در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که جانش در لطافت شبنم است
دست تابان رسول اکرم است
آسمان سایه میاندازد بر ماه، بر خورشید، چرا که «دریا مردی» فردا در خاک میخوابد تا بیش از این شاهد ستارهباران آسمان نباشد تا درختان سرازیر شدن را فراموش کنند.
از سوک کسی حرف میزنیم که تاریخ در وصفش به سکوت رسیده، هر چند بزرگتر از آن است که کوچهای، شهری با نامش مشهور شود. مردی، دریامردی که صبح از سپیدی گریبانش آغاز میشود.
او که صبح بیریای شیعه است
بغض معصوم صدای شیعه است
او که با ذکرش صدا گل میکند
از گریبانش خدا گل میکند
فردا بازار اشک گرم است و همه با زبان گریه حرف میزنند و آسمان قطره قطره میریزد در کوچههایی که حالا فقط صدا او را پژواک میکنند و جاپایش را قاب گرفتهاند.
فردا تاریخ به سوک مینشیند، سیاه میپوشد، لال میشود در غروب خورشیدی که جهان علم و ایمان را آسمانی کرده است. کسی که شیعه وامدار نام اوست و هزارتوی علم و اعتقاد از او زینت یافته است.
شیعه یعنی دستهای روسپید
شیعه یعنی آسمانهای شهید
شیعه یعنی واژههای دردمند
شیعه یعنی دردهای سربلند
نیکه یا قدوس و یا رب میکند
چون به شیعه میرسد تب میکند
حالا آبها در سوکش سیاه پوشیدهاند و چشمها دریا دریا در پیاش میدوند. دنیا بدون او مرگ را زیسته و آسمان دریا دریا بی او گریسته است.
جهان هزار رکعت گریه در فراقش قامت بسته و شکسته است. فردا دریا در سرشاخهها قدم میزند و درختان با دستهای واژگون به استقبال آسمان میروند.
فردا گیاهانی که بیگناه روییدهاند در بدرقه مردی پرپر میشوند که تاریخ از یادکردش بر خود میبالد.
فردا دستهایمان جز سوگواری کاری بلد نیستند و چشمانمان در عزایی عظیم به خاک میافتند. فردا دریا غروب میکند و خورشید طلوع کردن را از یاد میبرد.
محمود اکرامی - معاون سردبیر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: