برنامه‌های مجری‌محور یا مجریان برنامه‌محور

تکثر و تعدد برنامه‌های گفت‌وگو‌محور در رادیو و تلویزیون که به موضوعات مختلف در حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... می‌پردازد، باعث می‌شود تا تربیت مجریان تخصصی به عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار گیرد. خلأیی که شاید این روزها در فضای بسیاری از برنامه‌ها نمود می‌یابد و باعث می‌شود تا بیننده و شنونده همواره مجری را به عنوان عاملی علاوه شده به برنامه و نه در متن آن احساس کند و فاقد نگاهی درون متنی به نوع اجرای او باشد.
کد خبر: ۵۰۲۳۵۰

گذشته از آن دسته‌بندی‌های مختلفی که گاهی تحت عناوین مجری ـ کارشناس، مجری ـ مولف، مجری ـ بازیگر و... رواج دارد، به جهت سبک اجرای هر مجری و حوزه‌های مختلف هر برنامه و فحوای آن کمی بی‌اساس می‌نماید.

شاید این اصطلاح رایج درباره اجرا جاافتاده باشد که مجریان باید به‌روز باشند و از تمامی حوزه‌ها هرچند به میزانی اندک اطلاعاتی داشته باشند اگرچه در اهمیت این نکته هیچ تردیدی روا نیست، اما باید هوشمندانه عمل کرده و در نظر داشت که این مساله مانع ورود و تسلط آنها بر یک یا دو مقوله تخصصی نشود. به تبع هر رسانه دارای مقتضیات و شرایط خاص خود است و این ویژگی‌ها را به دست‌اندرکاران هر برنامه منتقل می‌سازد. این انحلال و غرق شدن در فضای رسانه‌ای و بویژه در بخش اجرا، جز با برخورداری از خصوصیات اجرا، حفظ و تقویت آنها حاصل نخواهد شد. به نظر می‌رسد اجرای تخصصی امری است که در بدو امر اتفاق نمی‌افتد.

در تربیت مجریان متخصص می‌توان دو حالت کلی را متصور دانست: گروهی از مجریان متخصص کسانی هستند که خود کارشناس یک حوزه یا یک مبحث محسوب می‌شوند. در انتخاب این افراد برای اجرا گاه می‌توان از المان‌های ظاهری اجرا همچون داشتن فیزیک و چهره مناسب چشمپوشی کرده و بیشتر بر دانش تخصصی و بار معنایی که آنها به فضای یک برنامه تزریق می کنند، اتکا کرد.

دسته دوم مجریانی هستند که با تاکید بیشتر بر توانمندی‌های آنان در این حرفه، اجرای یک برنامه را به‌عهده می‌گیرند و پس از گذشت مدتی کوتاه یا طولانی به فراخور محتوای هر برنامه در قالب آن برنامه به مخاطب شناسانده شده و به یک مقوله تخصصی روی می‌آورند. از این برهه آنان در پی کسب اطلاعات پیرامونی و با اشراف بر جزئیات حوزه مورد نظر به مجریان متخصص یا کارشناس بدل می‌شوند. گاهی اوقات این حالت تا حدی تشدید می‌شود که می‌توان آنان را به عنوان برچسب برنامه در نظر گرفت و درواقع او را ستاره بی‌بدیل برنامه دانست تا جایی که جایگزینی هر مجری دیگری بدون در نظر گرفتن تکنیک‌ها و مهارت‌های وی با عدم اقبال از سوی مخاطب روبه‌رو خواهد شد. در این شرایط، مخاطب با یک پیشداوری نسبت به برنامه آن را دنبال کرده و موضعگیری دفعی نشان خواهد داد. از این رو ایجاد تغییرات فرمی در ساختار برنامه، حذف برخی بخش‌های قدیمی یا انضمام بخش‌هایی جدید و در مرتبه‌ای بالاتر تغییر نام برنامه صورت مساله را از ذهن مخاطب از بین برده و مساله‌ای نو را نسبت به چند و چونی برنامه در ذهن او طرح می‌سازد.

همین طرح مساله است که در نهایت او را به تماشای مستمر برنامه ترغیب کرده و برای واکاوی پاسخ مساله و طرح سلسله مسائل جدید او را به برقراری ارتباط دوسویه با برنامه وادار می‌سازد؛ حالتی که در نظریه‌های ارتباطی از آن با عنوان نظریه استفاده و خشنودی یاد می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها