راجر ابرت: راجر ابرت را میتوان معروفترین منتقد سینمایی در بین عامه مردم و عموم تماشاگران معرفی کرد. او برخلاف برخی منتقدان سرشناس (که البته تعدادشان هم اندک بود) هم برای فیلمهای غیرمتعارف و روشنفکرانه نقد مینوشت و هم برای فیلمهای مردمپسند و گیشهای. این روزنامهنگار آمریکایی سال 1942 به دنیا آمد و در کنار نقد فیلم، چند فیلمنامه هم نوشته است. نشریه فوربس به شوخی او را به عنوان «پرقدرتترین راهزن تاریخ آمریکا» معرفی کرده است. ابرت، اولین منتقد فیلمی است که توانسته جایزه ادبی پولیتزر را دریافت کند. در عین حال، وی اولین نویسندهای است که اثر انگشت دست و پای خود را در پیادهروی معروف هالیوود (پیادهروی مشاهیر) به جای گذاشت و یکی از ستارههای طلایی آن را به خود اختصاص داد. ابرت به خاطر مقالات نقد فیلم خود در «شیکاگو سانتایمز» شهرت دارد. او از سال 1976 به طور مستمر برای این نشریه نقد فیلم نوشت (البته حالا او هم مثل خیلیهای دیگر برای سایت اینترنتی این نشریه به صورت آنلاین مینویسد) موفقیت او در روزنامهها باعث شد تا برای همکاری به شبکههای تلویزیونی هم دعوت شود و در حداقل دو برنامه تلویزیونی نقد به عنوان مجری و منتقد ظاهر شد. او همراه جین سیسکل به مدت 23 سال مجری این برنامهها بوده است.
پس از مرگ سیسکل در سال 1999، او با ریچارد روپر همراه شد و از سال 2000 ، برنامه تازهای را شروع کرد. با آن که نام ابرت روی این برنامه بود، اما وی از نیمه دوم سال 2006 دیگر در آن ظاهر نشد. علت غیبت او سرطان سختی بود که گرفته بود؛ اما سرطان قدرت صحبت کردن را از وی گرفت. ابرت سال 2008 همکاری خود را به صورت کامل با این برنامه قطع کرد. فوریه سال 2009 وی اعلام کرد او و روپر میتوانند همکاری خود را در یک برنامه تازه ادامه دهند. برنامه جدید ابرت اواخر ژانویه 2011 روی آنتن رفت و مدتی بعد قطع شد. ابرت تاکنون بیش از 15 کتاب سینمایی نوشته که در بین آنها میتوان کتاب مجموعه نقدهای وی را دید. وی سال 1975 جایزه ادبی پولیتزر در زمینه نقد فیلم را گرفت. برنامه تلویزیونی او هم نامزد دریافت جایزهای (اسکار تلویزیونی) شد. ابرت در گفتوگویی شیوه نقد سینمایی خود را بینابینی ارزیابی کرد و گفت هیچوقت آدمی مطلقگرا نبوده است و نگاهش به فیلمها و فیلمسازی مهربان بوده است. او میگوید به فیلمهای سینمایی همواره از زاویه دید تماشاگران معمولی سینما نگاه کرده است. وی به فیلمهایی که کیفیت هنری والایی داشته باشند، چهار ستاره میدهد. به گفته او وقتی از دوستی درباره این که «هلبوی» فیلم خوبی هست یا نه میپرسی، مسلما تو قصد مقایسه آن را با «رود مرموز» نداری، خوب بودن این فیلم را با «پانیشر» مقایسه میکنی. اگر به «سوپر من» در ژانر خودش چهار ستاره میدهی، «هل بوی» سه یا دو ستاره میگیرد. ارزش 4 ستاره «سوپر من» هم اصلا قابل مقایسه با چهار ستاره «پلهای مدیسن کانتی» نیست. بعد از بیماری ابرت، برخی رسانهها به شوخی نوشتند آه تهیهکنندگان و فیلمسازان دامن او را گرفت و وی را به این حال و روز انداخت!
اندرو ساریس: اندرو ساریس که ژوئن امسال درگذشت از سوی بسیاری لقب بزرگترین منتقد عالم سینما را گرفته است. این منتقد آمریکایی همان کسی است که «تئوری مولف» را تدوین کرد و باب تازهای را در نقد فیلمهای سینمایی در سراسر جهان گشود. نقدهای او حال و هوای خاص و تازهای داشت و باعث شد تماشاگران جدیتر سینما، نگاه دوبارهای به بسیاری از فیلمهای فیلمسازان کنند و آنها را از زاویه دید تازهای مورد بحث و بررسی قرار دهند. این منتقد در محل معروف بروکلین نیویورک به دنیا آمد و خانوادهاش مهاجرانی یونانیتبار بودند. سال 1951 از دانشگاه کلمبیا فارغالتحصیل شد و در سال 1962 با انتشار مقاله «نکاتی درباره تئوری مولف» مشهور شد. نویسندگان و منتقدان نشریه معروف فرانسوی «کایه دوسینما» در سینما استقبال خیلی بالایی از این مقاله و محتویات آن کردند. ساریس کتاب معروف خود «سینمای آمریکا: فیلمسازان و فیلمسازی از 1929 تا 1968» را در سال 1969 منتشر کرد. این کتاب الهامبخش تعداد زیادی از منتقدان جوانتر شد و نقش مهم فیلمساز در امر تولید و ساخت فیلم را یک باردیگر متذکر شد. در سالهای فعالیت ادبی، ساریس نقدهایی برای چند مجله و روزنامه هم نوشت. اهل ادب و سینما، همیشه از وی به عنوان رقیب جدی پالین کیل اسم میبردند. کیل در مقاله معروف خود «دایرهها و میدانها» علیه نظریه تئوری مولف موضعگیری کرد. ساریس در رابطه با تضاد عقیدهاش با پالین کیل و مسائل مربوط به آن یک بار گفت: با این بحثها، ما یکدیگر را ساختیم و یک دیالکتیک را پایهگذاری کردیم. از سال 2009، ساریس به طور مرتب برای نیویورک آبزرور نقد فیلم نوشت. او در عین حال، به عنوان پروفسور فیلم با دانشگاه کلمبیا همکاری کرد و تاریخ سینمای آمریکا و جهان را در این دانشگاه تدریس کرد. آلفرد هیچکاک استاد ترس و دلهره هم یکی از تخصصهای اصلی وی بود (این منتقد هنگام طرح نظریه تئوری مولف، اشارات زیادی به فیلم کلاسیک بیمار روانی هیچکاک کرد) و یکی از کلاسهای دانشگاهی او درباره این فیلمساز بود. ساریس سال 2011 بازنشسته شد. او از بنیانگذاران «نشنال سوسایتی آو فیلم کریتیک» (یکی از گروههای بزرگ و موثر نقد فیلم در آمریکا) است که کسانی مثل کنت توران، آرموند وایت و جی هابرمن عضو آن هستند.
پالین کیل: این منتقد سینما سال 2001 درگذشت. پالین کیل از سال 1968 کار نگارش نقد فیلم را برای مجله نیویورک شروع کرد و تا سال 1991 که درگذشت، به همکاری با این مجله ادامه داد. کیل برای نوشتن نقدهای کاملا شخصی و تند و تیز خود که طعنههای زیادی دربرداشت، مشهور بود. به قول رسانهها، او با نوشتههایش فیلمهای سینمایی و کارگردانان را میگزید و در نوشتههایش، بسیاری را عصبانی میکرد.
نکته جالب، تقابل بین نوشتههای او با بسیاری از همکاران همدوره خود بود. بسیاری وی را تاثیرگذارترین منتقدان دوران خود میدانند. گفته میشود منتقدانی مثل راجر ابرت و آرموند وایت، در نقدهای خود، تحت تاثیر نوشتههای کیل بودهاند. ابرت درباره وی گفته است: کیل در مقایسه با بقیه منتقدان تاثیر مثبت بیشتری بر تاریخ فیلم آمریکا طی سه دهه اخیر داشت. برخی از تاریخنویسان سینمایی میگویند: کیل چیزی بیشتر از یک منتقد غول و بزرگ بوده است و شکل نقد فیلم را احیا کرد. به همین دلیل از وی به عنوان یکی از پیشگامان زیباییشناسان نقد فیلم اسم میبرند. تاریخشناسان برای اینکه مردم عادی به میزان اهمیت پالین کیل پی ببرند، از وی به عنوان الویس پریسلی یا گروه بیتلهای دنیای نقد فیلم اسم میبرند.
کیل اوایل دهه 80 به بیماری پارکینسون دچار شد و با افزایش بیماری، او افسردهتر شد و این موضوع در نوشتههایش خود را به شکلی آشکار نشان داد. دید او نسبت به فیلمهای سینمایی بدبینانهتر شد و در گفتوگویی اعلام کرد: دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارم. ماه مارس 1991 بازنشستگی خودش را اعلام کرد و نیویورک تایمز از اعلام این خبر به عنوان یک فاجعه یاد کرد. با این حال، وی گاهی مقالاتی سینمایی مینوشت و در تعدادی مصاحبه هم شرکت کرد. کیل هنگام مرگ در خانه خود در ماساچوست 82 سال داشت.
دیوید بوردول: بوردول یک نظریهپرداز و تاریخشناس فیلم و سینماست. او از سال 1974 و پس از فارغالتحصیلی، بیش از 15 مقاله و کتاب مهم درباره سبکها و جنبههای مختلف فیلمسازی نوشته است. در نگارش برخی از این کتابها همسرش کریستین تامپسن هم با او همکاری داشته است. وی نقدهایی بر تئوریهای چند دهه اخیر سینمایی نوشته و دیدگاههای انتقادی خود نسبت به آنها را بیان کرده است. او بیش از آنکه یک منتقد فیلم باشد، منتقد نظریههای مربوط به نقد فیلم به حساب میآید. بوردول در دانشگاه دیسکونستون در مقام پروفسور کار میکند. نظریه نئونرمالیسم که در چند دهه اخیر بحثهایی را در دنیای سینما برانگیخت، منتسب به او و چند نفر دیگر است.
movieweb / مترجم: مهبد آستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم