سوگند خداوند به فرشتگان، هم نشانه اهمیت و جایگاه فرشتگان در نظام هستى است و هم اهمیت امرى که برایش سوگند یاد شده است. ممکن است پنج صفتى که در این آیات آمده، براى پنج گروه فرشته باشد و ممکن است براى یک گروه باشد، به این معنا که بهمحض صدور فرمان از جا کنده و با نشاط پیگیرى و با سرعت حرکت مىکنند و از یکدیگر سبقت مىگیرند تا فرمان را مدبرانه انجام دهند.
«نازعات» و «ناشطات» در واقع دو وصف براى طایفهاى از فرشتگان است و چون کلمه «طائفه» مؤنث است، این صفات نیز مؤنث آمده است. «سابحات» از «سبح» به معناى حرکت سریع در آب یا هواست. اشاره به اینکه فرشتگان در انجام مأموریتهاى الهى سریع و چابک هستند. «نزع» به معناى جدا کردن با کندن و کشیدن است. «غرق» و «اغراق» به معناى شدت است. «نشط» به معناى گشودن گره است و نشاط یعنى آنکه عقدههاى روحى باز شوند. برخلاف بعضى انسانها که نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است، فرشتگان الهى در انجام مأموریتها بانشاط هستند. گفته مىشود، گویا فرشتگان جان مؤمنان را به آرامى بیرون مىکشند.
به فرموده حضرت على علیه السلام، فرشتگان با آرامى و رفاقت جان مؤمنین را مىگیرند. (یقبضون ارواح المومنین یسئلونها سلا رفیقا). هرکس دل بستهتر به مادیات باشد، دل کندنش از آن سختتر خواهد بود.
«راجفه» به معناى اضطراب و لرزه شدید است. «اراجیف» بهکلمات فتنهانگیز که مایه اضطراب باشد گفته مىشود. «رادفه» از «ردیف» به معناى در پى آمدن است و به پس لرزهها گفته مىشود. شاید زمین لرزه اول به خاطر صور اول باشد که همه مىمیرند و مراد از «رادفه» صور دوم باشد که همه زنده مىشوند، چنانکه در آیه 68 سوره زمر به هر دو امر تصریح شده است. «واجِفه» به حرکت یا اضطراب شدید و سریع گفته مىشود و «خاشِعَه» به کسى گویند که سر به زیرانداخته و به زمین چشم دوخته است. «حافره» به معناى آغاز و ابتداى هر چیزى است، بنابراین کافران از بازگشت به زندگى نخستین تعجب مىکردند. اما ممکن است «حافره» به معناى «محفوره» باشد، یعنى قبرى که در زمین حفر مىکنند، که در این صورت معنا چنین مىشود: آیا بعد از مردن، از قبرهایمان برمىگردیم و زنده مىشویم؟ «نَخِرَه» استخوان پوسیدهاى است که با اندک فشارى از هم بپاشد.
دلهایى که در دنیا از خوف خدا لرزان باشد؛ «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»(انفال/2) در آخرت در امان است؛ «فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»(یونس/62) و دلهایى که در دنیا آرامش غافلانه دارند، آنجا مضطربند.
«زجر»، راندن با فریاد و صداست و «زَجْرَه» شاید همان نفخه دوم در صور باشد که مقدمه زنده شدن تمام مردگان مىشود و «ساهره» زمین هموار قیامت است، زیرا در آن سرزمین، چشمها به خوابنمىرود و در حال سَهَر است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم