علیاکبر قاضیزاده: اولین مطلبم را که میخوانم، خجالت میکشم!
1 ـ سال 1349 همان سال اول دانشگاه در مجله مام به سردبیری داریوش پیرنیا که استادم بود، کار روزنامهنگاری را شروع کردم.
یک روز پایین ورقه من نوشت: «به من مراجعه کنید». مراجعه به او نخستین حضور مرا در مهمانی مجله مام رقم زد. اولین کار مطبوعاتی من داستانی بود به نام دو نامه. در همان شماره اول مام، مطلبی هم از من به چاپ رسید که هر وقت آن را میخوانم خجالت میکشم چون در آن پدر و مادرها را با کمال وقاحت نصیحت و شیوههای تربیتی را به آنها گوشزد کرده بودم.
2 ـ احساس خوبی داشتم از این که اسم خودم را در یک مجله میدیدم.
3 ـ یک نسخه را از خود دفتر مجله برداشتم.
4 ـ در بهمن 62، من ازجمله خبرنگارانی بودم که گروه کارشناس سازمان ملل را برای تهیه خبر، به هور هویزه همراهی کردم.
سیدفرید قاسمی: اولین مطلبم، خط اصلی زندگیام را رقم زد
1 ـ کار مطبوعاتیام از سال 1355 شروع شد. بهزعم خودم، خبر و گزارش مینوشتم و مصاحبه انجام میدادم. اول بار نامم ذیل مطلبی که نوشته بودم، در مجله کیهان ورزشی چهارم تیر 1356 چاپ شد.
2 ـ وقتی اسمم پای یک مطلب خورد، در واقع خط اصلی زندگیام از همان سالها رقم خورد و با افت و خیز تا امروز ادامه دارد.
3 ـ خاطرم نیست نسخهای خریدم یا نه اما الان ندارم.
4 ـ از نظر من، با تمام کسانی که با آنها مصاحبه کردهام، مهم بودند و نمیتوانم نام شخص خاصی رابیاورم. من برای نوشتن تاریخچه مطبوعات ایران با افراد زیادی گفتوگو کردم که همه مهم بودند، همچنین از کسانی یاد کردم که نبودند، اما تاثیر فراوانی در این حرفه گذاشتند.
مینو بدیعی: به این راحتیها اسمت پای مطلب نمیخورد!
1 ـ اولین گزارشی که از من در روزنامه کیهان چاپ شد، گزارشی در مورد کشتارگاه تهران بود که در آن زمان حوالی محله نازیآباد قرار داشت، این کشتارگاه سالهاست که به فرهنگسرای بهمن تبدیل شده است.
در این گزارش با الهام از شعر فروغ فرخزاد که در مورد میدان اعدام سابق تهران شعری سروده است، از کف کفشهای خونی کسانی که گوسفندان و گاوها را ذبح میکردند، گفته بودم. برای نخستین گزارش یک گزارشگر تازهکار، گزارش بدی نبود. این گزارش سال 56 در کیهان به چاپ رسید.
2 ـ خیلی خوشحال بودم. آن موقع کیهان برای خود اسم ورسمی داشت و از میان همکلاسیهایم اسم من پای مطلبی خورده بود. البته آن موقع مثل الان نبود و همین طوری پای مطلب اسم نمیخورد. یادم هست مدتها اسم من پای گزارشی نمیخورد یا اگر گزارش دنبالهدار بود، فقط در قسمت اول و پایانی نام را میزدند.
3 ـ من این نسخه از روزنامه را اصلا نخریدم، بلکه در همان زمان فقط یک نسخه از آن را از تحریریه روزنامه گرفتم و به خانه بردم که احتمالا دور ریخته شد یا شاید هم در آن سبزی پاک شد و به زبالهدانی رفت!
4 ـ من در همان سالهای آغازین کارم برای گزارشهای مختلفم، با آدمهای مهمی مصاحبه کردم. آنچه برای خودم بسیار جذاب بود و برای کار کلاسی عرضه شد، مصاحبه با عباس پهلوان سردبیر مجله فردوسی بود.
فریدون صدیقی: بابت اولین گزارشم 300 تومان گرفتم
1 ـ اولین مطلب من سال 51 در روزنامه کیهان چاپ شد که گزارشی درباره تنها زورخانه شهرستان سنندج بود.
نگاه من در آن گزارش به یک مجموعه تلویزیونی بود که در آن زمان پخش میشد و به موضوعاتی چون رفتار پهلوانان میپرداخت.
در واقع گزارش من نگاهی به آیین جوانمردی و فتوت پهلوانان بود و اشارهای هم به پهلوان آن زمان کردستان داشت. در عین حال یک مقایسه ضمنی بین او و پهلوانان مطرح شده در سریال تلویزیونی مذکور هم بود. این گزارش در صفحه 5 روزنامه چاپ شد و بابت این گزارش، 300 تومان گرفتم.
2 ـ طبعا خوشحال بودم.
3 ـ متاسفانه نسخهای از آن را نخریدم و الان هم ندارم.
4 ـ اولین مصاحبهای که انجام دادم در یادم نیست، اما مهمترین کسی که با او مصاحبه کردم و همیشه به یاد دارم، مصاحبه با یک مرده شور به نام صفر بود که 20 سال پیش در بهشت زهرا انجام دادم.
این مصاحبه در کیهان سال چاپ شد و الان به عنوان مرجع در کتب درسی روزنامهنگاری تدریس میشود.
زهرا تالانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم