می‌روم که بمانم

روزی که همیشه از سال‌ها پیش به آن فکر می‌کردم و در هزارتوی ذهنم حتی گاهی از آن واهمه داشتم؛ روزهای شروع شهرت و محبوبیت بود و تصور دل کندن سخت، اما مرور روزها و سال‌ها و اتفاقات تلخ و شیرین مستطیل سبز به من آموخت در پس هر آمدنی رفتنی است و به تمامی این دوست داشتن‌ها نباید دل بست و از بدی‌ها نباید دلخور شد.
کد خبر: ۴۹۱۷۵۵

امروز که اینجا ایستاده‌ام در 36 سالگی و به تمام روزها و سال‌های گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم همانطور که گاهی برای ماندن باید مبارزه کرد، زمانی برای ماندن باید رفت. تجربه این سال‌ها به من یاد داد که فوتبال در همه جای دنیا بیرحم است، اما در ایران هم بیرحم است و هم ناجوانمرد. همه را دیدم و چشمانم را برهم‌گذاشتم و نخواستم که یاد بگیرم. بارها و بارها دیدم برای رسیدن به شهرت و بالارفتن از پله‌های ترقی باید یا حق کسانی را ناحق کرد یا روی وجدان و غرور پا گذاشت و وابسته بود، اما بازهم چشمانم را بستم و خواستم آرام حرکت کنم، دیرتر ولی‌ سالم‌‎تر به هدفم برسم. نمی‌توانستم همه چیز را به بهای وجدان و اخلاقیات و انسانیت به دست بیاورم و امروز می‌دانم رفتن هم مانند آمدن آدابی دارد. نباید بی‌وقت آمد و بالاجبار ماند؛ نباید بی‌دلیل رفت و با اکراه ماند. همان طور که از همان روز اول به نیت خدمت به فوتبال ایران ماندم، امروز نیز تصمیم گرفتم برای همین هدف مهم و ارزشمند در فضایی خاکستری و تلخ از مستطیل سبز خداحافظی کنم، در زمان مناسب و به دور از هیاهو بروم و و شروعی دوباره داشته باشم با همان هدف اولیه و مقدس و به این فکر می‌کنم که گاهی رفتن راهی است برای آغازی دیگر. می‌روم که به درستی و نیکویی بمانم و به امید خدا بازمی‌گردم که پربارتر از قبل در کنار مردم و فوتبال باشم.

دعای شما همواره یاری‌کننده‌ام در این سال‌ها بوده و از این بابت به خود می‌بالم. با وجدانی آسوده از دنیای بازیگری فوتبال خداحافظی می‌کنم و امیدوارم این رفتن سرآغازی باشد برای گام‌هایی بزرگ‌تر و اهدافی والاتر.

وحید هاشمیان / ملی‌پوش سابق فوتبال

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها