اما روند رو به رشد رسانهها کمکم به سمتی رفت که رسانهها و از جمله تلویزیون، دیگر از فضای تفریح و سرگرمی خارج شدند و به عبارتی آنقدر کارکرد این جعبه عجیب و غریب متفاوت شد که امروز کمتر کسی فقط برای تفریح به سراغ آن میرود. در این نوشته نمیخواهم به نقد این که مردم چرا تلویزیون نگاه میکنند، بپردازم؛ اما برآنم برای خود نویسنده روشن شود که آیا جایگزین تلویزیون به جای نهادهای فرهنگی، تبلیغی و استفاده از این رسانه به جای سایر رسانهها بخصوص در حوزه دین قابل قبول است.
دو: گاهی شتابزده، گاهی حسابشده
اوایل وقتی از تلویزیون سخنرانی پخش میشد یا درسهایی از قرآن آقای قرائتی، خیلیها ایراد میگرفتند که اصلا جای این قبیل مطالب در تلویزیون نیست. باید اینجا ما کار تصویری انجام بدهیم. یعنی هر چه پخش میشود ما به ازای تصویری داشته باشد. این نظریه پردازیهای عجولانه بسرعت با استقبال چشمگیر مردم به عنوان مخاطبان اصلی، منزوی شد. یعنی مخاطب میخواست دریافتها و سطح آگاهیهای خود را از مباحث دینی با وسعت بیشتری در اختیار داشته باشد. به همین دلیل عطش بهره مندی از مباحث دینی در رسانه جمهوری اسلامی ایران بالا گرفت. پخش درسهای آیتالله جوادیآملی هم از همین دست برنامهها بود. به خاطر دارم با اینکه سطح مباحث مطرح شده توسط آیتالله جوادی بالا و فنی بود، اما حتی مردم عادی این مباحث را پیگیری میکردند و حتی شیوه بیانی آیتالله جوادی روی ادبیات و تکیه کلامهای آن روزهای مردم هم تاثیر گذاشته بود.
رسانه اگرچه گاهی شتابزده و گاهی حسابشده با این دست مسائل روبهرو شده، اما اوج جذب مخاطب در این برنامهها با برنامههای آموزش احکام حجتالاسلام والمسلمین فلاحزاده خود را نمایان کرد. آنقدر مخاطب تشنه برای استفاده از این برنامه عطش داشت که گروه برنامهساز به این فکر افتاد تا احکام را در قالب قطعات نمایشی هم به تصویر بکشد. البته به دلیل ضعف در اجرای این بخش و ناهمگونی محتوا با قالب، نمایشها اصلا مورد توجه قرار نگرفت.
تجربه خوب برنامههایی از این دست با محتوای دینی، متولیان تلویزیون را بر آن داشت تا در فرم ارائه مطالب از برنامههای احکام الگوگیری کرده و برنامههای پزشکی، روانشناسی، آشپزی و... را با همان ساختار و البته با محتوای متفاوت ارائه کند.
در سالهای اخیر البته شکل ارائه احکام فقط به مسائل شرعی بسنده نمیکند، بلکه علاوه بر احکام به ارائه راهکار زندگی درست و شاید سبک زندگی نیز میپردازد که البته آن هم بسیار مورد توجه است. اگر این آمار درست باشد که برنامه «سمت خدا» پس از برنامه«نود» پربینندهترین برنامه تلویزیون شده، بسیار قابل تامل است. خلاصه این که امروز برنامههای مذهبی به یک قوام و دوام خوبی در جهت ارتباط با مخاطب رسیدهاند. اما هنوز در پیچ و خم اما و اگرهایی هستند که اگر زود تکلیف خود را با آنها روشن نکنند، ممکن است اقبال و استقبال مخاطب را از دست بدهند.
سه: پویایی و شکوفایی برنامه سازان مذهبی
با همه این نکات و با وجود سختی کار در رسانه تلویزیون برای جذب و ارائه مطالب به مخاطب، بهنظر میرسد تنها راه تداوم مخاطب در این دست برنامهها پویایی و شکوفایی برنامهسازان مذهبی است. امروز شبکههای مختلف سیما با کپیبرداری از قالبهای مختلف در رنگها، برنامههای مذهبی ارائه میکنند. اما واقعیت این است که مخاطب در این شرایط با انتخاب هوشمندانه، آن دسته از برنامههایی را پی میگیرد که محتوا، قالب و پیام قابل دسترستری داشته باشد، پس پویایی و شکوفایی برنامهسازان مذهبی میتواند به رونق این نوع برنامهها بینجامد.
شاید لازم باشد برنامهسازان به عنوان قوه عاقله برنامهها، اطلاعات مذهبی خود را ارتقا دهند تا در لحظات حساس، انتخابی درست داشته باشند. به نظر میرسد اکنون در برخی شبکهها بهرغم پرزرق و برقی و رنگ و لعاب خاص برنامههای مذهبی، محتوای سطحی و دمدستی از دین ارائه میشود. در حالی که تجربه نشان میدهد آشنایی وثیق تیم برنامهساز با مباحث متقن دینی و مذهبی هم در بهسازی شکل ارائه برنامه کمک و هم از سطحی نگری و التقاط در این دسته برنامه جلوگیری میکند.
چهار: دقت و وسواس در به کار گیری موسیقی
نکته دیگری که لازم است در این مجال به آن اشاره کنم استفاده از ابزارهای صوتی و تصویری جذاب در این برنامههاست که گاهی بیمحابا از آنها استفاده میشود. مثلا موسیقی و شکل استفاده از آن در این برنامهها بسیار ظریف و دقیق است، آنقدر که حتی تیم برنامهساز موفق سمت خدا هم به آن کم توجه بوده و از موسیقی غیرقابل دفاعی برای این برنامه بهعنوان تیتراژ استفاده میکردند. اصلا معتقد نیستم این برنامهها بدون موسیقی باشد، اما به نظر میرسد انتخاب موسیقی در این برنامهها حتی از جشن و جنگهای شبانه سختتر و دقیقتر است. البته علاوه بر موسیقی به رنگ، دکور، میانبرنامهها، گرافیک و... هم باید دقت ویژه داشت.
پنج: روانی بیان، شیوایی گفتار و ملاحت رفتار
یکی از ارکان برنامههایی از این دست، مجریان و کارشناسان هستند که آسیبشناسی حضور و کالبدشکافی بیان آنها خود فرصتی جداگانه میطلبد، اما به نظر میرسد کارشناس مذهبی وقتی موثر میافتد که دو ویژگی اساسی داشته باشد:
1. روانی بیان، شیوایی گفتار و ملاحت رفتار
2. عمق قابل دسترسی محتوایی که به مخاطب ارائه میکند.
اگر این دو رکن در کارشناسان باشد بیشک مورد توجه قرار میگیرند وگرنه برنامهسازان باید فضایی فراهم آورند تا با استفاده ابزاری از سایر شیوهها، به جذابیت برنامه خود بیفزایند. حضور غیرپویا، خشک و بیروح کارشناس مذهبی در برنامهها دافعه دارد و احساس میشود آنجا که کارشناس مذهبی رودر روی مخاطب، مطالب خود را بیان کرده، اتفاق بسیار شگرفی رخ داده که آثار و برکات زیادی داشته است. به عنوان مثال آنان که با محیط فرهنگی و مذهبی قم مرتبط هستند میدانند حجتالاسلام فرحزاد یک روحانی فاضل و از خطبای سنتی شهر و بسیار هم مورد توجه عموم مردم و علما و مراجع است. اما پس از حضور ایشان در برنامه سمت خدا، حجم بالای بازخوردهای مخاطبان چهرهای جدید و جذابتر از جناب فرحزاد نشان داد که این حاصل انتخاب درست و هدایت حرفهای برنامه سمت خدا بود.
شش: اجرای برنامههای مذهبی
نکته دیگر که در برنامههای صدا وسیما مهم است اجرای مجریانی است که سکان هدایت برنامهها را به عهده دارند که گاه برخی از آنها نمیتوانند مخاطب را با خود همراه کنند. وقتی ظاهر و باطن مجری در حضور مخاطب یکی است و صداقت در آن دیده میشود کاملا با مخاطب ارتباط برقرار میکند. دیده میشود گاهی مجری برنامه مذهبی در برنامههای مختلف با آرایش متفاوتی ظاهر میشود و این نهتنها به جذب مخاطب کمک نمیکند بلکه پسزدگیهای جدیتری حتی در مورد موضوع برنامه ایجاد میکند. مخاطبان باهوش اولین کسانی هستند که در لحظات ابتدایی ارتباط با یک مجری میتوانند تشخیص بدهند این مجری به حرفهایی که میزند اعتقاد عملی دارد یا خیر.
اگر تشخیص مخاطب این باشد که مجری بیاعتقاد است، نهتنها به نفع برنامه نخواهد بود بلکه به اصل برنامه و تعالیم منتشر شده توسط گروه برنامهساز نیز لطمه میزند.
به هر حال جریان اجرای برنامههای مذهبی در تلویزیون اگر میخواهد سامان بیابد به تدوین مناسک اجرای برنامههای مذهبی نیاز دارد تا برنامهسازان بتوانند مفاهیم عمیق دین مبین اسلام را به بهترین شکل منتقل کنند.
هفت: برنامه دینی باید شفاف و بهروز باشد
برنامهسازی در حوزه دین اگر چه از نظر محتوایی با منابع گستردهای مواجه است، اما به دلیل شکل ارائه باید بر دریافتهای صحیح و ناب از اسلام بدون دخالت دریافتهای سلیقهای شخصی افراد مبتنی باشد تا بتواند در مخاطب تاثیر بگذارد. صرف حرفهای آبدار، دکور رنگارنگ و تدوین آنچنانی در یک برنامه مذهبی نمیتواند مخاطب را اقناع کند. برنامهساز دینی باید مثل آموزههای دین شفاف، کارآمد و بهروز باشد و بتواند عمق آنچه را خداوند در تعالیم نورانی خود برای بشر فرستاده بخوبی منتقل کند و این نمیشود مگر اینکه برنامههای مذهبی تلویزیون قبل از اینکه ماهیت رسانهای داشته باشند هویت اسلامی و دینی مشخصی برای خود رقم زده باشد. تجربه هم ثابت کرده هر جا این حرکت توام شده، هم مفاهیم دینی بخوبی منتقل شده، هم مخاطب توانسته با کمترین آسیب به دریافتهای درست برسد و هم برنامهساز رسالت انقلاب و اسلامی خویش را به بهترین شکل انجام داده است.
هشت: سرمایهای به نام مردم
رسانههای امروز اگر بخواهند در هر کجای دنیا به مردم به عنوان سرمایه توجه کنند، ناگزیرند برنامهسازیهای دینی و معنوی را دامن بزنند و این گونه برنامهها بایدها و نبایدهایی دارد که میتواند رویکرد یک رسانه در سطح وسیع را نشان بدهد و موجب ارتقای جایگاه و فراگیر شدن آن بشود.
حامد حجتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم