به عبارت دیگر فوتبال حرفهای باید روی تمام تار و پود این رشته اثرگذار باشد و نمیتوان صرف هزینهکرد در آن، ژست حرفهای گرفت. شاید اگر قواعد حرفهای و چارچوبهای گفتاری و رفتاری فوتبال حرفهای مورد توجه کارگزاران فوتبال ایران قرار گیرد، بسیاری از مشکلات حاشیهای و کمرشکن آن، زمینهای برای بروز و ظهور نخواهد یافت و فوتبال در بستری درست به رشد و شکوفایی میرسد. متاسفانه چون فرهنگ حرفهایگری در فوتبال بهدرستی مورد توجه قرار نگرفته و در عوض به ظواهر آن توجه شده، در واقع فوتبال ایران نتوانسته است توسعهای متوازن داشته باشد.
همه اینها را گفتیم تا اشارهای داشته باشیم به نوع رفتاری که کارلوس کرش به عنوان یک مربی حرفهای از خود بروز میدهد. او نهتنها به خاطر باختها، قافیه را نمیبازد، بلکه از بردها نیز چنان ذوقزده و غره نمیشود که خود را در عرش دیده و از نقاط ضعف و خلأهای موجود در تیم ملی غافل شود. مهمتر از همه وقتی به عنوان سرمربی تیم ملی با این پرسش مواجه میشود که چه جوابی برای اتهامات وارده از سوی مانوئل ژوزه، سرمربی پرتغالی تیم پرسپولیس دارد، سکوت کرده و تصریح میکند؛ به فوتبال ایران نیامده که جواب کسی را بدهد. این واکنش در حالی از سوی کرش صورت میگیرد که بارها در رسانهها شاهد بودهایم که مربیان فوتبال ایران در قبال یکدیگر موضع گرفته و از اتهام زدن به یکدیگر نیز ابایی نداشتهاند. جبههگیریهایی که جز زیرسوال بردن جایگاه مربیان فوتبال کشورمان نتیجهای بر آن مترتب نبوده و بعد از مدتی نیز آتش این اختلافات و دشمنیها فروکش کرده است. به هر حال وقتی کارلوس کرش که از سوی هموطنش (مانوئل ژوزه) متهم به تحریک علی کریمی در پرسپولیس شده، در بهترین شرایط برای پاسخگویی سکوت میکند و نمیخواهد با این جوابگوییهای بیحاصل آرامش فکری خود و تیمش را به هم بزند، باید این رفتار سرمشقی باشد برای بازیگران فوتبال ایران که لازم است خود را به قواعد حرفهای پایبند بدانند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم