به گزارش پلیس آگاهی تهران، بیست و هفتم مهر از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110، وقوع یک فقره فوت مشکوک در بیمارستان فیروزآبادی در شهرری به کلانتری172عبدالعظیم اعلام شد.
با حضور مأموران کلانتری و بررسیهای اولیه معلوم شد جوان بیست و سه سالهای به نام مسعود که در کمپ ترک اعتیاد در قوچ حصار تحت درمان بوده، برای مداوا به بیمارستان فیروزآبادی انتقال یافته، ولی پیش از هر اقدامی فوت کرده است.
در تحقیقات اولیه از همراه متوفی به نام هادی، وی گفت: مسعود برای ترک اعتیاد توسط دوستانش به کمپ آورده شده بود؛ اما امروز صبح قصد داشت از طریق پشتبام، از کمپ فرار کند که به پایین سقوط کرد و جان باخت.
با تائید وجود آثار ضرب و شتم و کبودی روی بدن متوفی از سوی تیم پزشکی بیمارستان، مأموران کلانتری پس از دستگیری هادی در بیمارستان، با مراجعه به کمپ، سه نفر از مسئولان و کارکنان کمپ به نامهای حسن، حسین (مسئول کمپ ) و محسن را دستگیر کردند.
با تشکیل پرونده مقدماتی، به دستور رئیس شعبه 103 دادگاه کهریزک، پرونده در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
تحقیق از شاهدان
با آغاز تحقیقات و در شرایطی که هر چهار متهم دستگیر شده در اظهارات اولیه مدعی بودند که متوفی به علت سقوط از پشتبام فوت کرده است، کارآگاهان اداره دهم با حضور در کمپ به تحقیق از افراد حاضر در آن پرداختند.
یکی از داوطلبان حاضر در کمپ به کارآگاهان گفت: مسعود توسط تعدادی از بچههای محل به کمپ آورده شد تا او نیز اعتیادش را ترک کند. چند روز گذشت تا اینکه صبح روز حادثه مسعود از خواب بیدار شد و به قصد فرار از دیوار بالا رفت و به بیرون از کمپ پرید. مسئولان کمپ که متوجه فرار مسعود شده بودند به دنبال او رفتند و او را به داخل حیاط آوردند و با رنجیر و طناب او را به درخت بستند و شروع به کتک زدنش کردند.
شاهد افزود: نالههای مسعود را میشنیدم که التماس میکرد او را کتک نزنند؛ پس از دقایقی مسعود در حالی که همچنان دست و پایش بسته بود، درخواست آب کرد که یکی از کارکنان کمپ به نام محسن شیر آب را باز کرد و ـ پس از خیس کردن مسعود ـ شیلنگ را داخل دهان مسعود قرار داد و در همان وضع به گوشهای از حیاط رفت. بعد از مدتی ـ که دیگر از مسعود صدایی شنیده نمیشد ـ مسئول کمپ به نام حسین به یکی از کارکنان کمپ گفت: ببین نفس میکشد یا نه؟ در آن موقع معلوم شد که مسعود فوت کرده که بلافاصله یکی از کارکنان کمپ به نام هادی، مسعود را به بیمارستان منتقل کرد.
اعترافات متهمان
یکی از متهمان (حسن) در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: حدود ساعت 8 یا 9 صبح بود که مسعود فرار کرد. من، هادی و حسین به بیرون کمپ دویدیم تا مانع فرار او شویم. هادی و حسین، مسعود را گرفتند و او را به کمپ آوردند. حسین چند لگد به مسعود زد و هادی نیز با طناب و زنجیر او را به درخت بست. محسن که از خواب بیدار شده بود به داخل حیاط آمد و او هم چند مشت و لگد به مسعود زد. طناب پای مسعود باز شده بود که محسن مجددا طنابها را محکم کرد و ادامه آن را به دور گردن مسعود انداخت. سپس شیلنگ آب را باز کرد و داخل دهان مسعود قرار داد و.... دیگر متهمان پرونده نیز در اعترافات مشابه، هر کدام به مشارکت خود در ضرب و شتم متوفی اعتراف کردند.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، در این باره گفت: با تحقیقات بعدی معلوم شد کمپ مورد نظر فاقد هرگونه مجوز قانونی در ارتباط با جذب داوطلبان ترکاعتیاد و اقدامات درمانی است و تمامی متهمان پرونده نیز پیش از این، خود از مصرفکنندگان مواد مخدر بودهاند که پس از ترک مصرف مواد مخدر، بدون داشتن هرگونه تخصص در زمینه پزشکی و روانشناسی، به صورت غیرقانونی کمپ ترک اعتیاد تاسیس کردهاند با اشاره به اینکه [به دستور مقام محترم قضایی این مکان تعطیل و از ادامه کار آن جلوگیری شد]. سرهنگ آریا حاجیزاده افزود: متهمان پرونده با قرار بازداشت موقت و انجام تحقیقات تکمیلی، در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم