فروش ستارگان میلان، این تیم مشهور ایتالیایی را دچار بحران کرده است

خودزنی در آث میلان

با فروش زلاتان و تیاگو به پاری‌سن‌ژرمن و خروج ستارگان باتجربه از آث میلان و پیوستن‌شان به تیم‌های درجه دو اروپایی، گویی هر روز میخی بر تابوت تیمی زده می‌شود که روزگاری در اروپا برای خویش آقایی می‌کرد. اما براستی چه چیز سبب‌ساز این بحران در میلان شده است؟
کد خبر: ۴۹۲۳۲۰

خانه‌تکانی با طعم زور

با آمدن ماسیمو آلگری و قهرمانی در گام نخست در فصل 2011 ـ 2010 پس از هفت سال دوری از قهرمانی، تصور همگان بر این بود که دورانی جدید برای میلان آغاز شده است، ولی با خروج ستاره بی‌چون و چرای میانه میدان این تیم یعنی آندره‌آ پیرلو و پیوستنش به اردوگاه یوونتوس، زنگ خطری برای آینده تیم به صدا درآمد. هرچند سرمربی نه‌چندان باتجربه تیم اصرار داشت عدم حضور یک ستاره نخواهد توانست تاثیری منفی بر روند حرکتی تیم در فصل بعد داشته باشد، ولی در پایان فصل 2012 ـ 2011 این پیرلو بود که برای دومین‌بار پیاپی جام اسکودتو را بالای سر برد و نشان داد لیاقتش بیش از چیزی بود که در میلان به وی داده شد.

در شرایطی که همگان چشم انتظارمتنبه شدن مدیران و مربیان میلان بودند، بناگاه روندی در فصل نقل و انتقالات تابستان امسال رخ نمود که جز دهانی باز از تعجب برای فوتبال‌دوستان و کارشناسان باقی نگذاشت. در انتهای فصل قبل در بازی آخر به زور ستارگان پا به سن گذاشته را از تیم کنار گذاشتند تا شوکی عجیب به این تیم وارد شود. اینزاگی، نستا، گتوزو، زامبروتا، سیدورف و... نام‌های بزرگی بودند که با وجود رسیدن به سن بالا، اما از توانمندی کافی برای خدمت به میلان برخوردار بودند. اما علت چه بود؟

ورشکسته‌ای به نام برلوسکنی

وقتی سال 2011 و پس از سه سال در سومین دوره از عمر 75ساله سیلویو برلوسکنی، وی مجبور به ترک صندلی نخست‌وزیری ایتالیا شد گویی صدای شکستن ابهت این پیر سیاست و ثروت در ایتالیا به گوش همگان رسید. مردی که سال‌های طولانی است با مالکیت یکی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های فوتبال دنیا برای خویش شهرتی بر هم زده و با حاشیه‌های اغلب کثیف خود بدل به نماد هرزگی نزد ایتالیایی‌ها شده است، آرام‌آرام در راه افول گام نهاده و می‌رود تا با حذف تدریجی خویش، داشته‌هایش (و از جمله روسونری محبوب) را به باد فنا دهد. او که سال‌هاست تلاش دارد با انواع جراحی‌ها نشان دهد هنوز پیر نیست حال با زوال سلول‌های خاکستری‌اش ناخواسته راه تباهی را می‌پوید. فرزند یک کارمند ساده بانک در میلان، حالا ثروتمندی است که هر روز در جراید پرجنجال ایتالیا پرونده‌ای از مهمانی‌های آنچنانی وی منتشر و در اغلب موارد مورد تکذیب هم واقع می‌شود. برلوسکنی که صدالبته مالک عصر طلایی اخیر میلان هم هست، اکنون در حال مشاهده آتش بر خرمن خویش است. لجبازی خصلتی است که نزدیکان پیرمرد از آن یاد کرده و این‌که او جز خود را نمی‌بیند. او که زمانی دلیل پیوستن ستارگان به جمع راه‌راه‌پوشان بود حالا بدل به اصلی‌ترین دلیل جدایی آنها شده است.

خداحافظی اجباری فوق‌ستارگان

شاید در نگاه نخست کنار گذاردن بازیکن باتجربه‌ای چون پیپو اینزاگی با توجه به سن بالای وی کار نادرستی نباشد، ولی عدم حضور یک جانشین شایسته تنها می‌تواند نشان از بی‌فکری سرمربی و بالاتر از آن مدیر تیم باشد. حال وقتی به خط میانی و نام‌هایی چون گتوزو و سیدورف می‌رسیم، تنها می‌توان ایجاد حفره در کمربند میانی را دید که با رفتن پیرلو به حد کفایت دچار آسیب شده بود.

نکته: شاید در نگاه نخست کنار گذاردن بازیکن باتجربه‌ای چون پیپو اینزاگی با توجه به سن بالای وی کار نادرستی نباشد ولی عدم حضور یک جانشین شایسته تنها می‌تواند نشان از بی‌فکری سرمربی و بالاتر از آن مدیر تیم باشد

ولی پاشنه‌آشیل این حرکت را باید خروج الساندرو نستا دانست. مدافع مستحکمی که با تجربه، غیرت و شیوه بازیگری خود بدل به ضرب‌المثلی در این باب است. به هر تقدیر با رفتن چنین ستاره‌ای، تمام امید هواداران به حضور ستاره برزیلی خط دفاعی، یعنی تیاگو سیلوا بود. ستاره‌ای که از ابتدای فصل نقل و انتقالات نام وی در صدر کسانی بود که تیم‌های بزرگ درصدد جذبش بودند. شاید مهم‌ترین مشتری وی را بتوان آبی‌اناری‌های اسپانیا دانست که حتی حاضر به پرداخت هزینه وی همراه واگذاری بازیکنی چون تیاگو بودند. ولی عروسک خیمه‌شب‌بازی برلوسکنی، یعنی گالیانی در تمام مدت با قدرت صحبت از ماندن و عدم فروش ستاره‌اش می‌زد، ولی به ناگاه اتفاقی افتاد که تعجب را به صدچندان رسانید.

ولخرج‌هایی از پاریس

بحران اقتصادی جهان اگر برای بسیاری از جوامع، غم‌و‌رنج را به همراه داشته است، برای عده‌ای قلیل، ثروت‌هایی بادآورده را به ارمغان آورده است که گاهی مالکانش برای خرج کردن آن نیز دچار مشکل می‌شوند. چند سالی است اروپاییان زرنگ با استفاده از عقده‌های درونی این مالکان تازه به دوران رسیده، سعی در جذب پول‌های آنها به سمت ورزش داشته و تا حدی هم در این راه موفق بوده‌اند. بعد از انگلیسی‌ها که چلسی، سیتی و... را به روس‌ها و عرب‌ها فروختند، آرام‌آرام نوبت به سایر نقاط قاره سبز رسید و در گام آخر این قطری‌ها بودند که با خرید بهترین تیم پایتخت فرانسه، ثروت بی‌حد حاصل از فروش نفت خویش را به پاری‌سن‌ژرمن تزریق کنند. گام اول را آنها البته با احتیاط برداشتند و تلاش کردند در تابستان 2011، چندان با ولخرجی توی ذوق نزنند.

بتدریج اما مشخص شد برای درخشش، آنها به جذب ستاره نیاز داشتند و این خلأ را آنان با خریدهای تدریجی و جذب یک مربی کاربلد (آنچلوتی) به انجام رساندند. اما چه سود که در گام آخر، این مون‌پلیه بود که اتفاقا برای نخستین‌بار فاتح لیگ فرانسه شده و دست شیخ‌ها را از رسیدن به جام خالی گذاشت.

تجربه سال اول آن‌گونه بود که عرب‌های خلیج‌فارس را به فکر تقویت تیم انداخته و بر آن شدند با جذب ستارگان بزرگ‌تر از امثال خاویر پاستوره‌ای که در سال نخست به پاریس آمد، تیم را این‌بار اروپایی ببندند. ولخرجی از جانب آنان حدی نداشت و با پیشنهادهایی به واقع نجومی، پای به بازار گذاشتند و در اولین حرکت، فوق‌ستاره خط دفاع میلان را هدف گرفتند. ‌عامه مردم مترصد پاسخ منفی از مدیران روسونری بودند که اتفاقا با توپ و تشر گالیانی، خیال‌شان راحت‌ شد. اما چه سود که این بازی سیاسی، شکستی دوجانبه برای میلان‌ همراه داشت و سران باشگاه آخرین امید هواداران در خط دفاعی را به فرانسه فرستادند.

داغ این درد هنوز بر دل میلانی‌ها بود که ضربه نهایی با فروش نقطه قوت تیم در خط حمله اتفاق افتاد و زلاتان ابراهیموویچ هم پای برج ایفل با لباس پاری‌سن‌ژرمن عکس یادگاری گرفت. بحث فروش روبینیو هم می‌رفت جدی و پای برزیلی تیزپا به باشگاه‌های وطنش باز شود که این‌بار کار به نتیجه نرسید تا حداقل این یکی در اردوگاه سیاه و قرمزها بماند.

مردم ایتالیا با اطمینان نداشتن به برلوسکنی، کشورشان را از نابودی به دست مرد نابود شده نجات دادند، ولی گویا هواداران میلان در این میان باید شاهد مرگ تدریجی عشق‌شان باشند. کاری که از دست آنها برآمد این بود که با دفن تابوت نمادین آ.‌ث‌میلان، بر سر گور دوستی 113ساله بگریند.

علی پازکیان / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها