در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از طرف دیگر، ورود فوتبالیستها، سینماگران، پزشکان به عرصه موسیقی، حتی اگر کارشان به یک اثر محدود شود، بیاشکال است. همانطور که ما امروز موسیقیدانهای غواص، روانشناس، مهندس برق، پلیس و... نیز داریم که بودنشان آسیبی به موسیقی نزده است.
بعضی به این گروه اشکال میگیرند، زیرا گمان میکنند این افراد به واسطه شهرتشان وارد عرصه موسیقی شدهاند و ممکن است جای متخصصان موسیقی را بگیرند. در حالی که این طرز فکر غلط است و باید ذهنیتها را اصلاح کرد.
ما باید باور کنیم که خدا روزی همه ما را میدهد و هم اوست که هنر را به ودیعه در وجود انسانها نهاده است. پس ایرادی ندارد اگر شخصی علاوه بر توانایی ورزشی یا بازیگری، استعداد موسیقی و خوانندگی هم داشته باشد. خصوصا اگر بتواند با ترکیب تواناییهایش و همچنین به کمک یک آهنگساز خوب یا ترانه خـوب در جامعه اثرگذار باشد.
برعکس این جریان را میتوانیم میان اهالی موسیقی ببینیم. بعضی از استادان موسیقی در طول زندگی هنریشان شهرت زیادی پیدا نمیکنند. ولی شاگردانشان به دلیل موقعیتهایی که برایشان پیش میآید، شهرت و اعتبار پیدا میکنند. مسلما این استادان نباید از شاگردانشان آزردهخاطر شوند.
در مجموع، معتقدم استعداد خوانندگی و مــــوسیقی یک نعمت الهی است که خدا در بعضی افراد به ودیعه میگذارد و وارد شدن چهرههای مشهور از دیگر رشتهها به این عرصه بیاشکال است و اهالی موسیقی نیز باید تنگنظریها را کنار بگذارند تا همگان بهرههای کافی از آن ببرند. زیرا چنین آثاری نهتنها به هسته اصلی موسیقی ضرری نمیرساند بلکه به چند قشر هم کمک میکند. گروه اول کسانی هستند که در تولید آثارشان سستی و تنبلی میکنند و هر از گاهی از روی ذوق اثری میسازند. گروه دوم افرادی هستند که محرکهای اجتماعی آنان را به حرکت درمیآورد. به خطر افتادن موقعیت مالی و اعتباری و شهرتــــی این افراد رقابتی سالم در عرصه موسیقی ایجاد میکند. از اینرو، استعدادهای مختلف در جامعه مجال به بار نشستن پیدا میکند. گروه سوم نیز کسانی هستند که خودشان را به یک شاخه منحصر کردهاند. فضای زندگی امروز ما آنگونه نیست که تخصص یافتن در یک رشته نیازهای ما را برآورده کند. بلکه ما باید به دوران ابنسینا بازگردیم و باور کنیم هرکدام از ما باید در عرصههای مختلف مهارت پیدا کنیم.
ورود چهرههای معروف از دیگر رشتهها به عرصه موسیقی موجب ایجاد تنوع آثار تولید شده میشود و همین امر، جماعت موسیقی ایران را وادار میکند تا برای بر هم نخوردن اقتصاد موسیقی و باقیماندن شهرتشان، حرکتهای رو به رشدی داشته باشند.
مساله دیگری که لازم به ذکر است، درباره اصطلاح موسیقی زیرزمینی است. اگرچه عدهای معتقدند در کشور ما موسیقی زیرزمینی رایج است، من معتقدم موسیقیدانان ایرانی، افراد متعهد به دین و حکومت هستند و آن طور که گفته می شود ما در ایران موسیقی زیرزمینی نداریم.
گاهی اوقات بعضی محدودیتها موجب میشود جوانان بااستعداد ما، با هزینههای شخصی یا با کمک والدینشان تولیدات خانگی داشته باشند. برا ی اطلاق عنوان زیر زمینی به این دست آثار باید احتیاط بیشتری به خرج داد.
رضا مهدوی / مدرس دانشگاه و موسیقیدان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: