این مساله را رد میکند و میگوید: در چنین مواردی حاضریم همه هزینهها را به خانوادههای نیازمند بدهیم.
هدف سخنگویی اما گرچه خیرخواهانه است شواهد گویای آن است که عملی نیست چه، معاونت توانبخشی بهزیستی هماکنون نیز با کمبود اعتبار شدید مواجه است.
نشان به آن نشان که یکی از مدیران بهزیستی میگوید: قرار بوده است بهزیستی برای نگهداری از معلولان در منزل 160 هزار تومان حق پرستاری به خانوادهها بدهد، اما امسال این اعتبار به بهزیستی پرداخت نشده است.
او که مایل نیست نامش فاش شود، توضیح میدهد افزایش شمار مددجوها فعلا در برنامه بهزیستی نیست به همین دلیل صرفا به مراجعهکنندگان خدمات ارائه میدهد و آنها را تحت پوشش نمیگیرد.
این مسئول درباره مراکز خصوصی نگهداری از معلولان نیز میگوید: هزینه اداره کردن مراکز خصوصی بسیار بالاست. بهزیستی قادر نیست بموقع یارانه معلولان را واریز کند و این مراکز برای تامین هزینههایشان به مردم فشار میآورند.
همه خانوادههای معلولان حق پرستاری نمیگیرند
علی همت محمودنژاد رییس انجمن حمایت از حقوق معلولان ایران هم دیر پرداخت شدن یارانه معلولان به مراکز خصوصی نگهداری از آنها را تائید میکند و اعتقاد دارد که بودجه اختصاصیافته به معلولان هیچ سنخیتی با نیازهای آنها ندارد.
او قبول دارد که سیاست اصلی متخصصان توانبخشی، سوق دادن خانوادهها به نگهداری از معلولشان در خانه است، اما این هدف به شرطی محقق میشود که حمایتهای مالی از این خانوادهها وجود داشته باشد.
محمودنژاد پروندههای زیادی را در انجمن بررسی کرده است که در آنها خانوادههای معلولان بسترگرا از حق پرستاری معلول در خانه محروم بودهاند، چون سازمان بهزیستی این هزینه را صرفا به خانوادههای معلولان ضایعه نخاعی میپردازد و بنابر این معلولان بسترگرایی که توان حرکت ندارند اما ضایعه نخاعی شدهاند، مستمری دریافت نمیکنند.
حق پرستاری از معلول ضایعه نخاعی در خانه هم حدود 80 ـ 70 هزار تومان در ماه است، در حالی که رییس انجمن حمایت از معلولان ایران تاکید میکند هزینه نگهداری از چنین افرادی در ماه بیش از یک میلیون و 200 هزار تومان است و خیلی از خانوادهها از تامین آن ناتوان هستند.
او به نکته مهم دیگری هم اشاره میکند:«در سال جدید بهزیستی درجه معلولیت برخی معلولان را کاهش داده تا خدمات توانبخشی به آنها را کم کند، اما وضع جسمی این معلولان ثابت است و چگونه امکان دارد معلولی که تا سال پیش معلولیتش شدید تشخیص داده شده ناگهان به معلول با درجه معلولیت متوسط تغییر پیدا کند؟» رئیس انجمن حمایت از حقوق معلولان ایران همه این مشکلات را ناشی از کمبود اعتبار بهزیستی میداند.
دستگیری از محرومان با جیب خالی
سالهاست که بهزیستی به آخرین حامی اقشار محروم بدل شده، اما همیشه با کمبود بودجه مواجه بوده است و هر چند شاید مسوولان این سازمان در گفتوگوهای رسانهای منکر این مشکل شوند، اما ادغام بخشهای مختلف این سازمان در یکدیگر، تاخیر در پرداخت مستمری مددجویانش و حتی ناتوانی در نظارت بر عملکرد مراکز حمایتی که خصوصیسازیشان کرده است، ثابت میکند جیب بهزیستی خالی است و دستگیری از محرومان با جیب خالی ممکن نیست.
معاون توانبخشی بهزیستی اما هنوز ناامید نیست و اعتقاد دارد که اگر اصلاحات قانون جامع حمایت از محرومان در مجلس تصویب شود، این قشر به شکل رایگان از انواع خدمات حمایتی بهرهمند میشوند و آنوقت خانوادههایشان دستکم غصه تامین هزینههای نگهداری از معلولشان را نخواهند داشت.
مریم یوشیزاده - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم