در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما بیش از آن که به تلویزیون تعلق داشته باشید رادیویی هستید. چرا اجرای رادیویی را کنار گذاشتید؟
من به هیچ کدام از عرصههای رادیو، تلویزیون، دانشگاه و سخنرانی متعلق نیستم! چون دغدغههایی دارم و از طریق مطالعه و تحقیق در کنار آنها تجربههایی هم به دست آوردهام و مانند هر فردی دارای قابلیتهایی نسبی هستم و به نظر رسیده که میتواند در رادیو و تلویزیون مورد استفاده قرار گیرد، اما دغدغههای فرهنگی برایم در درجه اول اهمیت قرار دارد و بدون حضور مردم والبته بدون تصور اجتماعی آن بیمعنی است. به همین دلیل همیشه تمایل دارم از طریق رسانه با کسانی که با من دغدغه مشترک دارند یا دلشان میخواهد با من دغدغه مشترک داشته باشند، صحبت کنم. در اینجا انتخاب یکی از دو رسانه مطرح نیست، بلکه مجال در میان گذاشتن دغدغهها مهمتر است. هنوز هم نمیدانم چرا میان رادیو و تلویزیون حرف «یا» قرار میگیرد. صحبت از این و آن نیست. میتوان به طور همزمان در هر دو فعالیت کرد.
البته نقد من معطوف به نوع رسانه نبود. شاید گلایهای بود از جانب بخشی از مخاطبانی که به شنیدن صدای شما از رادیو عادت دارند.
این نظر لطف مخاطبان است. اما باز هم گلایه به من باز نمیگردد، زیرا من در این باره تصمیمگیرنده نبودهام و حضور نداشتنم در رادیو پیام به خاطر فعالیتم در تلویزیون نیست، بلکه شرایط به نحوی پیش آمده که من دیگر مجری این برنامه نباشم. من رادیو را از همه رسانهها بیشتر دوست دارم، بویژه برنامههای شبانگاهی و اکنون هم در برنامه راه شب رادیو ایران حضور دارم.
عهد و اخوت ویژهای با شب دارید؟
به نظرم شبانگاه در زندگی کنونی اهل تفکر و دغدغهمند یک فرصت است. اعتقاد دارم مخاطب برنامه شبانگاهی من حواسش جمعتر است؛ گرچه بخشی از مخاطبان هم به دلیل شغلشان ناگزیرند به رادیو گوش دهند. اما آنها به دلیل تحرک فیزیکی و محیط آرامتر کار میتوانند تمرکز بیشتری بر محتوای برنامه داشته باشند.
و البته این مساله کار شما را سختتر میکند.
قطعا همینطور است؛ بنابراین انتخاب موضوع، مولفههای بحث و بخشها باید به گونهای باشد که هم با زمان پخش و هم با مخاطبان احتمالی سازگاری و تناسب داشته باشد. نوع موسیقی و سایر بخشهای برنامه نیز مقتضیات خاص خود را دارد.
با توجه به این که با عرصه موسیقی هم آشنا هستید، در انتخاب آن چقدر تاثیرگذارید؟
به هر حال در تعریف سازمان، وظیفه انتخاب موسیقی را تهیهکننده به عهده دارد، اما در برنامههای شبانگاهی که غالبا مجری ـ مولفان پشت میکروفن قرار میگیرند و خود کارشناس هستند علاوه بر موضوعات برنامه، انتخاب موسیقی هم در تعامل و بدهبستان بین آنها و تهیهکننده صورت میگیرد. البته تهیهکنندگانی که با من کار میکنند میدانند من به موسیقی علاقه زیادی دارم و شنونده جدی آن هستم تا جایی که گاهی خود موسیقی مناسب را با خود به برنامه میآورم. البته این کار من صرفا یک پیشنهاد است و هیچ اصراری به پخش آن ندارم. ممکن است بعضی تهیهکنندگان پذیرش کمتری داشته باشند. برعکس بعضی دیگر از آنها انعطافپذیرند و با کمک هم در آرشیو، موسیقی را انتخاب میکنیم.
آدمهای شب خصوصیاتی دارند. این خصوصیات در اجرای برنامه شبانه تا چه اندازه دخیل است؟
در رادیو با مخاطبان احتمالی زیادی روبهرو هستیم. من پشت میکروفن و مقابل دوربین خودم را رعایت میکنم و پای همه حرفهایی که بویژه در رادیو زدهام، میایستم. چون حس خودم را اجرا کردهام. من گوینده حرفهای نیستم و مولفههایش را هم ندارم. صدایم معمولی است، اما این که چرا در جایگاهی قرار میگیرم که شنوندگان زیادی پای صحبتهایم مینشینند، به این دلیل است که بین من و برنامه رادیو واسطهای نیست و اگر شعری میخوانم با لحن خودم سازگار است یا موسیقی خاصی را انتخاب میکنم که پیش از آن، خودم از شنیدنش لذت بردهام.
یکی از ویژگیهای برنامههای شما این است که همیشه میتوان مصادیق واقعی برای داستانهایی که میخوانید در زندگی روزمره پیدا کرد و ارتباطی رندانه ـ اگر تعبیر درستی باشد ـ بین زندگی روزمره و محتوای برنامههایتان وجود دارد.
البته من با کاربرد واژه رند آن هم با استناد به تعریف حافظ کاملا موافقم. البته رند نه در مفهوم زیرک و باهوش، بلکه رند به معنای پرهیز از مطلقاندیشی.
خلوتی که من درباره برنامههای شبانه به آن اشاره کردم به این معنی نیست که آدم در برج عاج بنشیند و در عالم انتزاع سیر کند. به هر حال ما با واقعیت سر و کار داریم و گریزی از آن نیست. اصراری هم نیست که شعر و داستان انتخابی حتما یک نکته اجتماعی در خود مستتر داشته باشد. بلکه من در برنامهها صرفا خودم را روایت میکنم. البته سلیقه هم در آن به خرج میدهم. این روایت خود ممکن است ناخودآگاه شکل هنری به خود بگیرد. داستانها و محتوا را طوری انتخاب میکنم که برای شنونده قابل درک باشد و از طرفی هم اگر شنوندهای به موضوع بحث توجه نمیکند، دستکم از متن لذت ببرد.
شما مدتی علاوه بر اجرا، نویسندگی برنامه سهشنبه شبهای رادیو پیام را هم به عهده داشتید. به نظرتان پخش شبانگاهی تا چه اندازه بر متنهای شما تاثیرگذار است؟
من نویسنده رادیو نبودم و اگر هم مدتی برای رادیو نوشتم، به دلیل کاملا فردی و انسانی بود. بخش قبل از من در رادیو پیام را زندهیاد اسکندری اجرا میکرد و متن آن را هم خودش مینوشت. اما به دلیل بیماری گاهی نمیتوانست در برنامه حضور یابد. یک بار دوستانه از من خواست در غیابش نویسندگی برنامه را به عهده بگیرم تا کسی جایگزین او نشود و من به دلیل دوستی با ایشان نوشتن را پذیرفتم. اما متاسفانه دوران بیماریشان طولانی شد و ما ایشان را از دست دادیم و من برای زنده نگه داشتن یادش مدتی نوشتن را ادامه دادم. پس از آن از مدیر وقت خواستم نویسندهای دیگر پیدا کنند و ایشان هم با زیرکی جریان انتخاب را طولانی کرد تا من همچنان به نوشتن متن برای برنامه ادامه دهم.
به طور کلی باید بگویم شب تاثیر زیادی بر متنها دارد. من آدم شبانگاهم، ریتم کلام و فکر کردنم تند نیست و ترجیح میدهم جای تسریع فکر کردن، عمیق فکر کنم. سبک نگارش من هم در زمینه فرهنگی بود و گاهی بعضی دوستان خرده میگرفتند که چرا متنهایت تا این حد رسمی و ادبی است. سعی میکردم با کوتاه کردن مطالب و تنوع ژانری و بیان سخنان، این ضعف را جبران کنم یا بخشهایی مثل بیان سخنان بزرگان، معرفی فیلم یا کتاب را در برنامه بگنجانم.
آیا مخاطبان رادیو تاثیر شما را در برنامههایی که به نحوی خودتان در آن حضور داشتید، میدیدند؟
وقتی صداقت داشته باشی روحیه و فکرت دردها و دغدغههای احتمالی پیدا خواهد کرد. متاسفانه نویسندگی رادیو به شکل فعلی جواب نمیدهد، زیرا متن برنامه باید 15 روز قبل تحویل داده شود. بنابراین پیشبینی یک رویداد اجتماعی و حتی جغرافیایی برای برنامهای زنده در رادیو ـ که متن مهمترین رکن آن است ـ کاری بیهوده به نظر میرسد. زمانی که نویسندگی بخشی را که گوینده آن هم خودم بودم به عهده داشتم، زودتر در استودیو حاضر میشدم و در لحظه مینوشتم. گرچه این کارغیر قانونی بود و فرصتی برای ویرایش متن وجود نداشت، اما باور کنید آن نوشتهها بهترین بخش برنامه را تشکیل میداد. شاید جالب باشد بدانید در مدت دو سه سالی که برای برنامه شبانگاهی رادیو پیام متن مینوشتم، یک بار به عنوان نویسنده برتر انتخاب شدم. اما هیچ وقت به عنوان گوینده برتر شناخته نشدم و این مساله برایم عجیب بود.
خودتان برنامه شبانگاهی کدام یک از همکارانتان را گوش میدادید؟
هر کدام به نوعی جذابیت خود را برایم داشتهاند. لحن صمیمی و فردیت ویژه محمد صالحاعلا با این انتقاد که لحن و نوع ابراز صمیمیت او گاهی بدون تنوع تکرار میشود. به این ترتیب که دفعه اول شنونده را به ذوق میآورد، بار دوم برایش لذتبخش است، اما مرتبههای بعد کمی تکراری میشود. اجرای زنده، پرحرارت و باانرژی صدرالدین شجره را هم بسیار میپسندم. گذشته از این سلامت و اصالت اجرای ساعد باقری را هم دوست داشتم. گرچه خودم میپسندم کمی راحتتر با مردم صحبت کنم. از طرفی مجریانی هم در برنامههای شبانگاهی حضور داشتهاند که حتی نتوانستهام دو دقیقه هم به برنامه آنها گوش دهم.
من و همکیشان رادیوییام
میخواهم درباره همکیشان خودم یعنی مجری ـ مولفان یا مجری ـ کارشناسان صحبتی داشته باشم. گرچه قرار نیست این افراد صدای خیلی خاص و همتراز با مهران دوستی داشته باشند و من و همکارانی نظیر ساعد باقری، محمد صالحاعلا، حسین آهی و غیره هرگز این ادعا را نداشتهایم، ولی معتقدم اگر قرار است من در برنامه از ادبیات و هنری که کم و بیش به آن آگاه هستم سخن بگویم باید این حق را برای شنونده قائل باشم که در حد توان، بهترین صدا را از جانب من بشنود و من بسیار مراقب هستم صدایم خراب نشود و این نکته را در طول برنامه رعایت میکنم. به همین دلیل است که من هیچ گاه بدون هدفن در استودیو نمینشینم. گاهی با حفظ فردیت خودم از امکانات گویندگی و میکروفن استفاده میکنم.
حضور نداشتن بعضی از افراد به دلایلی غیررسانهای است که به ما مربوط نمیشود، اما به نظرم رادیو پیام بدون بهروز رضوی که شاید یک فرهنگ با صدایش شناخته میشود، معنا ندارد. همین طور تهیهکنندگان باسابقهای که در رادیو استخوان خرد کردهاند و امروزه کمتر از تجربیاتشان استفاده میشود. گرچه جوانگرایی خوب است، اما نه به این شکلی که اتفاق میافتد. جوانان باید در کنار پختهها به تجربه برسند، در غیر این صورت تنها مولد ادعا هستند. خود من این تجربه نصفه ونیمه را در ارتباط با همکاران خود و افراد مجرب کسب کردهام؛ کسانی که با وجود تفاوتهای سبکی، تصوری نزدیک به هم از رسانه داریم. فضای انسانی موجود در رادیو مدیون جنس این رسانه و آدمهایی است که در آن مشغول به فعالیت هستند.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: