در فیلم رباعی ، ابیات شاعران بزرگ بین شخصیت ها رد و بدل می شود

علیرضا خمسه به «رباعی» طراوت بخشید

آدم‌هایی که ادبیات جزو جدانشدنی زندگی آنهاست، با مشخصات و خصوصیات رفتاری خاصی در ذهن ما جا دارند. مثلا شاید خیلی از ما در گذشته معلم‌های ادبیاتی داشته‌ایم که از کلمات متنوع و دایره لغات وسیع و لحن و صدایی خاص بهره می‌بردند و در یک کلام می‌شد آنها را بواسطه نوع کلامی که به کار می‌بردند از دیگران جدا کرد. تله‌فیلم «رباعی» که چند روز پیش از شبکه یک سیما پخش شد، به کارگردانی محسن دامادی، داستان زندگی یک ادیب را روایت می‌کند که شغل او مجریگری یک برنامه مشاعره است.
کد خبر: ۴۹۸۳۵۸

کمال طراوت (علیرضا خمسه) تصمیم می‌گیرد با یکی از شرکت‌کنندگان مسابقه مشاعره (رباعی جباری با بازی شهره سلطانی) ازدواج کند و در این راه با مشکلاتی مواجه می‌شود. البته مشکلات مربوط به ازدواج ایده‌ای است که بارها در تله‌فیلم‌ها، فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. در رباعی مشکلات مربوط به ازدواج از آن جهت که مشکلی مطرح‌شده نقد شود و سعی در حل آن وجود داشته باشد، وجود ندارد.

چرا که مشکلی که در راه ازدواج آقای طراوت با رباعی وجود دارد، چندان واقعگرایانه و همه‌گیر نیست. پدر رباعی ترجیح می‌دهد به جای این که خواستگار یعنی آقای طراوت را در خانه خودش بپذیرد، خودش به همراه دخترش به خواستگاری او برود. وقتی آقای جباری به خانه آقای طراوت می‌رود، با مادر او که برای پسر بسیار عزیز است، دچار درگیری لفظی می‌شود و همین مساله مشکلاتی را برای عروس و داماد به وجود می‌آورد. چنین مشکلی مسلما از مشکلات مرسوم بر سر راه ازدواج جوانان نیست. به همین دلیل به نظر می‌رسد که این مشکل با این ایده مطرح شده که مخاطب در یک موقعیت هرچند بعید، اما طنزآمیز قرار بگیرد و به این ترتیب لحظاتی شاد برایش رقم بخورد. با چنین رویکردی، انتظار می‌رود فیلم از موقعیت‌های کمیک یا دیالوگ‌های بامزه زیادی برخوردار باشد اما رباعی، این خصوصیت را ندارد.

روابط و مناسباتی هم که شخصیت‌ها با یکدیگر دارند، به نظر کمی قدیمی می‌آید، از آن جهت که روابطی مثل احترام بیش از اندازه یک پسر نه‌چندان کم سن و سال به مادر سختگیر و رئیس‌مآبش در گذشته بیشتر دستاویز خلق موقعیت‌های کمیک قرار می‌گرفت. همین‌طور نامه‌نگاری بین دختر و پسری که به هم علاقه دارند، راه ارتباطی مربوط به زمان گذشته است. از دیگر عناصری که به نظر می‌آید به‌جامانده از فیلم‌های قدیمی است، صداسازی است. در گذشته، آدم‌های موفق بسیاری در عرصه طنز حضور داشتند که به خاطر توانایی تغییر لحن و صداسازی، محبوبیت و شهرت کسب می‌کردند.

طنزپردازان سعی می‌کردند با لحن خاصی حرف بزنند و هرچه لحن کمیک‌تری را انتخاب می‌کردند، مدت زمانی طولانی‌تر با همان لحن در ذهن می‌ماندند و چه‌بسا دیگر فقط با همان نوع صحبت‌کردن پذیرفته می‌شدند. این نحوه صداسازی از ابتدا در دوبلاژ مورد استفاده قرار گرفت. در بسیاری از فیلم‌ها اگر شخصیت کمیکی وجود داشت، دوبله‌ای با صدایی اغراق‌آمیز برای او مورد استفاده قرار می‌گرفت.

خیلی وقت‌ها هم بعضی از شخصیت‌ها بار کمدی خاصی نداشتند و تنها به اندازه آدم‌های دیگر جدی نبودند، اما برای آنها صداهایی انتخاب می‌شد که به مخاطب بفهماند باید به این شخصیت، آنچه می‌گوید و کاری که انجام می‌دهد، خندید. در رباعی برای شخصیت‌پردازی رباعی، از این‌گونه صداسازی استفاده شده است. صدای تودماغی و لحن مخصوص رباعی، به شخصیت‌پردازی او کمک نمی‌کند. از آنجا که رباعی حرف بامزه‌ای نمی‌زند یا حرکت طنزآمیزی هم انجام نمی‌دهد، شاید تنها عاملی که او را به صورت یک شخصیت غیرجدی به گونه‌ای تحمیل می‌کند، همین استفاده از صدای تودماغی است. در واقع اگر این لحن گفتار از شخصیت رباعی حذف می‌شد، آسیبی به شخصیت‌پردازی او وارد نمی‌شد و چه‌بسا حتی استفاده‌نکردن از چنین صدای کارتونی و اغراق‌شده‌ای می‌توانست به ملودرام عمق بیشتری ببخشد. در کنار این نوع استفاده از کلام، طرز بیان علیرضا خمسه قرار دارد که بسیار شبیه به نمونه‌های آشناست. خمسه ظرایفی مانند نوع راه رفتن، حرف زدن، خندیدن و حرکات چهره و بدن را به طبیعی‌ترین و شبیه‌ترین شکل به نمونه‌های بیرونی اجرا می‌کند. بازی خمسه مؤکد این ضرب‌المثل است که کار را باید به کاردان سپرد.

در تله‌فیلم رباعی، به مناسبت شغلی که شخصیت اصلی دارد، ابیات بسیاری از شعرای بزرگ بین شخصیت‌ها رد و بدل می‌شود. آقای طراوت برای هر اتفاقی و در پاسخ هر کلامی شعری در آستین دارد و روی کلماتی که دیگران در گفت‌وگوی روزمره از آنها استفاده می‌کنند، دقیق می‌شود و آنها را تصحیح می‌کند. از مجموع این خصوصیات می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که بعد از دیدن این فیلم ممکن است مخاطب با ابیات زیادی آشنا شود، صورت صحیح بعضی از ابیات یا ضرب‌المثل‌هایی را که همیشه به کار می‌برده یاد بگیرد یا جایگزین مناسبی برای کلماتی که به غلط استفاده می‌کرده، پیدا کند.

همین‌طور بازسازی پشت‌صحنه یک مسابقه تلویزیونی که در فواصلی از فیلم نشان داده می‌شود هم برای بیننده جذابیت‌هایی دارد. اما گنجاندن این جذابیت‌ها جای خالی یک داستان مستحکم و پرکشش را پر نمی‌کند. فراموش نکنیم اولین و مهم‌ترین عاملی که باعث می‌شود مخاطب پای تلویزیون بنشیند، این است که داستان فراز و نشیب‌هایی داشته باشد که او را مجاب کند ماجرا را پیگیری کند.

شروینه شجری‌کهن / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها