چه شد که به سراغ ساخت انیمیشنهایی با موضوعات ایران باستان و قهرمانان دفاع مقدس رفتید؟
علاقه شخصی من به مسائل حماسی و پهلوانی است. همچنین شخصا دوست دارم اگر قرار است انیمیشنی کار کنم، فضاهای حماسی را روایت کنم. از زمانی که زمینهاش فراهم شد که در حوزه انیمیشن کار کنیم با خود فکر کردم که چه موضوعی بهتر از مضامین پهلوانی و قهرمانی است؟ برای همین به این فکر افتادم که شخصیتهای تاریخی و فرهنگی ایران قدیم و معاصر قابلیت ورود به دنیای گسترده انیمیشن را دارند.
این شخصیتها چه قابلیتی داشتند که به سراغشان رفتید؟
این شخصیتها، هم جذابیت دارند و هم دارای قابلیتهای آموزندگی کافی برای قشر کودکان و نوجوانان هستند. ما در تاریخ ایران با قهرمانهایی روبهرو هستیم که ویژگیهای منحصربهفردی دارند و این قابلیت را دارند که حتی در مجموعه انیمیشنها هم از آنها بهره برد. از جمله این شخصیتها که در تاریخ ایران باستان بودند و نام ایران را بلند کردند، عیاران و پهلوانان هستند و هرچند در برخی مواقع بنا به دلایلی به انحرافاتی هم کشیده شدهاند، ولی ریشه و خاستگاه جالبی دارند که پرداختن به آنها در حوزه انیمیشن میتواند جذاب باشد. چراکه اولا آنها قهرمانان ایرانی هستند و در حالی که شجاع و قوی هستند، خصلتهای جوانمردانه و خلق و خوی پهلوانی هم دارند و همه این مسائل میتواند برای قشر کودک و نوجوان آموزنده باشد.
کودکان گاهی با فضاهای تاریخی و خشک بسختی ارتباط برقرار میکنند. شما از چه ترفندی برای بهتر نشان دادن ماجراهای پهلوانان و ایران باستان در انیمیشن استفاده کردید که برای بیننده جذاب باشد؟
خصلت جوانمردی از آن ویژگیهایی است که در فرهنگ و تمدن ایرانی جایگاه بسیار والایی دارد و در کنار آن میتواند برای نسل امروز جذاب و آموزنده باشد مشروط بر اینکه به بهترین وجه ممکن آن را به تصویر بکشیم. به عبارت دیگر، اگر وارد کردن این شخصیتها به داستان به صورت سطحی و ملالآور باشد به جای اینکه بیننده را مشتاق کند او را دلزده میکند. برای همین، سازندگان این آثار باید از عواملی همچون قصه جذاب و طراحی دقیق شخصیتها و ماجراها بهره بگیرند تا در عین حال که مخاطب را درگیر داستان جذاب میکند آنها را با خمیرمایه و ذات معنوی این قهرمانان آشنا کنیم. البته داستانها در انیمیشن پهلوانان و شجاعان کاملا تخیلی هستند و ما فقط ریشههای اصلی آن را از منابع تاریخی الهام گرفتیم، چراکه داستان میبایست به نوعی روایت شود که کودک را علاقهمند کرده و آن را جذب کند. در انیمیشن پهلوانان از شخصیتهای حماسی ایرانی در قرن هشتم هجری استفاده کردیم در خمیره و ذات انسان ایرانی در آن منعکس شد، اما این منش پهلوانی و قهرمانی تنها در ایران باستان وجود ندارد، بلکه میتوان ظهور و بروز آن را در انسانهای معاصر نیز ببینیم. در انیمیشن شجاعان از قهرمانانی استفاده کردیم که در عرصه جنگ وجود داشتند و از خود رشادت به خرج دادند، جان را بر کف گذاشتند و در راه ایران همه چیزشان را فدا کردند. این انیمیشن، گروه خاصی از رزمندگان ـ که خیلی شجاع بودند ـ را وارد کردیم تا رشادتهای آنها را در قالب انیمیشن به تصویر بکشیم. به همین دلیل، وارد دنیای خلبانان هوانیروز شدیم و سعی کردیم با نشان دادن بخشی از منش پهلوانی آنها در عرصه دفاع از میهن گام برداریم. در انیمیشن پهلوانان ما یک پهلوان پوریا داریم که شاگردان و پیروانی هم دارد که همه به پوریا ولی به شکل یک مرشد و راهبر نگاه میکنند و برای او شأن پدری قائلند. اما در شجاعان به ماجرای رشادتهای یک فرمانده قدیمی و تیمسار با سابقه پرداختیم که دارای ویژگیهای یک انسان کامل و خلاق و مقید به اخلاق است و انسان بافضیلتی است که خلبانها به دید پدر معنوی خودشان به او نگاه میکنند. این یکی از نقاط مشترک این دو انیمیشن است.
پس میتوان گفت شجاعان ادامه معنوی انیمیشن پهلوانان است. این دو مجموعه به لحاظ، فرم چه تفاوتهایی با هم دارند؟
بله. ما در شجاعان، دوران معاصر را با همان روحیات و همان شخصیتها و حال و هوای انیمیشن پهلوانان کار کردیم. البته شباهتهای این دو مجموعه بیشتر به خاطر مضمون آنهاست. اما از نظر فرم و قالب اجرا این دو انیمیشن تفاوتهای زیادی با هم دارند. اولین تفاوت، فرم و قالب این دو انیمیشن به لحاظ نوع مضمون بود. در انیمیشن پهلوانان از سبک دوبعدی استفاده کردیم به این معنی که طراحیها با دست انجام شده و بعد به کامپیوتر منتقل میشد و در مرحله بعد رنگ و لایهگذاری میشد. مراحل متحرک و انیمیتسازی هم در کامپیوتر انجام میشد و حاصل کار هم از نظر بصری کاملا متفاوت بود. این تکنیک به این دلیل به کار گرفته شد که فضای کار تاریخی بود و خواستیم معماری آن زمان را با دقت و جزئیات نشان دهیم؛ اما در انیمیشن شجاعان از آنجا که با حرکتهای سریع و ادوات جنگی غول پیکر و پرواز جنگندهها در هوا سرو کار داشتیم از تکنیک سهبعدی -که امکانات متحرکسازی و ظرفیت اکشن بیشتری در آنوجود دارد- استفاده کردیم.
یکی از ویژگیهای انیمیشنهای خارجی، قهرمانسازی آنهاست که متاسفانه این نکته را در انیمیشنهای ایرانی نمیبینیم. به نظر شما چرا چنین است؟
زرینآبادی: بسیاری از شخصیتها که در تاریخ ایران باستان بودند و نام ایران را بلند کردند عیاران و پهلوانان هستند که ریشه و خاستگاه جالبی دارند و پرداختن به آنها در حوزه انیمیشن میتواند جذاب باشد
درست است ما در انیمیشنها و مجموعههای حماسی غربی اغلب قهرمانهای مختلفی مانند بتمن، هریپاتر، شوالیه تاریکی و... را میبینیم اما این شخصیتهای قهرمان عموما آدمهای بااخلاقی نیستند، چراکه سازندگان آنها فکر میکنند آدمهای با اخلاق کم جاذبه هستند و تنها به درد معابد و در انزوا زندگی کردن میخورند و باید به دور از میدان کارزار باشند. به همین دلیل قهرمانان، این انیمیشنها را از فضائل اخلاقی تهی میکنند تا آنجا که حتی سعی میکنند ویژگیهای منفی را هم به شخصیت آنها اضافه کنند؛ اما به نظر من این نظریه درست نیست و یکی از ضعفهای این انیمیشنهاست. من سعی کردم در هر دو مجموعه- یعنی هم در پهلوانان و هم در شجاعان- این معادله را به هم بریزم، چراکه در هر دو انیمیشن انسانهایی قهرمان اصلی هستند که هم فیزیک و ظاهری مناسب دارند و هم دارای فضائل اخلاقی و منش بالای انسانی بوده و در عرصه کارزار و نبرد الگوی خوبی هستند. در کارهای ایرانی شخصیتهای مثبت آنقدر معنوی و والا میشوند که گاه ناخودآگاه به سمت ملالآور بودن و منزوی شدن میروند. این افراد اگر وارد قدرت میشوند آنقدر بد عمل میکنند که داستان اصلی را دچار مشکل و برای مخاطبان دافعه ایجاد میکنند؛ اما ما به عنوان سازندگان این آثار باید در مورد این قهرمانان خیلی با احتیاط عمل کنیم. به این صورت که با اینکه آنها به خاطر ذات اخلاقمدارانه خود منزوی هستند، اما در عین حال به نوعی باشند که در عرصه اجتماعی هم حضور پیدا کنند.
اما با توجه به همه جذابیتهایی که شما گفتید در کارهای ایرانی کمتر میتوان سراغی از این قهرمانان گرفت. آیا این موضوع به دلیل غفلت انیمیشنسازان است؟
به نظر من به این دلیل است که کار با قهرمانان ملی و مذهبی کار سادهای نیست. ما منابع غنی و کاملی را در کشور داریم، اما نمیتوان دلیل اصلی بی توجهی به آن را غفلت تهیهکنندگان دانست.
خیلیها خواستهاند این کار را انجام دهند، اما انگیزه کافی و لازم برای ورود به این عرصه سخت و حساس را نداشتنهاند. عدم توجه به حقوق کپیرایت و حق مولف در ایران باعث شده است که منابع مادی بدرستی به سازندگان اصلی یک اثر انتقال داده نشود. وقتی خالق یک اثر چیزی را خلق میکند، تا آخر عمر از منافع این شخصیت بهره میبرد. مثلا خالق شخصیت بتمن تا آخر عمر از مزایایی که به هر نحو از قبل این شخصیت به وجود میآید، بهره میگیرد، اما در ایران حتی زحمتی که برای تولید انیمیشن و خلق قهرمان کشیدهایم به سادگی مورد بیتوجهی قرار میگیرد یعنی سازنده یک اثر نهتنها از امتیازهای کار خودش بدرستی بهره نمیبرد، بلکه حتی آن اثر در مرحله پخش هم بدرستی دیده نمیشود، البته برای اولین بار شبکه پویا به عنوان شبکه تخصصی در این زمینه تا حدی این مشکل را برطرف کرده است، اما هنوز هم این شبکه تازهتاسیس است و به نظر من به یک نظارت و بازنگری دقیق نیاز دارد. میخواهم بگویم اگر هم تهیهکنندهای این خطر را انجام دهد و سراغ مجموعههای پرکار برود هنگام پخش کار عاقبت به خیر نمیشود.
یعنی معضلات پخش باعث بیتوجهی به قهرمانسازی شده است؟
از 15 سال پیش که سرمایهگذاری جدی در تولید انیمیشن صورت گرفت، این صنعت به مدد مدیران و سازندگان انیمیشن در زمینههای مختلف رشد کمی و کیفی داشته است، اما همواره این تولیدات از پخش مناسب محروم بوده است. انیمیشن ایرانی تولید داخل در ساعت مناسب پخش نمیشود. البته نمیتوان از سختی و حساسیت ورود به این عرصه هم چشمپوشی کرد.
آیا اسامی و افرادی که در پهلوانان و شجاعان دیده میشود، واقعی است؟ مثلا سردار منصور میهندوست در شجاعان...
ما در هر دو انیمیشن چیزهایی را به بافت اولیه داستان اضافه کردیم. در پهلوانان بیشتر شخصیتها و فضاها و نوع روابط و حتی تعریف جغرافیا و تاریخ و شخصیت پوریای ولی و نوع روابط و حتی فضای حاکم بر آن از منابع تاریخی گرفته شده، اما در داستان چیزهایی را به پوریای ولی اضافه کردیم. میخواهم بگویم که کلیت را از منابع تاریخی گرفتیم و شخصیتها را ساختیم و به غیر از پوریای ولی همه تخیلی هستند. در مورد شجاعان هم به این صورت بود. در شجاعان ما با تمام منابع موجود درباره خلبانان هوانیروز مطالعه کردیم. نزدیک به 40 کتاب و هزار برگ را خواندیم و مصاحبه حضوری با آنها انجام دادیم. شرح زندگی شهدای هوانیروز را دستمایه قرار دادیم. هر چند این شخصیتها هم خودشان و هم نامهایشان برگرفته از شهدای واقعی است. مثلا منصور میهندوست یاد و خاطره شهید هوانیروز منصور وطنپرست را زنده میکند. ما داستانهای واقعی هوانیروز را بررسی کردیم و در یک پروسه طولانی آنها را بازنویسی کردیم و براساس داستانهای واقعی که کاملا هماهنگ با عنصر اخلاق بود، آنها را رنگ و لعاب دادیم.
مخاطب هدف شما دقیقا چه کسانی هستند؟
به خاطر روحیه سلحشوری و حماسی که در نوجوانان و جوانان وجود دارد، میتوان گفت که مخاطب هدف همین قشر از جامعه است و در وهله اول با طیف کودک و خردسال و بزرگسال کاری نداشتیم؛ البته در عمل شاید این مجموعهها برای این دو قشر هم جذاب باشد.
سوال آخر اینکه چرا قالب انیمیشن را برای بیان این مضمون انتخاب کردید؟
به نظر من قالب انیمیشن برای بیان قصههای حماسی مناسبتر است، چراکه اگر میخواستیم به صورت زنده به رویدادهای تاریخی و حماسی بپردازیم و حوادث را اغراق شده نشان دهیم در دنیای واقعی بسختی انجام میشد؛ اما در دنیای انیمیشن این اغراق پذیرفته شده است و با نحوه خاصی از نمایش سر و کار داریم که با تکنیکهای کامپیوتری جوابگوی رویدادهای اغراق شده است. همچنین با در نظر گرفتن مخاطبان اصلی برنامه یعنی همان کودکان و روحیهپذیرندگی آنها در این سن به سمت انتخاب قالب انیمیشن رفتیم.
مهراوه فردوسی / گروه رادیو و تلویزیون