در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شریعتی مجری بیحاشیهای است و تلاش میکند اجرایش برای مخاطب دلنشین باشد.
او متولد 1359 تنکابن است و با این حساب جزو مجریان جوان تلویزیون به حساب میآید که اتفاقا توانسته در کارش موفق باشد.
در حال حاضر او اجرای برنامه سمت خدا را در شبکه سه سیما به عهده دارد؛ برنامهای که یکی از پرمخاطبترین برنامههای گفتوگو محور دینی تلویزیون است. در این گفتوگو شریعتی از دغدغهها و دلیل اجرایش در برنامههای دینی برایمان میگوید.
در برنامه سمت خدا که یک برنامه گفتوگومحور است، مجری باید در آن حضور پررنگی داشته باشد. اما حضور شما در این برنامه کمرنگ است. دلیل خاصی برای این نوع اجرا وجود دارد؟
«نقطه ب» شاخصترین برنامهای بود که اجرا کردم. این برنامه یک کار روتین بود و اجرایم بشدت با چیزی که در برنامه سمت خدا میبینید، متفاوت بود. بعد از آن در برنامه زلال احکام به سمت یک اجرای آرام پیش رفتم. در زلال احکام به سوالات شرعی بینندگان پاسخ میدادیم که در نهایت باز هم شباهت چندانی به برنامه سمت خدا نداشت. تا اینکه در برنامه سمت خدا فضای کاملا متفاوتی را تجربه کردم.
ابتدای اجرای این برنامه هنوز نمیدانستم بهترین اجرا برای چنین فضایی چیست. به همین سبب بعد از مدتی با مشورت آقای رکنی که تهیهکننده برنامه هستند، توانستم با برنامه ارتباط برقرار کرده و سبک و سیاق اجرایم را مشخص کنم.
عمده تفاوت برنامه سمت خدا با دیگر برنامهها، روزانه بودنش است. تنوع کارشناسان و موضوعات و مباحث مطرحشده در برنامه نیز از دیگر تفاوتهای آن با دیگر برنامههای مشابه است. اوایل فکر میکردم باید سبک خاص و عجیب و غریبی را در اجرا به عهده بگیرم، اما بعد از گذشت چند قسمت متوجه شدم بهترین اجرا گوش دادن و شنیدن بحثهای کارشناسان است. به این صورت که احساس کردم اگر در جایگاه مخاطب برنامه سمت خدا بنشینم تمایل دارم بیشتر بشنوم تا حرف کارشناس را قطع کنم. برای مخاطب مهم است صحبتهای کارشناسان را ـ که اتفاقا پاسخ پرسشهای آنهاست ـ کاملا درک کند.
معمولا این شیوه اجرا متداول نیست و اتفاقا خیلی هم سخت است. اینکه چیزهایی را بدانی، اما تحمل کنی و در صدد تائید یا رد آن برنیایی. اما مهمترین چیزی که به آن اهمیت میدهم این است که برنامه حرفش را به بیننده منتقل و پیام نهایی خودش را منعکس کند، نه اینکه مجری برنامه درصدد نشان دادن تواناییهای خود برآید.
فکر نمیکنید این شیوه اجرا، مجری را فردی منفعل نشان میدهد و این در نهایت به ضرر برنامه است؟
خیر. این شیوه اجرا که همراه با سکوت مجری است به این معنا نیست که من نظر نمیدهم یا منفعل هستم. بلکه در مواردی که حس میکنم وقت دخالت در بحث است این کار را انجام میدهم. بیشترین کار من هدایت بحث در برنامه است که بحث و موضوع به بیراهه نرود و در چارچوب سوالات و محورهای تعیین شده حرکت کند.
اما با توجه به اینکه شما تحصیلات معارفی هم دارید، در گفتوگوها کمتر اظهار نظر میکنید. شاید مخاطب بخواهد نظر شما را هم بداند...
همیشه اینطور نیست، جایی که نیاز باشد وارد بحث میشوم. اما تعریفی که ما از برنامه داریم چیز دیگری است. درضمن خود من تمایل دارم مخاطب آرام و بدون دغدغه بحث را دنبال کند و احساس میکنم مخاطب این شیوه را بیشتر میپسندد.
با این حذف تقریبی مجری فکر نمیکنید این شائبه پیش بیاید که کارشناس بهتنهایی میتواند برنامه سمت خدا را هدایت کند و به پرسشهای مردم پاسخ دهد؟
معمولا در اینگونه برنامهها، حضور مجری و گفتوگو بهتر جواب میدهد و گاهی اوقات با توجه به ظرفیتهای برنامه و صحبتهای کارشناس، مجری با او همراهی میکند یا بحث را به چالش میکشد و نوعی تضاد و تقابل را وارد گفتوگو میکند. در هر دو صورت بحث بهتر دیده و شنیده میشود. از دیدگاه خود من یک اجرای متفاوت در این سبک برنامههای گفتوگو محور دینی برای ورود به بحث موثر است و به آن جهت و مسیر میدهد.
وقتی یک کارشناس در حال گفتوگو به توضیح برخی نکات دینی بپردازد، بیشتر به دل مخاطب مینشیند تا اینکه به تنهایی و به طور مستقیم با بینندگان صحبت کند. کسی که در جایگاه مجری مینشیند حتما لازم نیست اجرای همه جانبه یک برنامه را به عهده بگیرد، بلکه میتواند در جایگاه مستمع بنشیند. تائید یا نپذیرفتن مباحثی که مطرح میشود برای بینندگان اهمیت چندانی ندارد. مخاطب پای این برنامه مینشیند تا صحبتهای کارشناس را بشنود و نه حرافی یک مجری را.
بنده هم به عنوان مجری سعی میکنم تنها در جایی که نیاز است نقش خودم را ایفا کنم. آن هم به این صورت که وقتی موضوع تعجبآوری را میشنوم تعجب خودم و بازخورد صحبتها را در صورتم نشان دهم و فکر میکنم این کار به تاثیرگذاری صحبتها و مباحث خیلی کمک میکند. چرا که شاید برخی مباحث کمتر برای مخاطب جذاب باشد. بنابراین باید فضایی ایجاد کنیم که مخاطب برای پیگیری این گفتوگوها راغب شود.
روشهای شما برای افزایش جذابیت برنامه سمت خدا چیست؟
من به شخصه احساس میکنم فضای گفتوگو شیرینی و ملاحتی دارد که اگر خوب اداره شود به یک جلسه تاثیرگذار تبدیل میشود. اینکه مجری برنامه بتواند تعادل مناسبی بین حرفزدن و کنترل بحث به وجود بیاورد، کار بهغایت حساسی است. اگر بیش از حد صحبت کارشناسی را قطع کنم و اگر صرفا چیزهای بیربطی به آن اضافه کنم مخاطب را پس خواهم زد، اما اگر تنها بشنوم و این شنیدن برای من شیرین باشد مخاطب بیشتر جذب میشود؛ یعنی اگر به نوعی به صحبتهای کارشناس گوش دهم که نشان دهد این صحبتها جذاب است، قطعا این شیرینی به مخاطب هم القا میشود.
به عبارت دیگر اگر دل دادن و باور داشتن به حرفهای کارشناسان در چهره من نمود داشته باشد، مسلما مخاطب هم آن را باور و با آن ارتباط برقرار میکند که این کار به جذابیت برنامه هم میافزاید.
فکر میکنید اجرایتان با دیگر مجریهای برنامههای معارفی چه تفاوتی دارد؟
تا جایی که شرایط برنامه اجازه دهد سعی میکنم متفاوت باشم، البته متناسب با فضای برنامه و مخاطب. آنتن رسانه ملی بسیار جدی و حساس است و آنچه اهمیت دارد، این است که مجری لحظه به لحظه قدر این فرصت ارزشمند را بداند. تلاش میکنم پیش از متفاوت بودن، در این عرصه موثر باشم.
به نظر شما مردم تا چه اندازه توانستهاند با برنامه سمت خدا ارتباط برقرار کنند؟
از پیامکها، تلفنها و ایمیلهای دوستان و آشنایان و خلاصه مردمی که ما را در کوچه و خیابان میبینند دریافتیم بین ما و مخاطبانمان یک حس عاطفی محکم برقرار شده و تماسهای زیادی که با برنامه گرفته میشود نشان از اقبال عمومی مخاطبان دارد. ارتباط مخاطبان با ما زیاد است. بینندگان، پیامکها و ایمیلهای حاوی تشکر فراوانی را به برنامه میفرستند که محتوای خیلی از آنها این است که با دیدن برنامه سمت خدا زندگیشان متحول شده یا یکی از مشکلشان حل شده است و... حتی بیرون از استودیوی برنامه نیز هر وقت کسی مرا میبیند، درباره برنامه با من صحبت میکند.
گاهی به من میگویند فلان روز آن جمله بخصوص را گفتید و... . همین اظهارنظرهای بظاهر کوچک نشان میدهد که پیامهای برنامه در ذهن مخاطبان باقی میماند و ممکن است یک زندگی را عوض کند. درمجموع این حرفها و پیامکها و ایمیلها ما را به این نتیجه رساند که برنامه سمت خدا برای مخاطبان موثر بوده و نشان دهنده محبوبیت میان بینندگان است.
ممکن است این حس عاطفی نسبت به کلیت برنامه ایجاد شده باشد. فکر میکنید مخاطب، نسبت به مجری هم همین احساس را دارد؟
این را از مردم باید بپرسید. اما از پیامهایی که بعد از برنامه به دستمان میرسد متوجه این ارتباط شدهام. اگر نگویم بیشتر مخاطبان، اما اغلب با من به عنوان مجری برنامه ارتباط برقرار کردهاند و از این بابت خدا را شکر میکنم، اما بخش اعظم این ارتباط قلبی و عاطفی به فضای کلی برنامه که شامل من و کارشناس و محتویات برنامه میشود و بخشی از آن هم به شخص من برمی گردد. مردم گاهی اظهار لطف میکنند و من خودم را لایق محبت آنها نمیدانم.
اقشار مختلف از نگاه خودشان و دغدغههایی که دارند مخاطب این برنامه میشوند. از یک نوجوان تا بزرگسال که من جای نوه او به حساب میآیم بهقدری با اشتیاق و محبت و احترام با من برخورد میکنند که واقعا در مقابل محبت آنها کم میآورم و همه تلاشم این است که لایق محبت آنها باشم.
گاهی فضای برنامه به خاطر نداشتن تنوع و میان برنامه کمی خستهکننده میشود. آیا قرار نیست شکل و شمایل برنامه تغییر کند؟
ما هر روز پیامکها و ایمیلهای دریافتی بینندگان برنامه را میگیریم و بدقت آنها را مطالعه میکنیم. حتی موضوعات در برنامه سمت خدا نیز از نظرات و پرسشهای مردم در این پیامکها و ایمیلها به وجود میآید.
مخاطب دوست دارد پاسخ سوالات شرعی و دینی خودش را در این برنامه بشنود. ضرورتی نمیبینیم فضای برنامه را تغییر دهیم. شاید از نگاه فنی این انتقاد به برنامه وارد باشد که در مواردی به خاطر اندازه نما یا زاویه دوربین فضای کلی برنامه خستهکننده و ملالآور باشد، اما بینندههایی که با علاقه برنامه را نگاه میکنند، خوب میدانند حتی تا لحظات پایانی، ما ماراتن نفسگیری را تجربه میکنیم و همیشه حسرت میخوریم که کاش وقت بیشتری داشتیم.
شما تحصیلات معارفی هم دارید. تا چه اندازه حین اجرای سمت خدا آمادگی ورود به بحث را دارید؟
هیچ مجریای بدون داشتن اطلاعات نمیتواند اجرای خوبی داشته باشد. در من هم، زمینه مطالعات معارفی وجود داشته و حتی قبل از آنکه به سمت اجرا رو بیاورم و وارد این عرصه شوم، مطالعات دینی داشتم.
شریعتی: معتقدم بهترین اجرا، شنیدن بحثهای کارشناسان است. مهمترین چیزی که به آن اهمیت میدهم این است که برنامه حرفش را به بیننده منتقل و پیام نهایی خودش را منعکس کند، نه اینکه مجری برنامه درصدد نشان دادن تواناییهای خود برآید
در طول اجرای این برنامه نیز مطالعات خود را ادامه میدهم، اما حتی اگر فرصتی برای مطالعه هم پیش نیاید، همین شنیدن مباحث روز کارشناسان و نشستن پای صحبتهای آنها، سواد من را بالا میبرد. وقتی گوش دادن و نشستن پای این برنامه در منبه عنوان اولین مستمع تاثیر میگذارد، مسلما برای بقیه بینندگان نیز تاثیرگذار است. مگر میشود مخاطب به دانستن چیزی نیاز داشته باشد و دنبال راهکار آن باشد، اما پاسخش را در نیابد.
من اعتقاد دارم سمت خدا به بیننده تلنگر میزند و همین تلنگر باعث میشود برنامه تاثیرگذار باشد و میزان تاثیرگذاری میتواند یک معیار و میزان به ما دهد که برنامه را چگونه اداره کنیم.
آیا نجمالدین شریعتی به فکر اجرا در قالبهای دیگر هم است؟
تا وقتی برنامه سمت خدا تولید میشود و نظر تهیه کننده و شبکه و مخاطبان به اجرای من مثبت باشد، من به اجرای هیچ برنامه دیگری فکر نمیکنم.
چرا؟
من آدم زیادهخواهی نیستم. هر کسی در حرفه خود به دنبال اثرگذاری بیشتر است و من در حال حاضر فکر میکنم در حد خودم اثرگذار هستم. من با تمام قوا و انرژیام این برنامه را اجرا میکنم و سعی میکنم فضای آن را باطراوت و تازه نگه دارم. اما اگر این برنامه روزی تمام شود در اجرای بعدیام سعی میکنم متناسب با تعریف برنامه نوع اجرا را تغییر دهم.
پس با فرض بر اینکه برنامه سمت خدا تمام شود ما شاهد اجرای متفاوتی از شما هستیم؟
من ضرورتی نمیبینم فضای کارم را تغییر دهم. هرکسی باید ابتدا با خودش به این نتیجه برسد که دنبال چه چیزی در کارش است. به همین دلیل احساس میکنم اگر در برنامه معارفی مفیدتر باشم در آن برنامه خواهم ماند و اگر روزی احساس کنم در یک برنامه اجتماعی موثرتر هستم به آنجا میروم. من معتقدم تا وقتی کارم را بخوبی انجام میدهم و نتیجه خوبی از آن میگیرم نباید به دنبال راهی باشم که خودم را نشان دهم، چرا که از جایگاه خودم راضی هستم.
خب اینطور که مشخص است شما بیشتر به ماندگاری در اجرا اهمیت میدهید تا بیشتر دیده شدن و به اصطلاح جلبنظر کردن. به نظر شما چه افرادی در اجرا ماندگار میشوند؟
تا زمانی میتوانیم در عرصه اجرا موثر باقی بمانیم که حرفی برای گفتن داشته باشیم. ماندگاری در اجرا از آن کسانی است که بتوانند با استفاده از نوآوری و خلاقیت، تمام ظرفیتها و استعدادهایشان را به کار بگیرند و به یکسری تولیدات فکری فاخر برسند و متناسب با نیاز جامعه و مخاطب پیش بروند. تا وقتی پا به پای مخاطب جلو برویم، او ما را میپذیرد. اگر بیننده نتواند حضور ما را درک کند، جایی برای ماندن نخواهیم داشت. البته این نسبی است. ضمن آنکه اگر کسی بخواهد در این عرصه بماند باید مخاطبش را خوب بشناسد و استانداردها را رعایت کند.
این استانداردها که میگویید چه چیزهایی است؟
هر اجرایی یکسری حساسیتهای مخصوص به خود دارد. سطح معلومات مجری در حوزهای که فعالیت میکند نیز یکی از استانداردهایی است که باید آنها را رعایت کند. همچنین باور به حرفهایی که میزند و میشنود و عمل کردن به آن دانستهها از دیگر استانداردهاست؛ اینکه یک مجری زندگیاش را بر اساس یافتهها و دانستههای خود تنظیم کند. حتی ظاهر مجری نیز در این زمینه بسیار اهمیت دارد، چرا که ظاهر اشخاص بیانگر شخصیت افراد است و مجری باید مقبولیت ظاهری زیادی داشته باشد تا مخاطب با او همراهی کند.
پوشش مجری، نوع ادبیات، آهنگ کلام، لحن مجری و نوع تعامل او با مهمانان و کارشناس برنامه و حتی با مردم و عوامل پشت صحنه جزو استانداردهای یک اجرای خوب است.
با وجود این تصور میکنید اجرایتان برای شبکه سه سیما و قشر جوان مناسب است؟
بیشتر سعی میکنم اجرای این برنامه به مخاطب خاصی منحصر نشود، بنابراین حد وسط را انتخاب کردم و معمولا از تکنیکهایی استفاده میکنم که نظر عموم مخاطبان تامین شود. مخاطبان سمت خدا را طیف وسیعی از افراد گوناگون تشکیل میدهد، افرادی با سطوح تحصیلی متفاوت و مشاغل و سنین مختلف. لذا ارائه این برنامه آنقدر باید ظریف باشد که نظر همه این اقشار را جلب کند. در ضمن من تا به حال جوانی را ندیدهام به من اعتراض کند که بحثهای شما به درد نمیخورد.
همین جوانها که میگویید چطور جذب برنامه شدهاند؟
نوع طراحی مباحث برنامه براساس نظرسنجیهایی است که در اختیار ما قرار میگیرد. بنابراین برنامه سمت خدا بر اساس نظر و خواسته مخاطبان طراحی میشود. ادبیات کارشناسان و مجری همه و همه باعث میشود برنامه کسلکننده نباشد. برنامه سمت خدا بیننده میانسال دارد. از آن طرف برای نوجوان هم جذاب است.
انتخاب مجری و حتی انتخاب فضای کلی برنامه در جذابیت آن تاثیرگذار است. به نظر من حرف زدن با جوانان ابزار عجیب و غریبی نمیخواهد. گاهی همین واژگان ساده و فضای بیآلایش یک برنامه باعث میشود برنامه موثر باشد. اگر برنامهای حرفی برای گفتن داشته باشد و حرف تازهای بزند مخاطبان را با خود همراه میکند. بیننده بیشتر از آنکه مشتاق شنیدن تیتراژ خوب و موسیقی و تکنیکهای کامپیوتری و دکور عجیب و غریب باشد، مشتاق شنیدن حرف تازه و پاسخ سوالاتشان است.
به نظرتان زمان برنامه برای یک گفتوگوی معارفی طولانی نیست؟
طولانی بودن برنامه از نگاه بسیاری اتفاقا مثبت است. ما در دقایق انتهایی برنامه تلاش میکنیم هر جور شده بحث را به طور تمام و کمال به پایان برسانیم. اگر هم مخاطب در زمان تماشای برنامه احساس کسالت کند به زمان برنامه مربوط نمیشود، شاید به خاطر موضوعی است که آن روز دنبال میکنیم.
مثلا شاید آن بحث نیاز و دغدغه او نبوده و نسبت به شنیدنش ضرورتی حس نمیکند. البته سعی میکنیم یک گپ و گفتهایی میان بحث داشته باشیم تا به تلطیف فضا کمک کند و برای اینکه به بحث جذاب و بحثبرانگیزی برسیم، مجبوریم زمان زیادی را به آن اختصاص دهیم و مقدمه را طولانیتر کنیم تا ضرورت بحث را در بین مخاطبان جا بیندازیم. بحث ما نظری است و شنیدن اینگونه بحثها مستلزم این است که به گونهای خاص با آن برخورد شود.
شاید اگر بحثها تخصصی شود این اتفاق نیفتد. البته استفاده از حکایات و مثلهای جالب و شنیدنی توسط کارشناسان و در میانه صحبتهای آنان بسیار به تغییر فضا کمک و آن را شیرین و جذاب میکند.
شما ابتدای برنامه یک شعر میخوانید. ایده اولیه این شعرخوانی از کجا آمد و چطور شعرها را انتخاب میکنید؟
انتخاب این شعرها کار به غایت سختی است. برای انتخاب یک شعر 30 یا 40 کتاب شعر را مطالعه میکنم تا یک شعر را انتخاب کنم و سعی میکنم اشعاری را بخوانم که سروده شعرای جوان و معاصر است، چرا که اعتقاد دارم آنها ذوق و طبع لطیف و جالبی دارند. بیشترین موضوعی که ما را به سمت و سوی شعرخوانی سوق داد پیوند ادبیات و معارف است.
اینکه اشعار آیینی یا اشعاری که به خدا و دل و دین مردم مربوط است، انتخاب کرده و برای بینندگان بخوانیم یک نوع تازگی به برنامه میدهد و بیشتر سعی میکنم شعرهایی را انتخاب کنم که به نوعی به موضوع برنامه نزدیک باشد.
اصلیترین دغدغه نجمالدین شریعتی در اجرای برنامههای معارفی چیست؟
باور به اینکه دین و آموزههای آن جدای از زندگی عادی نیست. این میسر نمیشود مگر آنکه تحت هیچ شرایطی خودمان را مستغنی از دستورات دین ندانیم. دین را منحصر نکنیم به ایام و شرایط خاص که قطعا دچار خسران خواهیم شد. دین عین زندگی است و بندگی. دغدغه اصلی من این است که دین وارد زندگی مردم شده، بعد به واسطه آن اعمال ما درست شود. متاسفانه برخی از از مردم ما دین زده شدهاند و برخی منشها باعث این قضیه شده است. مهمترین دغدغه من این است کاری کنیم که مردم دین زده نشوند و بتوانیم پیوند عمیقی میان مردم و دین آنها برقرار کنیم یا این پیوند را محکمتر کنیم. یادم میآید در جایی خواندم «خدایا ما را در روز حشر پیش چشم آنها که دینشان را از ما آموختهاند شرمنده نکن و ما را باعث و بانی گریز مردم از دین قرار مده»...
آن سمت دغدغههای زندگی
برنامه «سمت خدا» از آن دست برنامههایی است که میتوانیم پای آن بنشینیم و پاسخ سوالات دینی و شرعیمان را از زبان افرادی که کارشناس این حوزهاند، بشنویم؛ برنامهای یک ساعته که وقتی به تماشایش مینشینیم، میتوانیم در خلال صحبت مجری با کارشناسان برنامه از چگونگی حل دغدغهای که مدتها داشتهایم، آگاه شویم.
این برنامه به موضوعات دینی و شرعی به گونهای میپردازد که پاسخگوی نیازهای زندگی روزمره مردم باشد.
موضوعاتی که به نوعی با زندگی مردم پیوند خورده و میتوان به واسطه آشنایی با آن زندگی خوب و سعادتمندی را پیش گرفت.
سمت خدا آن سمت دیگر دغدغههای زندگی را نشان میدهد و بهترین راهحل و مواجهه با آن را به بینندگان همیشگی خود معرفی میکند. بیشتر موضوعات توسط مردم انتخاب میشود و از خلال پیامکها و ایمیلهایی که برای برنامه میفرستند، گزینش شده و با کارشناس برنامه مشورت و به فراخور اهمیت و بهروز بودن مباحث، آنها را در برنامه مطرح میکنند.
سمت خدا پنج کارشناس دارد و هر کدام از آنها به واسطه تحقیقاتی که انجام دادهاند و کتابهایی که منتشر کردهاند، قسمتهایی از سوالات دینی و شرعی مردم را پاسخگو میشوند و با در نظر گرفتن اهمیت موضوع مورد بحث، برنامههای بیشتری را به این موضوعات اختصاص میدهند.
شفاعت، نیکی با دیگران، محبت، اخلاق خوب، وظایف مومنان و... از موضوعاتی هستند که کارشناسان برنامه به صورت مفصل به آن میپردازند.
حججالاسلام رفیعی، حیدری کاشانی، قرائتی، فرحزاد و عالی از جمله کارشناسان برنامه سمت خدا هستند که مسائل دینی و شرعی را که مردم باید به آن توجه ویژهای داشته باشند، بررسی میکنند. همچنین مجری این برنامه نجمالدین شریعتی است که مقابل کارشناسان برنامه مینشیند و سوالات مردمی را بازگو می کند.
سمت خدا به تهیهکنندگی عبدالمجید رکنی چندی است هر روز ساعت 13 از شبکه سه پخش میشود. این برنامه بنابر گفته تهیهکننده آن سعی دارد الگوی مطلوب یک زندگی سعادتمند را در خلال بیانات کارشناسان به بینندگان خود آموزش دهد.
مهراوه فردوسی - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: