با جان دادن شاهین، ماموران ویژه پروندههای قتل وارد عمل شدند، آنها در اولین گام تحقیقات خود را در خصوص این پرونده آغاز کردند. آنها به دنبال یک نام بودند، رامین زمانی که شاهدان پرونده مورد بازجویی قرار گرفتند به پلیس معرفی شد. آنها به ماموران گفتند رامین را حین زدن ضربه به شاهین دیدهاند. بنابراین رامین بازداشت شد. او گفت: قبول دارم که ضارب بودم، اما آنچه باعث شد دست به این کار بزنم دفاع از خودم بود. شاهین میخواست من را بکشد و برای این که جلوی او را بگیرم این کار را کردم.
رامین ماجرا را اینطور تعریف کرد: برادر کوچکم گریان به خانه آمد و گفت شاهین و مرتضی او را کتک زدهاند. چون این دو نفر از دوستان صمیمی من بودند به خاطر کاری که کرده بودند خیلی ناراحت شدم. تلفنم را برداشتم و با شاهین تماس گرفتم، اما جواب نداد. به اتفاق برادرم به خانه شاهین رفتیم. زنگ در را زدیم شاهین و مرتضی بیرون آمدند. من که خیلی ناراحت بودم از آنها خواستم در مورد کاری که کردهاند توضیح دهند، اما آنها پرخاشگری کردند. در این حین متوجه شدم شاهین از جیبش چاقو درآورد و از آن طرف هم مرتضی میله و چاقو بیرون آورد. آنها حمله کردند. من چاقو را از شاهین گرفتم و چند ضربه به او زدم تا بتوانیم فرار کنیم، بعد هم بدون اینکه توقف کنیم متواری شدیم. اما این تمام ماجرا نبود. همین که داشتیم میدویدیم، مرتضی ما را تعقیب کرد، وسط خیابان بودیم که مرتضی به ما رسید. او با چاقو به من حمله کرد و برادرم برای اینکه جان من را نجات دهد خودش را روی من انداخت. مرتضی هم با چندین ضربه چاقو برادرم را زخمی کرد. با این حال ما موفق شدیم فرار کنیم.
گفتههای این جوان مورد تائید برادرش هم قرار گرفت و گفت: آنها اول من را زدند تا جایی که توانستند چکمالم کردند و بعد گفتند برو بچه. از اتفاقی که افتاد خیلی ناراحت شدم. وقتی با برادرم به مقابل خانه شاهین رفتیم، قصدمان این نبود که کسی را بکشیم.
تحقیقات پلیس در این خصوص ادامه دارد و ماموران همچنان در مورد جزئیات پرونده بررسیهای خود را انجام میدهند. رامین جوان بیست ساله به چه دلیل قاتل شد؟ چه سرنوشتی در انتظار اوست؟ و چه باید کرد تا رامینها بهوجود نیایند.
عاطفه کشاورزی - روانشناس
رفتار شدید هیجانی
هر چند در این پرونده اطلاعات کاملی از متهم در دست نیست، اما گفتههای خود او و شرایط سنیاش نشان میدهد دچار یک رفتار هیجانی شدید شده است. او جوانی است بیست ساله که در واقع هنوز به بلوغ فکری و عاطفی کامل نرسیده و به خاطر شرایط جسمی و روحیاش، نتوانسته شرایط را بدرستی تشخیص دهد و واکنشی مناسب آنچه اتفاق افتاده است از خود نشان دهد. او به تصور اینکه از برادرش دفاع میکند سراغ دوستانش رفته و نتوانسته وضع پیش آمده را مدیریت کند و به جای اینکه رفتار منطقی از خود نشان دهد، دست به قتل زده است. معمولا بچههایی که در سنین نوجوانی یا آغاز جوانی دست به قتل یا رفتارهای خشن میزنند، مبتلا به بیشفعالی هستند و چون این مسأله در مورد آنها پنهان مانده و خانواده نتوانسته بموقع این مشکل را شناسایی و درمان کند، چنین اتفاقی افتاده است.
البته نباید فراموش کرد حتی اگر بچهها بیشفعال نباشند به خاطر اینکه خیلی زود دچار هیجان شده و خودکنترلی کافی ندارند، ممکن است دست به رفتاری ناشایست بزنند. این بچهها نمیتوانند خوب را از بد بهدرستی تشخیص دهند؛ البته بخشی از این هیجانات فیزیکی است. ترشح برخی هورمونها و افزایش هیجان در این سن و تغییرات فکری و فیزیکی که این بچهها دارند آنها را از حالت نرمال برای مدتی خارج میکند.
نکته آخر اینکه کنترل خشم یک مهارت است و باید از کودکی به بچهها آموخته شود. اینکار هم باید در مدرسه اتفاق بیفتد و هم در خانه، یعنی هم آموزش و پرورش به این موضوع توجه کند و به بچهها بیاموزد زمانی که خشمگین شدند چه بکنند و هم پدر و مادر هنگام عصبانیت و ناراحتی خود را کنترل کنند و بهصورت غیرمستقیم به بچهها بیاموزند که هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیرند.
مهدی محمدی - حقوقدان
دفاع مشروع شرایط دارد
در صورتی که گفتههای این جوان از نظر پلیس مورد تائید قرار گیرد، باید گفت: کیفرخواست قتل عمدی برای او در نظر گرفته خواهد شد، چون این نوجوان از خودش دفاع نکرده است. دفاع مشروع در قانون شرایطی دارد که در صورت نبود حتی یکی از آنها دادگاه نمیتواند رای بر دفاع مشروع بدهد. این جوان میتوانسته فرار کند و هم میتوانسته از مردم و پلیس کمک بگیرد. بنابراین شرایط دفاع مشروع را نداشته است. درست است که مقتول و دوستش چاقو داشتهاند، البته طبق ادعای متهم، اما آنها به سمت او یورش نیاوردند و در صورتی که یورش هم میآوردند، او راه فرار داشت. بنابراین دفاع مشروع نمیتواند معنا داشته باشد؛ البته در مورد برادر متهم اصلی هم باید بگویم چون او تحریک به درگیری کرده و برادرش را تا محل دعوا کشانده است، او هم میتواند اتهام معاونت داشته باشد. در صورتی که اولیای دم اعلام رضایت کنند، متهم از حیث جنبه عمومی جرم از سه تا ده سال به حبس محکوم خواهد شد. البته با توجه به جوان بودن متهم، نداشتن سابقه کیفری و اتفاقی بودن قتل و اینکه با طرح و نقشه قبلی نبوده است، میتوان حداقل مجازات را برای او در نظر گرفت. اما باید بگویم این مسأله در مرحله دوم است و باید ابتدا به خواسته ولیدم توجه کرد و در صورتی که آنها رضایت بدهند جنبه عمومی جرم مطرح خواهد شد.
امان الله قرائی مقدم- جامعه شناس
نقش جامعه بسیار مهم است
جدای از تغییرات فیزیکی که در افراد نوجوان اتفاق میافتد، جامعه نیز در تربیت افراد بسیار موثر است. جامعهای که خشونت را رواج میدهد و بدون هیچ اغماضی به آن نگاه میکند، نوجوان و جوانش را هم خشن تربیت میکند. علاوه بر اینکه باید افراد را در جامعه به سمت مهربانی و گذشت سوق داد، باید به آنها آموخت اگر حقی از آنها ضایع میشود، حتما باید از طریق قانون آن را پیگیری کنند؛ نه اینکه خودسر دست به این کار بزنند و خود انتقامگیری کنند.
باید توجه داشت رسانهها نقش مهمی میتوانند در این خصوص داشته باشند. آنها با آموزش مردم میتوانند خشونت را در جامعه کم کنند. آموزش خویشتنداری و بازتاب آینده افراد خشونتطلب میتواند اثر بازدارنده روی مردم که زمینه خشونت دارند، داشته باشد؛ ضمن اینکه باید شادی را در جامعه بالا برد، کنترل خشم، قانونگرایی و احترام به حقوق دیگران باید در جامعه ترویج داده شود تا بتوانیم خشونت را کم کنیم.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم