اگرچه در سالهای دور و در زمان برگزاری برخی از اجلاسهای این جنبش حواشی و جنجالهای زیادی برپا شد که از آن جمله میتوانیم به اجلاسی که قرار بود در دوره جنگ تحمیلی علیه ایران در بغداد برگزار شود، اشاره کنیم اما در سالهای اخیر کمتر شاهد این نوع مسائل بودیم تا اینکه دوباره در اجلاس شانزدهم یعنی اجلاسی که اکنون در ایران در حال برگزاری است شاهدیم که جنجالهای زیادی به پا شده است که تا چند روز قبل از آغاز نشست نیز توسط کشورهای مخالف ایران برقرار بود. در همین زمینه با دکتر صباح زنگنه تحلیلگر مسائل بینالمللی به گفتوگو نشسته و درخصوص ابعاد این اتفاق و همینطور ظرفیتهای مهم گروه«نم» سوالاتی را مطرح کردهایم.
به گفته زنگنه، مهمترین مسئولیت کشورهای غیرمتعهد، حفظ و تقویت جایگاه این گروه در سطح جهانی و کسب و توسعه ظرفیتهای جدید است. مشروح این گفتوگو را میخوانید.
در هفته جاری شاهد برگزاری اجلاس غیرمتعهدها در تهران هستیم. آیا این موضوع به خودی خود میتواند دارای اهمیت محسوب شود یا شرایط خاصی که درخصوص کشورهای عربی منطقه و همینطور فعالیتهای هستهای ایران وجود دارد، باعث شده تا این چنین بر اهمیت میزبانی تهران تاکید شود؟
اجلاسهای قبلی، به استثنای چند اجلاس اولیه، از چنین اهمیت و حساسیتی برخوردار نبوده است، زیرا موضوعات و همچنین محل اجلاس و شرایط بینالمللی از اوضاع فعلی فاصله داشتند. بنابراین، امروزه شاهد عکسالعملهای تندتری هستیم، چراکه ایران محور موضوعاتی مهم مانند مباحث هستهای، داشتن مواضع متفاوت با کشورهای عرب جنوبی خود در مساله سوریه و روند تحریمهای مالی و نفتی بوده و همه اینها نیز از اهمیت بالایی برخوردارند.
مهمترین ظرفیتهای این اجلاس چیست و به نظر شما ایران با توجه به وقایعی که در منطقه وجود دارد، بهتر است بهرهبرداری از کدام ظرفیتها را در اولویت قرار دهد؟
ایران به عنوان یک عضو واقعا غیرمتعهد، یک مسئولیت دارد، اما به عنوان میزبان و رییس آینده جنبش عدم تعهد، دارای مسئولیتهای بیشتری است. مهمترین مسئولیت، حفظ و تقویت جایگاه غیرمتعهدها در سطح جهانی و کسب و توسعه ظرفیتهای جدید است. جهان در حال تلاطم است و در این تلاطم شاهد بروز قدرتهای جدیدی مانند مجموعه کشورهای «بریکس»، انتقال ثقل اقتصادی از شمال به شرق، بحرانهای مالی و اقتصادی مناطقی از جهان که ممکن است سایر مناطق را در زیر تاثیرات خود بگیرد و دخالتهای نظامی در مناطق مختلف از سوی ناتو و برخی قدرتهای بزرگ هستیم که همه و همه نیازمند یک طراحی و هماهنگی تازه است. البته در کنار این چشمانداز، رسیدگی به مسائل منطقهای هم لاجرم باید در دستور کار قرار بگیرد.
در چند وقت اخیر تلاشهایی توسط برخی مقامات اسرائیلی و آمریکایی صورت گرفت تا از سفر افرادی نظیر بانکیمون دبیر کل سازمان ملل به تهران جلوگیری شود، اما آنطور که اعلام شده، آقای بانکیمون به ایران میآید. آیا این را میتوان شکستی برای واشنگتن و تلآویو محسوب کرد؟
اسرائیل، از یک طراحی گسترده علیه جمهوری اسلامی ایران تبعیت میکند و در بسیاری از مسائل، خود طراح و پیگیر آنها است؛ رژیم صهیونیستی سعی کرده آمریکا را هم به اجرای طرحهای خود وادارد یا لااقل از آمریکا و سایر کشورها باجگیری کند. طبعا یکی از تلاشهای اسرائیل القای منزوی بودن ایران است، اما وقتی مقامات سازمانهای بینالمللی و سران برخی کشورها به این طرح وقعی ننهند، برای اسرائیل نوعی شکست محسوب میشود؛ گرچه این مقامات تحت فشار تبلیغاتی و سیاسی بعد از اجلاس قرار خواهند گرفت و سعی در توجیه حضورشان مینمایند. نکته مهم این است که اسرائیل گویی خود را مالک کشورها و سازمانها میداند و همه باید به آن جوابگو باشند. این هم خود یک طراحی دیپلماتیک است.
در نگاه کلیتر، آمدن مقامات ارشد برخی کشورها از جمله رییسجمهور مصر باعث عصبانیت تعدادی کشور دیگر شده است. آیا این روند در دورههای قبلی اجلاس گروه «نم» نیز وجود داشته یا در مورد میزبانی ایران، شاهد چنین مسائلی هستیم؟
در دورههای اخیر، شاهد چنین مسائلی نبودهایم. این میزبانی تهران است که آنها را عصبانی کرده است.
برخی سفر مرسی به ایران برای شرکت در شانزدهمین اجلاس غیرمتعهدها را شروع شکستن یخ روابط تهران ـ قاهره میدانند. نظر شما در اینباره چیست؟ به اعتقاد شما آیا این سفر میتواند مشکلات دیپلماتیک دو کشور را که قدمتی بیش از سه دهه دارد، حل کند؟
اقدامات دکتر محمد مرسی، از یک هوشمندی سیاسی حکایت میکند. فراتر از اینکه یخ روابط میان دو کشور آب شود یا خیر؛ به نظر میآید که مصر در حال بازسازی و بازپسگیری جایگاه واقعی خود در منطقه است. کشور بزرگی که بخواهد در منطقه به صورت موثر حضور یابد، حتما در اندیشه بازسازی روابط با ایران میافتد. البته مسائل و فشارهای داخلی و منطقهای را نباید فراموش کنیم. مصر جزو کشورهای اصلی موسس جنبش عدم تعهد است و حضور مرسی در این اجلاس که ریاست قبلی را بر عهده داشته است، دو پیام دارد: پیام داخلی، به نیروهای ملیگرای ناصریست است که با وجود تاریخ پر از منازعه اخوانالمسلمین و عبدالناصر، اما به کار خوب عبدالناصر احترام میگذارند؛ و یک پیام خارجی به کشورهای منطقه است که مصر از این پس عضو «تروئیکای جنبش غیرمتعهدهاست» یعنی اینکه در حل و فصل مسائل منطقهای حضور فعال خواهد داشت. ضمن اینکه همه تخممرغها را در سبد غرب و آمریکا هم نخواهد گذاشت. حال، روابط با ایران، در همین فضا قابل تعریف است.
با این اوصاف به نظر شما بعد از این سفر آقای مرسی به تهران، ارادهای در مصر برای ارتقای سطح روابط دو طرف تشکیل می شود یا همه چیز مثل قبل باقی می ماند؟
زنگنه: یکی از تلاشهای اسرائیل القای منزوی بودن ایران است، اما وقتی مقامات سازمانهای بینالمللی و سران برخی کشورها به این طرح وقعی ننهند، برای اسرائیل نوعی شکست محسوب میشود
در مورد سوریه نیز فکر میکنید در این اجلاس که شاهد حضور همزمان موافقان و مخالفان حکومت بشار اسد خواهد بود، رایزنیهای ویژهای صورت بگیرد؟! یعنی به فرصتی برای نشست مشترکی تبدیل شود؟
موضوع سوریه، به عنوان یک موضوع حاد، مورد توجه قرار خواهد گرفت. اما حضور موافقان و مخالفان اسد بعید است. ابتدا باید دید، آیا اجلاس به تشکیل ساز و کاری ویژه نظر میدهد یا خیر و آیا پیشنهاد مرسی در تشکیل گروه تماس چهارجانبه مطرح میشود یا نه؟ اما در هر صورت، سوریه در معرض بحران جدی قرار دارد و کشورهای عضو پیمان ناتو به بسیج نیروهای نظامی علیه این کشور که عضو جنبش غیرمتعهدهاست اقدام کردهاند، بنابراین، مسائل مربوط به این کشور، مطرح خواهد شد.
سوالی هم درباره ریاست ایران بر این اجلاس در سه سال آینده دارم و اینکه این موضوع دارای چه ابعاد و اهمیتی است؟ ایران در طول این سه سال چه کارهایی را باید در اولویت قرار دهد؟
ایران تجربه ریاست بر سازمانهای بینالمللی را دارد و میتواند از آن تجربهها استفاده درستی کند، اما چند نکته را نباید فراموش کرد؛ اولا سازمانهای بینالمللی، محافلی برای تجلی همکاری دسته جمعی است و نباید آنها را با سازمانهای داخلی اشتباه گرفت. کشورهایی که تصور میکنند به تنهایی میتوانند مسائل را پیش ببرند، اشتباه میکنند و به جایی نمیرسند. حتی آمریکا با همه توان سیاسی و اقتصادی و علمی هم نمیتواند از ائتلاف با دیگر کشورها بینیاز باشد. دوم اینکه مسائل مورد اهتمام ایران ممکن است مورد اهتمام همه کشورها نباشد، اما برخی مسائل میتواند موارد مشترکی باشند و اهتمام دیگران را هم برانگیزند، پس تلاش ریاست هر اجلاسی باید کمک به اجماعسازی باشد و فقط به استفاده یکبار مصرف از ظرفیتهای آن معطوف نگردد.
جنبش عدم تعهد اگرچه 120 عضو دارد، اما به نظر میرسد در مسائل بینالمللی، آنگونه که انتظار میرود تاثیرگذار نبوده است یعنی به نسبت تعداد اعضایش انتظارات بیشتری از وزن جنبش میرود. به نظر شما برای افزایش تاثیرگذاری گروه نم چه کارهایی میتوان انجام داد؟
جنبش غیرمتعهدها هنوز به یک سازمان تبدیل نشده است، اگرچه برخی سازوکارهایی برای آن تعبیه شده است. از سوی دیگر جنبش نیازمند توافق بر ساز و کارهای اجرایی و ضمانتهای لازم است، بر این اساس تبدیل اجماعهای جنبش به برنامه عملی و دستور کار مناسب، یکی از مهمترین الزامات است.
تصور میکنید ظرفیتهای اقتصادی و فرهنگی این جنبش بیشتر است یا سیاسیاش و مورد دیگر اینکه تلاش اعضا برای ارتقای جایگاه غیرمتعهدها بهتر است با تکیه بر کدام یک از ظرفیتها صورت بگیرد؟
در یکی دو دهه قبل این بحث مطرح بوده است که آیا جنبش باید به جهتگیری سیاسی ادامه دهد یا به مسائل اقتصادی روی آورد؟ آن زمان کشورهای متعددی بر ادامه روند فعلی تاکید میکردند و هرگونه تغییر در جهت سیاسی جنبش را انحراف میدانستند. از یک جهت شاید هم حق داشتند، زیرا پیشنهاد ارائه شده در این زمینه از سوی مقام کشوری صورت گرفت که از روابط نزدیک با آمریکا برخوردار بوده است، اما در شرایط جدید، جایی که کشورها براساس ثقل اقتصادیشان مورد محاسبه و ارزشیابی قرار میگیرند و تاثیرگذاری در سطح سیاسی هم متکی به قدرت اقتصادی است و حتی جنگهای فعلی و آینده هم بر مبنای کنترل توان اقتصادی رقبا شکل میگیرد، نمیتوان از این بحث به آسانی عبور کرد.
از سوی دیگر ناگفته پیداست که ماندگاری تاثیر سیاسی را میتوان در حد کوتاه مدت یا روزانه انتظار داشت، اما تاثیرگذاری و ماندگاری روابط اقتصادی، در حد تاثیر سالانه یا میانمدت است. در عین حال ماندگاری روابط فرهنگی و اجتماعی نیز، ماندگاری طولانی در مرز سدهها است.
بنابراین درباره ظرفیتهای جدید نیز باید گفت آنچه اعضا میتوانند انجام دهند نخست آن است که با راهاندازی مراکز مطالعاتی مشترک میان اندیشمندان جنبش، به ترسیم چشمانداز روشنتر و علمیتری بپردازند. همچنین از تقویت و توسعه روابط میان جوانان جنبش و نیز استفاده از محافل و ساز و کارهای جامعه مدنی هم نباید غافل شد.
مریم جمشیدی - گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم