در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این جمعیت بیدار، هستند کسانی که شببیداریشان برای خدمت به جامعه است؛ پرستاری که شب بر بالین بیماران چشم بر هم نمینهد، رانندهای که آمادهباش ایستاده است تا صدایش بزنیم، رفتگری که خیابانهای شهر را برای ما تمیز میکند، نگهبانی که حضورش امنیتساز است و... . حکایت رادیو و شبهایش و این جمعیت شببیدار ـ که رفقای رادیو نام دارند ـ تاملبرانگیز است. یکی تنهایی و شب خود را به صدای جوانی میسپارد، یکی راه شب را دوست دارد، یکی هم دلسپرده شبانههای پیام است و یکی هم به فرهنگ علاقه دارد، اما وجه اشتراک همه در این است که تنهایی خود را در تاریکی با صدایی در دوردست میآمیزند. شاید برای این جمعیت شببیدار جالب باشد بداند پشت صحنه این صداهای رازآلود چه داستانی نهفته است.
رادیو فرهنگ، جواد خیابانی و کنکور آسان است
عقربههای ساعت بیتوقف به سوی آخرین ساعت شب رهسپارند. ما به همراه عکاس و به راهنمایی نماینده مدیر پخش وارد استودیوی جدید پخش میشویم، جایی که شبکههای رادیویی از آنجا به صورت زنده صدای خود را به دوستدارانشان میرسانند. این ساختمان شباهتهای زیادی به ساختمانهای دیگر صدا و سیما دارد.
راهروی پخش را سکوت فرا گرفته، اما در اتاقها هیاهویی برپاست. مقصد ابتدایی ما پخش شبکه رادیویی فرهنگ است که بعد از طی کردن چند راهروی تو در تو به آن میرسیم. اولین چهره آشنای استودیوی پخش زنده فرهنگ جواد خیابانی است. البته برنامه در حال پخش هیچ ارتباطی به ورزش ندارد. «کنکور آسان است» نام برنامه است. از ساعت 12 یا همان 24 تا ساعت 3 بامداد هر شب این برنامه از رادیو فرهنگ پخش میشود.
داریوش دروندی، تهیهکننده و ناصر قوامپور گوینده این برنامه هستند. حدود ده نفر در پخش رادیو فرهنگ حضور دارند. بعضی از آنها مهمان برنامه و دارندگان رتبههای ممتاز کنکور هستند. خیلی زود تهیهکننده تردید ما را درباره حضور جواد خیابانی در این برنامه برطرف میکند: ما سعی میکنیم در این برنامه از مهمانان متفاوتی دعوت کنیم که برای آن دسته از مخاطبانی که پای برنامه ما نشستند جذابیت داشته باشد، به همین دلیل از کسانی که چهره هستند و در کنکور هم رتبه بالایی داشتند، دعوت میکنیم. جواد خیابانی هم جزو کسانی است که در کنکور رتبه بالایی کسب کرده بود. خیابانی از روزهای جوانی و سالی که کنکور داشت، چنان با انرژی حرف زد که گویا فوتبال گزارش میکند. در کنار او امیر مسعودی و عرفان اکبری، مدرس ریاضی و زیستشناسی حضور دارند و موضوع برنامه ترویج خودباوری است. حدود 30 دقیقه مهمانان و جواد خیابانی درباره موضوع برنامه حرف میزنند و فعلا ناصر قوامپور هم مثل ما در اتاق فرمان نشسته است. دروندی به او اعلام میکند موقع پخش موسیقی داخل استودیو شود.
از دروندی درباره میزان مخاطبان برنامه سوال میکنم که وی میگوید: هر شب حدود 2500 پیامک به برنامه کنکور آسان است میرسد که هم پدر و مادرها و هم جوانها را شامل میشود.
بالاخره بعد از نیم ساعت دروندی به حاضران در استودیو اعلام میکند بحث را تا اینجا تمام کنند که موسیقی پخش شود. تا قوامپور داخل استودیو شود تهیهکننده با یک موسیقی بدون کلام آذری مقدمات پخش بعدی را فراهم میکند. از او میپرسم چرا با توجه به این که مخاطبان آنها جوان هستند از موسیقی مورد علاقه آنها استفاده نمیکند. وی پاسخ میدهد: موسیقیهای ما براساس ماموریت رادیو فرهنگ انتخاب میشود. به همین دلیل بیشتر از موسیقی اصیل استفاده میکنیم.
برنامه همچنان ادامه دارد. قبولشدگان ممتاز کنکور در اتاق فرمان کنار هم ایستادهاند و آرامش حاکم بر استودیوی رادیو فرهنگ دیدنی است، اما ما باید راهی استودیوی پخش شبکههای دیگر شویم.
رادیو جوان: «اینجا شب نیست»
داریوش دروندی که علاوه بر تهیهکنندگی رادیو فرهنگ، نماینده مدیر پخش هم است، ما را تا استودیو پخش رادیو جوان همراهی میکند. در پخش رادیو جوان چهرههای آشنا و همکاران قدیمی باعث میشود احساس غربت نکنیم. چند جوان پرانرژی، شوخ و شاد، شبانه رادیو جوان را به عهده دارند و برنامه «اینجا شب نیست» را روی آنتن میبرند. ورود ما به اتاق فرمان رادیو جوان با یک علامت سوال بزرگ روبهرو میشود چون سقف استودیو را مثل اتاق عقد با تورهای سفید، صورتی، نارنجی و لامپهای ریسهای کوچک تزئین کردهاند.
سجاد عزتی ـ مسئول هماهنگی برنامهـ میگوید: هفته گذشته اینجا عقد داشتیم و به همین دلیل تزیین شده است. لامپهای ریسهای را روشن میکند و میگوید: نگاه کنید شبیه اتاق عقد شد. بعد هم آنها را خاموش میکند و میگوید حالا وقت طلاق شد. برای این که شوخیاش را هم کامل کند چراغ اصلی اتاق فرمان را خاموش میکند و میگوید حالا یعنی آخر زندگی...
بگذریم از این که نیم ساعت بعد متوجه میشویم پخش رادیو جوان به خاطر اعیاد شعبانیه تزئین شده و عقدی هم در کنار نبوده و فقط رادیو جوانیها قصد مزاح داشتند.
رادیو جوانیها آنقدر شاد و پرانرژی هستند که اصلا نمیتوانی باور کنی ساعت از نیمه شب گذشته است. موسیقیهای آنها شاد و ریتم برنامه هم تند است. سجاد شهرابی و حسن اسماعیلپور پشت میکروفن متنهای طنز برنامه را اجرا میکنند و این طرف هم حسن صنوبری (سردبیر)، سیروس رجبی (تهیهکننده)، فرزاد محمدی (صدابردار) و سجاد عزتی (هماهنگی) مدام سر به سر هم میگذارند.
برنامههای اینجا شب نیست در گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان تولید میشود، اما هر شب یک گروه برنامهساز اجرای آن را به عهده دارند. صنوبری میگوید: از 15 سال تا 26 سال مخاطب داریم و هر شب حدود 3 تا 4 هزار پیامک به برنامه ارسال میشود. صنوبری به ما اشاره میکند که میتوانیم پای مانیتور بنشینیم و برخی پیامکها را بخوانیم. برخی از آنها خیلی جالب است. یکی گفته از زندگی خسته شده و یکی هم تهدید کرده اگر پیامکش را نخوانند با برنامه قهر میکند. یکی هم نوشته: «صداتون برفک داره، بعضی وقتها نمیتونم صداتون رو بشنوم.» اسماعیلپور هم دقایقی پشت مانیتور مینشیند و برخی پیامکها را یادداشت میکند تا بخواند.
اسماعیلپور و شهرابی پس از اجرای یک بخش شاد و طنز، آنتن را به اتاق فرمان میسپارند که موسیقی پخش کند و موسیقی به بچههای رادیو جوان که رفاقتی هم با عکاس ما دارند، فرصت میدهد درباره مدلهای جدید دوربین عکاسی باهم صحبت کنند.
بحث آنقدر گرم میشود که متوجه پایان موسیقی نمیشوند و تا این که یکدفعه صنوبری متوجه میشود شهرابی و اسماعیلپور را نهیب میزند که وارد استودیو شوند. ظرف چند ثانیه دو مجری پشت میکروفن قرار میگیرند.
شبانه رادیو جوان با ماموریت این شبکه همسوست؛ شاد، مفرح و پرانرژی. مخاطب شبانگاهی این شبکه میتواند هم حرفهای آرامشبخش بشنود و هم شاد. همچنان اینجا شب نیست در حال پخش است که ما پخش رادیو جوان را به مقصد پخش رادیو ایران ترک میکنیم.
رادیو ایران: صدای خاطرهها و «راه شب»
پخش رادیو ایران همجوار پخش رادیو جوان است. ساعت حدود 1/10 دقیقه بامداد است که با اهالی رادیو ایران و برنامه راه شب همراه میشویم؛ برنامهای که قدمت چندین ساله در رادیو دارد و آبستن خاطرات گرانی از اهالی رادیو و شنوندگان پر و پاقرص آن است. برنامهای که در همه این سالها با بزرگان رادیو روی آنتن رفته است. بسیاری از مجریان و تهیهکنندگان پیشکسوت رادیو روزگاری در همین استودیو پخش راه شب را روی آنتن بردهاند. روزگاری منوچهر نوذری پشت همین میکروفن مینشست و با مردم سخن میگفت و حالا فاطمه نیرومند و عباس محبی، مجریان راه شب هستند.
چهارشنبه روزی است و در پخش رادیو ایران سردبیر، بهزاد محمودزاده اولین کسی است که به استقبال ما میآید. انگار پخش رادیو ایران نسبت به پخش جوان و فرهنگ بزرگتر است. وی میگوید: رادیو ایران پارتیبازی کرده است! محمودزاده لبخندی میزند و درباره این روزها و راه شب توضیح میدهد: این برنامه را هر شب یک گروه اجرا میکنند و روزهای چهارشنبه متعلق به گروه خانواده است.
موضوع برنامه خانواده و ماه مبارک رمضان است. توقف کوتاهی به اندازه 2 دقیقه و پخش یک موسیقی به عکاس ما اجازه میدهد وارد استودیو شود تا از فاطمه نیرومند و عباس محبی عکس بگیرد. محمودزاده میگوید: هر شب حدود هزار پیامک به برنامه میرسد. مخاطبان هم متغیر هستند. از یک کودک تا مردی میانسال مخاطب برنامه هستند. ما هم تلاش میکنیم برنامه فضای متنوعی داشته باشد. به همین دلیل یک مجری و یک مجری ـ بازیگر انتخاب کردیم تا برنامه ریتم لازم را داشته باشد.
شنوندگان رادیو با راه شب نوستالژی عجیبی دارند. این برنامه سالهاست رفیق همراه آنهایی بوده که در دل شب به همصحبت نیاز داشتند؛ همصحبتی که با آنها سخن بگوید و آنها خودشان را در آیینه آن ببینند. بسیاری از مجریان ـ مولف رادیو از طریق همین برنامه خاطرهساز شدهاند و تو احساس میکنی حضور جوانهای رادیو ایران در این برنامه و در کسوت برنامهساز برای آنها افتخار بزرگی است.
راه شب با صدای آرامشبخش فاطمه نیرومند همچنان آرام و کمهیاهو در حال پخش است و ما رادیو ایران را به مقصد شبانههای رادیو پیام ترک میکنیم.
رادیو پیام: مجری - مولف و بخش شبانگاهی
محمودزاده تا استودیو پخش رادیو پیام ما را همراهی میکند؛ شبکهای که از ابتدای تاسیس باکس شبانگاهی خود را به مجریان ـ مؤلفی سپرد که اعتبار حضورشان به دانش، لحن، بیان و گفتار ویژهای است که دارند. رشید کاکاوند، محمدصالح علا، فرشید ابراهیمیان و صدرالدین شجره از جمله مجریان ـ مولفی هستند که هر کدام برای مدتی اجرای بخش شبانگاهی رادیو پیام را به عهده داشتند. مثلا از ابتدای تاسیس رادیو پیام باکس شبانگاهی پنجشنبهشبها را صالح علا به عهده داشته است.
این مجریان ـ مولف متکی به متن نیستند. آنها با مخاطب سخن میگویند، برایش قصه و شعر میخوانند، از اتفاقات و رویدادهای فرهنگی روز حرف میزنند و موسیقی آرامشبخش پخش میکنند.
شبانگاهی چهارشنبهشبهای رادیو پیام در حال حاضر با اجرای حسین آهی پخش میشود.
استودیو پخش رادیو پیام، آرام و خلوت است. عقربههای ساعت از 1/30دقیقه عبور کرده است و در پخش رادیو پیام بجز وحید رستگاری (تهیهکننده) صدابردار و دستیار صدابردار فرد دیگری نیست. حسین آهی هم سر در انبوه کتابهای روبهرویش کرده و غزلی از حافظ میخواند: ساقیا برخیز و در ده جام را / خاک بر سر کن غم ایام را ... انتقال آرامش و برقراری دیالوگ با مخاطب، مهمترین وظیفه بخش شبانگاهی رادیو پیام است؛ در حالی که ارتباط یا تعامل مستقیم با شنوندگان خود ندارد.
به گفته وحید رستگاری، پیامکها به دفتر شبکه ارسال میشود. البته کارکرد رادیو پیام اینگونه نیست که از طریق پیامک با مخاطب تعامل داشته باشد.
ساختار بخش شبانگاهی به گونهای است که شنونده با آن همراه میشود. به واسطه بیان، لحن و گفتار مجریان ـ مولف، شنونده از طریق رادیو آنچه را دوست دارد میشنود و خلاصه این که بخش شبانگاهی رادیو پیام الگوی اولیهای به نام راه شب داشت، اما ساختار قدرتمند آن برای قرابت با مخاطب بهگونهای شد که طی این سالها بسیاری را همراه خود کرد.
رستگاری درباره شیوه اجرای حسین آهی صحبت میکند و میگوید: موضوع برنامه از پیش مشخص نمیشود. استاد آهی خودش داستان و شعر میخواند. درباره ویراستاری، تعبیر خواب و رویا، ادبیات ایران، جهان و ... صحبت میکند. در واقع در هر برنامه او موضوعات را دستهبندی و در برنامه ارائه میکند. مجریان ـ مولف، گاهی هم غرق در گفتن میشوند و در این شرایط تهیهکننده وظیفهای خطیر دارد. او باید مدیریت زمان را به عهده بگیرد.
وحید رستگاری در این باره به سوال ما پاسخ میدهد و میگوید: وقتی یک نفر دانستهها و تجربیاتش زیاد است گاهی پراکنده و طولانی هم حرف میزند و حتی گاهی از این شاخه به آن شاخه هم میپرد، اما این وظیفه تهیهکننده است که اجرای او را کنترل کند.
روی دیوار سمت چپ اتاق پخش پیام اطلاعیهای خودنمایی میکند: پخش هر نوع موسیقی تکنو در رادیو پیام ممنوع است. وحید رستگاری درباره ماموریت رادیو پیام در پخش موسیقی اصیل، ایرانی و نشاطآور میگوید و البته در میان حرفهایش به عکاس ما اجازه میدهد برای دقایقی وارد استودیو پخش شود تا از حسین آهی عکس بگیرد.
حسین آهی حضور عکاس را ساده و صمیمانه برای شنوندگان اعلام میکند و دقایق پایانی برنامه را با غزلی از حافظ اجرا میکند: دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم / نقشی به یاد روی تو در آب میزدم.... دقیقهها به ساعت 2 بامداد نزدیک میشود و حالا دیگر حسین آهی با شنوندگانش خداحافظی کرده است. وحید رستگاری میزبان خوبی است و ما را به حسین آهی معرفی میکند.
حسین آهی کتابهایش را در دو زنبیل همراهش جای میدهد و به بیرون میرود. رستگاری اصرار دارد در بیرون بردن کتابها به استاد آهی کمک کند، اما او امتناع میورزد و میگوید: وحیدم تو زحمت نکش. خلاصه پس از تعارف بسیار یکی از زنبیلها را رستگاری بلند میکند و همگی از پخش رادیو پیام خارج میشویم.
در راهروی پخش رادیو، رادیو جوانیها و رادیو ایرانیها را هم میبینیم که برنامهشان تمام شده است. بیرون ساختمان پخش و در محوطه سازمان صداوسیما یک طرف رادیو جوانیها روی جدول نشستهاند و در طرف دیگر هم رادیو پیامیها ایستادهاند تا خودروهای سازمان بیایند و آنها را به خانه ببرد. اما این وسط انگار رادیو جوانیها قصد بلند شدن و خانهرفتن ندارند، چون دور هم نشسته و گرم صحبت شدهاند.
خودروهای سازمان میآیند. رانندهها یکییکی اسمها را اعلام میکنند و اسم هر کس که اعلام میشود از همکارانش خداحافظی میکند و در خودرو مینشیند. برنامههای بعدی بخش سحرگاهی هستند و برنامهسازان دیگر، سکان اجرا را به عهده دارند، اما شبانههای رادیو در ساعت 2 بامداد تمام میشود. شاید شنوندگان شبانهها هم در این لحظات با نشاط از آنچه شنیدهاند و آرام و سبکبال گوشیها را از گوشهای خود دربیاورند و به خواب بروند. بعضی از آنها هم حتما تاکنون خوابیدهاند اما صدای آرامشبخش رادیو را در خواب هم شنیدهاند؛ رسانهای که گفتهاند در خواب هم بر شنونده خود تاثیر میگذارد و به او یاد میدهد، رسانهای که حتی در خواب هم بیدار است و تو را به آرامش فرا میخواند.
فریبا رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: