در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالها تمرین و ممارست علمی و عملی زندگی یک فضانورد را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد، اما همه این خطرها و فشارهای کاری باعث نمیشود تا این قهرمانان سیاره زمین روحیه شوخ طبعی و لبخند زدن را فراموش کنند. به همین دلیل فکر کردم تا یکی از شاهکارهای پاول پاپوویچ، کیهاننورد باسابقه روس را برایتان تعریف کنم که چگونه با شوخطبعیهایش سرنوشت یک ماموریت بزرگ فضایی را دگرگون کرد. با من همراه شوید تا این خاطره را از یکی از بامرامترین کیهاننوردان شوروی سابق برایتان تعریف کنم.
یک بار که با او گرم گفتوگو و شوخی و خنده بودیم، ناگهان صحبت به طرح شکست خورده سفر شورویها به ماه رسید. در آن زمانها که رقابت بزرگی بین دو بلوک شرق و غرب بر سر تصاحب ماه بر پا شده بود، آمریکاییها تقریبا در همه رشتههای فضانوردی از شورویها شکست خورده بودند. بنابراین تصمیم گرفتند تا با انجام یک ماموریت خیلی بزرگ و دور از ذهن برای همیشه به این رقابت که داشت همه سرمایههای آنها را میبلعید، پایان دهند. آنها تصمیم گرفتند تا فضانوردانشان را به ماه اعزام کنند.
روسها که سرمست از همه پیروزیها دچار وسواس در عالی بودن و امنیت ماموریتهایشان بودند و روحیه خطر کردن و به قول معروف پارتیزانی عمل کردن را در صنعت فضایی از دست داده بودند، مشغول مطالعه و بررسی جزئیات سفر بودند که صدای رسای نیل آرمسترانگ، فضانورد آمریکایی از سطح ماه آنها را از خواب بیدار کرد.
شنیده بودم که پاپوویچ از این شکست خاطره جالبی دارد و بنابراین از او خواستم خاطرهاش را برایم تعریف کند. او هم در حالی که خشم و خنده همزمان به سراغش آمده بود و لپهای چاقش از شدت خنده یا شاید هم عصبانیت گل انداخته بود، برایم گفت: در آن زمان گروهی از فضانوردان ازجمله من برای این ماموریت بزرگ انتخاب شده بودیم. ما میتوانستم حداقل یک سال زودتر از آمریکاییها به مدار ماه برسیم و دور آن بچرخیم.
این کاری بود که ما مطمئنا میتوانستیم انجام دهیم، اما مسئولان برای اطمینان بیشتر تصمیم گرفتند قبل از سفر انسان، دو پرتاب بدون سرنشین با سفینه سایوز تغییر داده شده برای این ماموریت که به آن نام زوند داده بودند، انجام شود.
ما نامهای به مقامات دولتی نوشتیم و اعلام کردیم حاضریم خطر کنیم و به این سفر برویم، اما آنها قبول نکردند زیرا معتقد بودند کوچکترین خطایی در محاسبه، فاجعه بار است و به نابودی سفینه و مرگ فضانورد منجر خواهد شد. برای چرخش یک سفینه در مدار ماه باید ناو فضایی به اصطلاح به دومین سرعت فضایی (2/11 کیلومتر در ثانیه) برسد و در بازگشت باید این سرعت را کاهش داد تا ناو در مسیری مشخص و با زاویه خاصی به مدار زمین برسد. با اندکی اشتباه و زاویه کمتر سفینه مانند سنگی بر سطح آب در مسیر اشتباه حرکت کرده و به فضا بازمیگردد و بکلی از زمین دور میشود. در صورت ورود در زاویهای تندتر، سفینه در اثر برخورد به لایههای فشرده جو از بین میرود.
قبل از پرتاب و وقتی که معلوم شد پرواز دور ماه به شکل سرنشیندار انجام نخواهد شد من که بشدت از این موضوع دلخور بودم، در سامانههای دستگاه گیرنده و فرستنده پیامی را با صدای خودم ضبط کردم تا وقتی سفینه در مدار ماه قرار گرفت این پیام پخش شود: «پرواز به طور عادی ادامه دارد، داریم به سطح ماه نزدیک میشویم، اجازه بدهید دستگاه فرود را روشن کنیم...» وقتی سفینه زوند به مدار رسید، دستگاه فرستنده حرفهای مرا به زمین فرستاد و ما شنیدیم. آمریکاییها هم صدایم را شنیدند. در آن زمان ما تمامی مکالمات همدیگر را شنود میکردیم.
کارشناسان آنها حتی صدای مرا شناختند. ما هم از طریق شنود متوجه شدیم رئیس جمهور وقت آمریکا به مشاور خود از طریق ماهواره تلفن زد و پرسید: «قضیه چیست؟ مگر سفینه بدون سرنشین نیست. چطور پاپوویچ از ماه گزارش میدهد؟» مشاورش گفت الان تحقیق میکنیم.
خلاصه جنجال عجیبی راه افتاد. آمریکاییها وقتی فهمیدند قضیه از چه قرار بوده به من لقب اوباش فضایی دادند!
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره زندگینامه پاول پاپوویچ به صفحه 12 روزنامه مورخ 2 شهریور 1391 مراجعه کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: