در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شوهر مریم خانم از مردان دسته اول است؛ او درحالی که در تب میسوزد باید برای بچهها غذا درست کند و اگر نتواند باید به خواهرش زنگ بزند تا بیاید و برایشان غذا درست کند و خانهاش را مرتب کند. خواهر مریم خانم هم خودش متاهل است و باید قبل از آمدن همسرش زندگی اش را روبه راه کند، اما آقا رضا شوهر مریم خانم چه وظیفهای دارد؟
او وقتی میبیند همسرش بیمار است دو نوبت کار میکند و شام هم بیرون میل میکند و شب دست خالی به خانه میآید. دیشب وقتی به خانه آمد گفت: افطار و شام که بیرون خوردیم نمیخواستی برای ما یک چای هم درست کنی؟ این هم وضع خانه است.
آقا رضا داشت همینطور غر میزد که مریم خانم ملحفه را روی سرش کشید. حس کرد عمری که در خانه شوهرش کار کرده همه اشتباه بوده است، زیرا وی نه تنها او را در حدیک کدبانو بالا نبرده بلکه در حد یک کلفت بیمزد و مواجب پایین آورده است. طوری که دیگر برای همسرش مهم نیست او در خانه چگونه روزگار میگذراند و چه میخورد.
این وظیفه خانواده اوست که از او در این مواقع حمایت کنند؛ اما شوهرش فقط باید توقع داشته باشد. بیماری از یک طرف و دل شکسته از طرف دیگر میخواست او را از پا در آورد. وقتی پسر کوچکش ملحفه را از روی سر او کنار زد بالشش خیس اشک شده بود.
آیا شما هم وقتی همسرتان بیمار است با او اینطور برخورد میکنید؟ اگر چنین است بهتر است شیوه زندگی خود را اصلاح کنید زیرا بزودی در دل همسرتان جای محبت را نفرت خواهد گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: