ده آیه انتقاد به خاطر چهره درهم کشیدن و عبوس کردن در برابر نابینایى که براى او خنده و ترشرویى فرقى ندارد، نشاندهنده حساسیت اسلام در برخورد با طبقه محروم است. اسلام با روحیه استکبار و تحقیر دیگران مخالف است. ارزش اخلاق به خاطر کمال ذاتى آن است، نه خوشایند دیگران. نابینا که عبوسکننده را نمىبیند تا شاد یا ناراحت شود، اما روش برخورد در اسلام مهم است.
میزان پذیرش افراد جامعه متفاوت است. در برابر ارشاد و دعوت پیامبر، گروهى تزکیه مىشوند و گروهى در حد تذکر سود مىبرند. تذکر دادن، بىنتیجه نیست و اثر خود را مىگذارد. پیامبر مسئول ارشاد مردم است نه اجبار آنان. اصل، ایمان انسانهاست نه ثروت و سرمایه آنها. در شیوه تبلیغ برخورد دوگانه با فقیر و غنى جایز نیست. آیات قرآن مایه تذکر و عامل بیدارى فطرت بشرى است. در دعوت قرآن، اکراه و اجبارى نیست و هرکس بخواهد با اختیار خودش آن را مىپذیرد.
«صُحُفٍ» جمع «صحیفه» به معناى مکتوب است. «سَفَرَه» جمع «سافر» به معناى کاتب است، چنانکه «اسفار» جمع «سفر» به معناى کتاب است. «بَرَرَه» جمع «بار» به معناى نیکو کار است. مراد از «سَفَرَه»، سفیران و رسولان وحى، یعنى فرشتگانى هستند که وحى الهى را به پیامبران مىرسانند و این فرشتگان، یاران جبرئیل و تحت امر او هستند که قرآن درباره او مىفرماید: إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ... مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ (تکویر/ 21ـ 19) راه خدا، هم آسان است و هم زمینه فطرى و فکرى و فقهى دارد.
در حدیثى از امام صادق ـ علیه السلام ـ مىخوانیم: «کسى که حافظ قرآن باشد و به آن عمل کند با سفیران بزرگوار فرمانبردار الهى خواهد بود.»
این تعبیر بخوبى نشان مىدهد که حافظان و عاملان به قرآن در ردیف این «سَفَرَه» و همگام آنها هستند، نه این که خود آنها مىباشند و این یک واقعیت است که وقتى این دانشمندان و حافظان، کارى شبیه کار فرشتگان و حاملان وحى انجام دهند در ردیف آنها قرار مىگیرند.
مقام و مرتبه قرآن برتر از دسترسى نااهلان و تحریف و تغییر آنان است. قرآن را باید در جایگاه بلند قرار داد. قرآن باید از هر آلودگى حفظ شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم