سرانجام ارتباط پنهانی به قتل و قصاص رسید

با تایید حکم قصاص جوانی که خردادماه 1380 ، زنی را در منزلش در حصارک کرج به طرز فجیعی به قتل رسانده بود ، این جوان 25 ساله در آستانه اعدام قرار گرفت.
کد خبر: ۴۹۷۵۴

شب سی ام خردادماه سال 80 ، مردی در تماس با ماموران کلانتری حصارک اعلام کرد ، لحظاتی قبل ، پس از مراجعه به منزلش با جسد غرق به خون همسرش رو به رو شده که به طرز فجیعی با ضربات چاقو به قتل رسیده است . ماموران با حضور در صحنه قتل ، دریافتند که این زن جوان باید توسط فرد آشنایی به قتل رسیده باشد که از در ورودی وارد منزل شده و پس از به قتل رساندن زن صاحبخانه با 4 تا 6 ضربه چاقو ، برای آن که وانمود کند قصد سرقت داشته ، طلا و جواهرات این زن را با خود برده و به طرز ناشیانه ای اثاثیه منزل را به هم ریخته است . همسر این مرد به ماموران گفت : امروز صبح همسرم از من اجازه خواست تا به منزل مادرش که بیمار است برود ، از من هم خواست تا به منزل پدرم بروم تا وی بعد از عیادت از مادرش به منزل پدرم آمده و با هم به خانه بازگردیم اما هر چه منتظر شدیم ، او بازنگشت و من پس از آن که از طریق تماس تلفنی فهمیدم او به منزل مادرش نرفته ، هراسان به خانه بازگشتم و متوجه شدم در ورودی باز است و پس از جستجو، جسد همسرم را در اتاق نشمین پیدا کردم . در مرحله بعد ماموران به بازجویی از مادر مقتول پرداختند. این زن در بازجویی ها گفت : دخترم با همسرش از مدتها قبل اختلاف شدیدی داشت و حتی یک بار تهدید کرده بود که او را می کشد. علتش هم این بود که دخترم قبل از ازدواج با او، مدتی با شوهرخواهرش در ارتباط بوده اما به علت مخالفت ما ، نتوانسته با او ازدواج کند. با اظهارات این زن ، ماموران بار دیگر شوهر مقتول را به بازجویی احضار کردند. وی در بازجویی ها ضمن انکار قتل همسرش گفت : او را تهدید کردم اما هرگز قصد قتل او را نداشته ام . با توجه به آن که شواهد نیز حاکی بود که شوهر زن در قتل او نقشی نداشته است ، ماموران شوهر خواهر مقتول را که قبل از ازدواج با وی در ارتباط بوده است ، به عنوان مظنون دیگر بازجویی کردند. وی در بازجویی ها به ماموران گفت : من و «شهره» قبل از ازدواج با یکدیگر در ارتباط بودیم ، و قصد ازدواج داشتیم ؛ اما به دلیل مخالفت خانواده وی نتوانستیم با هم ازدواج کنیم و من پس از ازدواج وی ، با خواهرش ازدواج کردم . یک روز که به خانه آنها رفتم ، او گفت : پسر جوانی از مدتی قبل مزاحمش می شود. من از او خواستم تا اجازه بدهد با این پسر جوان صحبت کنم اما او بعد از چند روز به من گفت که رابطه اش با پسر جوان قطع شده است در حالی که من دفعات بعد نیز که به منزل آنها رفتم ، فهمیدم که هنوز شخصی مزاحم او می شود. این مرد همچنین شماره تلفنی را در اختیار ماموران قرار داد و گفت : یک بار زمانی که فرزندم در بیمارستان بستری بوده مقتول این شماره تلفن را به من داد تا آن را در دفترچه ام یادداشت کنم ، او گفت دفترچه تلفن خود را در خانه جا گذاشته و می ترسد شماره را فراموش کند. ماموران با مقایسه شماره تلفن و پرینت مکالمات منزل مقتول دریافتند که از این شماره تلفن به دفعات با منزل زن تماس گرفته شده است . با بررسی شماره تلفن ، ماموران دریافتند شماره مربوط به یک تاجر برنج در کرج است . پس از بازداشت این مرد، وی به ماموران گفت : در طبقه بالای مغازه من جوانی زندگی می کرد که شاگرد نانوایی است ، او چندین بار از من خواست به وی اجازه بدهم از مغازه ام با نامزدش تماس بگیرد، اما از آنجا که تلفن من مکالمات را ضبط می کند ، بعد از مدتی دریافتم وی با یک زن شوهردار در ارتباط است. تا زمانی که به وی اعتراض کردم و او گفت اگر به همسر زن بگویی او مغازه ات را به هم می ریزد و من هم از ترس چیزی نگفتم . با اطلاعاتی که این مرد در خصوص پسر جوان در اختیار ماموران گذاشت ، ماموران با کسب نیابت قضایی به منزل پدر وی مراجعه و وی را دستگیر کردند. او در ابتدا منکر آشنایی با زن و قتل وی شد اما در بازجویی های فنی و پلیسی ، سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت : چند ماه قبل در خیابان با این زن آشنا شدم . مدتی بعد از آشنایی او به من گفت باید با وی ازدواج کنم اما من هر بار با گفتن این که می خواهم با دختر مورد علاقه ام ازدواج کنم ، از او می خواستم تا دست از سرم بردارد. تا این که روز حادثه ، تماس گرفت و خواست در غیاب شوهرش به منزلش بروم . زمانی که به منزل او رفتم ، چاقویی را به من داد و گفت : الان به شوهرم زنگ می زنم تا به خانه بیاید ، تو هم با چاقو او را به قتل برسان. بعد از آن جسدش را سر به نیست کرده و با فروختن قطعه زمینی که داریم به خارج از کشور فرار می کنیم. زمانی که به وی اعتراض کردم و گفتم نمی توانم همسرت را بکشم ، مرا تهدید کرد که سروصدا می کند و آبرویم را می برد. من هم که خیلی عصبانی شده بودم ، با چاقویی که خودش به من داده بود ، چندین ضربه به او زدم و برای آن که جریان را یک سرقت ساده نشان بدهم ، طلاهایش را دزدیدم و اثاثیه منزل را به هم ریختم . با اظهارات این مرد ، قاضی شعبه 45 دادگستری کرج ، پسر جوان را به جرم ارتباط نامشروع و قتل این زن ، به اعدام ، شلاق و زندان محکوم کرد. با تایید حکم از سوی شعبه 26 دیوان عالی کشور ، این جوان در آستانه اعدام قرار گرفت .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها