منتقدان هوادار

رابطه منتقد و سینماگر؛ رابطه‌ای که در سینمای جهان مثل خیلی دیگر از مفاهیم دیگر هنر هفتم با تعریف داخلی آن تفاوت‌های آشکاری دارد. معروف است که پشت هر فیلمساز موفقی (یا حتی ناموفقی) منتقدی نشسته که قرار است پشتیبان او باشد. تا اینجای کار که مشکلی پیش نمی‌آید اما وقتی این پشتیبانی به افراط می‌رسد آنجاست که قضیه رنگ و بوی ایرانی می‌گیرد. نمونه‌اش طرفداری افراطی جواد طوسی از مسعود کیمیایی است.
کد خبر: ۵۰۲۷۰۶

فارغ از رفاقت چند دهه‌ای این دو نمی‌توان چندان به نوشته‌های منتقد مشهور درباره کیمیایی استناد کرد؛ چرا که مخاطبان او می‌دانند در حال خواندن مطلبی از شخصی هستند که ذوب در فیلمساز است و شاید کمتر بتواند ایرادهای فیلمساز را در نوشته منتقد یافت. این نظر مخالفانی است که معتقدند باید رابطه منتقد و فیلمساز تنها در چارچوب سینما باقی بماند؛ البته جواد طوسی را شاید بتوان نمونه «تیتر» شده این موضوع دانست وگرنه منتقدانی هستند که با فیلم‌های نه‌چندان مهم فیلمساز محبوبشان مقابله می‌کنند. به عنوان مثال بعید است منتقد کارکشته‌ای همچون احمدطالبی‌نژاد از فیلمی همچون «گل یخ» کیومرث پوراحمد (فیلمساز محبوبش) دفاع کند. در این پرونده جمع جور سعی کردیم به ارتباط بعضی از منتقدان و کارگردانان در سینمای ایران بپردازیم.

احمد طالبی نژاد ـ کیومرث پوراحمد

نزدیکی فضای ذهنی و جهان سینمایی هر منتقدی با هر فیلمسازی می‌تواند به طرفدار منتقد از فیلمساز بینجامد. اما این تنها دلایل نزدیکی منتقد به فیلمساز نیست. گاهی دلایلی غیرسینمایی خیلی بیشتر و موثرتر از دیگر عوامل به هواداری منتقد می‌انجامد. نمونه‌اش احمد طالبی‌نژاد و کیومرث پوراحمد است. فارغ از دوستی چند ساله این دو و البته فارغ از تجربه نوشتن هر دو در مطبوعات، شاید یکی از مهم‌ترین دلایل این هواداری فضای مشترک زیست این دو در دوران کودکی و نوجوانی است. هم احمد طالبی‌نژاد و هم کیومرث پوراحمد اهل اصفهان هستند و از سینمای جوان این شهر آغاز کرده‌اند؛ البته طالبی‌نژاد متولد نایین است. علاقه ویژه هر دوی آنها به فضای زیستی خود، علاقه ویژه‌ترشان به ادبیات ، همه و همه از دلایل نزدیکی این دو در سینماست. فضای ذهنی مشترک، دغدغه‌ها و علاقه‌مندی‌های یکسان و البته عشقی ثابت به نام سینما، این دو را به یکدیگر نزدیک کرده است؛ اما طالبی‌نژاد هیچ‌گاه در نقد آثار این فیلمساز هیچ‌کدام از این دغدغه‌ها را وارد نقدش نکرده است.

زاون قوکاسیان - بهرام بیضایی

زاون قوکاسیان، یکی از آن دسته منتقدانی است که نامش را می‌توان در پای یادداشت فیلم‌های متعدد بهرام بیضایی دید. اما رابطه این دو اندکی با دیگر منتقدان ـ فیلمسازان تفاوت دارد.

قوکاسیان چندان در بند فیلم‌های تازه فیلمساز محبوبش نماند و ترجیح داد به جای طرفداری از او در روزنامه‌ها و سایت‌ها درباره آثار این فیلمساز کار تحقیقی کند. نتیجه‌اش چند جلد کتاب درباره آثار بهرام بیضایی است که در بازار ایران همچنان میان سینمادوستان از آثار مهم و مرجع محسوب می‌شود.

این نوع ارتباط بین منتقد ـ فیلمساز کمتر در سینمای ایران تکرار شد.

امید روحانی ـ عباس کیارستمی

پیدا کردن نام منتقدی که بتوان در این پرونده جمع و جور جلوی نام کیارستمی آورد، کار چندان ساده‌ای نبود.

شاید از آنجا که همواره اولین کسی که درباره فیلم جدید عباس کیارستمی می‌نویسد (و البته این نوشته‌ها همیشه مثبت بوده!) امید روحانی است، فکر کردیم شاید نام این منتقد (که البته این روزها بیشتر بازی می‌کند) مناسب‌ترین باشد و گرنه هستند منتقدانی که فیلمساز مشهور را دوست دارند و شیفته فیلم‌هایش هستند، اما نزدیکی فضای ذهنی روحانی و کیارستمی را بوضوح می‌توان از لابه‌لای گفت‌وگوهای متعدد روحانی و کیارستمی هم متوجه شد؛ البته در رابطه با کیارستمی باید گفت طیف منتقدان او دو دسته‌اند؛ یا شیفته او هستند و سینمایش را خیلی دوست دارند یا مخالف او هستند و آثارش را شایسته این همه جایزه و تشویق نمی‌دانند، هر چند انگار کفه ترازو با منتقدان علاقه‌مند است.

جواد طوسی ـ مسعود کیمیایی

رابطه این دو در سینمای ایران به چند دهه پیش بازمی‌گردد، درست از زمان رفاقت این دو. اما جواد طوسی منتقد هیچ‌گاه نقد فیلمساز دوست و محبوبش را تاب نیاورد. آنقدر که به دلیل نقدی که در مجله فیلم، کیمیایی را با علی پروین مقایسه کرده بود، از خیر نوشتن در این مجله گذشت، البته پس از این‌که پاسخی مکتوب کرد. احمد طالبی‌نژاد چندی پیش در یادداشتی با عنوان «من چه گویم که تو را نازکی طبع...» در این رابطه نوشته بود: طی این سه دهه بارها دیده‌ام که کیمیایی کسانی را به عنوان دوست می‌ستاید که ستایشگران مطلق آثارش هستند؛ از جمله همواره جواد طوسی و جمشید ارجمند را به عنوان نمادی از رفاقت و پایمردی مثال می‌زند. من این طرز تلقی را نه تنها سازنده نمی‌دانم که گاه آن را مخرب و باعث ایستایی ذهن می‌دانم. جواد طوسی به ستایش مطلق کیمیایی پرداخته، طفلک جواد طوسی گاهی در بحث‌های دوستانه نظرش درباره برخی ساخته‌های کیمیایی، موافق نبوده اما هنگام نوشتن نقد، به ستایش مطلق از آنها پرداخته است.

امیرپوریا ـ داریوش مهرجویی

برای هواداری سینمای مهرجویی تا چند سال پیش کار سختی پیش رو نبود. بدون اغراق باید گفت تا چند سال پیش فیلم بد و ضعیف در کارنامه این فیلمساز وجود نداشت. به این مفهوم که اکثریت بالایی از منتقدان، سینمای مهرجویی را دوست داشتند و سینمای او را ایرانی و قصه گو می‌دانستند؛ اما حالا چند سالی است با ساخت آثاری که چندان شکل فیلم‌های پیشین فیلمساز نبودند، منتقدان شیفته مهرجویی هم الک شدند. امیر پوریا وقتی از فیلم «آسمان محبوب» مهرجویی دفاع کرد بدون شک نامش برای این ستون انتخاب شد؛ چرا که به باور اغلب منتقدان سینمای ایران، آسمان محبوب، بدترین فیلم فیلمسازبود و جایی برای دفاع نداشت. اکران نشدن فیلم خیلی بهانه را دست منتقدانی نداد، اما مهرجویی در آثار بعدی اش هم همان سبک و سیاق را ادامه داد تا منتقد جوان این بار برای هواداری از فیلمساز محبوبش کار سختی پیش‌رو داشته باشد؛ چرا که دفاع از آثار این روزهای مهرجویی کار سختی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها