در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیاه یا همان مبارک: معروفترین صورتپوش یا دستپوش نمایش تخت حوضی است. درباره منشا پیدایش آن حدس و گمانهای بسیاری است، اما آنچه مسلم است او میراثدار عیاران، لوتیها، دلقکان و مسخرههای درباری است. او با ظاهری ساده، صورتی سیاه و لباسی قرمز هجو و مسخره میکند و در عین حال زیرکانه و خیلی ساده خود را نیز از خطر احتمالی میرهاند و در عین سادگی گاهی از عمق وجود او سخنانی دردآلود و تلخ بیرون میریزد که خنده را به زهرخند تبدیل میکند.
معینالبکاء: شبیهخوانی است که بر اثر ممارست و تجربهاندوزی در طول سالیان تمامی رموز کارگردانی یک مجلس تعزیه را فراگرفته و با شروع نمایش همزمان در صحنه حضور دارد و بعد از اندکی عادی میشود و دیگر به چشم نمیآید. در ضمن او آنچه شبیهخوان در روی صحنه نیاز دارد را به دستش میرساند.
شلیپوش: شخصیتی است بیدست و پا و بیعرضه که معمولا پسر پدر یا مادری است پولدار که بیش از اندازه او را لوس کردهاند و خواستههای نابجا و گاه تعجببرانگیزی دارد که نوع پوشش و گفتارش کمدی میآفریند.
نقال: در نقل داستانها و بازنمایی واقعههای داستان و القای رخدادهای هیجانانگیز، استعداد و هنر فراوانی دارد که در شیوه بیان، طرز نمایش واقعهها و تقلید حرکات و رفتار صاحب ذوق و هنر است. او میداند که در هر مجلس نقل، به اقتضای شعور فرهنگی جماعت مجلس، چگونه سخن بگوید و تقلید درآورد. در نقل موضوعهای داستان را با پند، اندرز و مَثَل و شوخی و لطیفه میآمیزد و در نشاندادن شخصیتهای داستان، بازی و تقلید درمیآورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: