در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای من اما شازند در یک خاطره و یک نام خلاصه میشود؛ خاطرهای از دوران کودکی و روزگار جنگ و زنی به نام «خالهکبری» با خانه باغی بزرگ که حیاطش در معنی گل کوکب شناور بود و دیوارهای کاهگلیاش با خوشههای سبز و یاقوتی انگور تزئین شده بود و البته هر کودکی را وسوسه میکرد تا ناخنکی شیرین به این حیاط خاطرهانگیز بزند
.خاله کبری مهربان بود؛ درست شبیه تمام خالهها، مادرها، پدرها، عموها و داییهای دیگری که در بمباران و موشکباران ناجوانمردانه عراقیها به مناطق و اماکن مسکونی در دوران جنگ تحمیلی از میان ما کوچ کردند
.این روزها که در هفته دفاع مقدس بهسر میبریم، در بسیاری از محافل، برنامههای رادیو و تلویزیون و در میان تیترهای روزنامهها از دلاورمردی رزمندگان و شهادتطلبی مردان بزرگ جبههها یاد میکنند؛ ولی جنگ ما شهدای مظلومی مانند خاله کبری هم کم نداشت
.شاید در لابهلای خبرها و انواع گزارشهای روزمره فراموش کرده باشیم که برای مثال در دوران دفاع مقدس بیش از 160 مدرسه مورد هدف موشکباران و بمباران عراقیها قرار گرفت و چند هزار پدر و مادر مشکی پوشیدند و گلهای پرپرشان را در بهشت زهرا(س) بدرقه کردند؛ کودکان و دانشآموزان شهیدی که میتوان در این روزها که مدارس کشور تازه بازگشایی شدهاند از آنها یاد کرد و به فرزندان امروز آموخت که روزگاری در همین مدرسهها و در کنار زمین ورزش، بوفه و... مکانی به نام « پناهگاه » هم وجود داشت
.روزگاری در همین مدارس که تختههایش مشکی میپوشیدند، آژیر قرمز کشیده میشد و بعد با یک انفجار تنها چیزی که باقی میماند نیمکتهای سوخته بود
.ما در این جنگ خالهکبریهای مهربان و کودکان بیگناهی را از دست دادهایم که دلشان میخواست با دیدن یک خوشه انگور و یک حیاط پُر از گل کوکب در صمیمیت سیال فضا، شناور باشند
.سینا علیمحمدی / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: