سریع هم به ذهنتان نیاید این یک پیام معمولی بوده باشد. این کلمات نام آخرین داستان یکی از معروف ترین نویسندگان چین بود.
تنها هم همین کلمات نبودند. این کلمات ادامه هم داشتند. بله ، کل رمان روی صفحات تلفن همراه می آید.
این نویسنده معروف تصمیم گرفته بود آخرین داستانش را به صورت پیام روی تلفن های همراه منتشر کند. ژیان فوچانگ که نام اصلی اش هی ژینگنیان است و او را در چین با گابریل گارسیا مارکز مقایسه می کنند، نویسنده این داستان است ؛ داستانی که فقط 4200 کلمه دارد و مثل تلفیقی است از هایکو و داستان های همینگوی.
برای مخاطبان تلفن همراه هم دو نوع منتشر شده است یا این که به صورت همان پیام و هر دفعه 70 کاراکتر که شامل فضای خالی میان حرفها و نقطه ها و این چیزها هم می شود.
نوع دوم به این صورت است که هر کسی بخواهد می تواند با ناشر این داستان (hurry.com.cn) یک شرکت توزیع کننده پیامهای کوتاه اس.ام.اس) تماس بگیرد و به قسمت ضبط شده مربوط به آن روز گوش بدهد، یعنی همان طور که داستان روز به روز جلو می رود، مخاطب هم می تواند هر روز همان قسمت را گوش دهد یا بخواند.
هزینه هر دو نوع داستان خواندن هم فقط می شود پول استفاده از تلفن همراه حالا چه به صورت متنی چه به صورت صوتی.
«وقتی من در شرکت تبلیغاتی کار می کردم ، یاد گرفتم به مصرف کننده فکر کنم. همان طور که به عنوان نویسنده ، یاد گرفته ام به خواننده ها فکر کنم.»
آقای هی این حرفها را می زند: «در قرن حاضر، با این جریان وسیع اطلاعات فکر می کنم خیلی بیرحمانه است که خواننده را وادار کنیم با یک کتاب چاپی 200 هزار کلمه ای درگیر شود».
بیرون از دژ ساعت 11 صبح اولین کلماتش منتشر شد. کلماتی که نقل قول مشهوری از داستان یک نویسنده دیگر چینی ژان آیلینگ بود، یک جمله رمزی میان دو عاشق برای تعیین زمان و مکان قرار:
there right on time. wilderness of the time, neither a step before nor a step behind. Be Meet the one you met for thousands of years, in the borderless
«ایده انتشار کتاب از طریق تلفن خیلی طبیعی به ذهنم رسید. بخشهایی از کتاب قبلی ام «اسب سرخ» در سایت Sina.com منتشر شده بود و دیدم خواندنش آنجا خیلی راحت است.
فکر کردم با تغییر فناوری ، راههای جدیدی هم می تواند برای خواندن کتاب به وجود بیاید. در همین جاها بود که به یاد تلفن همراه افتادم.
چون من یکی از طرفداران درست و حسابی تلفن همراه هستم. تلفن همراه مثل یک شرکت الکترونیکی ضروری برای من شده است.»
البته از این به بعد تلفن همراه یک منبع درآمد هم برای او می شود. با انتشار بیرون از دژ، او به یکی از ستاره های رسانه ای تبدیل شد و در همین مدت بیش از 100خبرنگار با او مصاحبه کرده اند.
شرکت hurry.com.cn بیش از 180 هزار یوآن یا 20 هزار دلار به او داده و حتی یک شرکت تایوانی هم مبلغ بیشتری را برای انتشار این داستان در تایوان به او پیشنهاد کرده است.
اگرچه خیلی ها در این که آقای هی این فرم داستان تلفن همراهی را اختراع کرده ، بحث دارند، ولی نمی توان از هوش و زمان سنجی آقای هی گذشت ؛ هوشی که فهمید چطور تلفن های همراه زندگی را تغییر می دهند و می توانند حتی نقش مهمی در بازار و پول درآوردن داشته باشند.
علاوه بر ایمیل و وبگردی و رزرو آنلاین رستوران ها و... که این روزها در شرق آسیا دیگر چیز معمولی است ، دنیای تلفن همراه چین به آخرین مرز سرمایه گذاری شخص تبدیل شده است.
این روزها در چین از تلفن همراه استفاده های اقتصادی زیادی می کند؛ مثلا یک سری از جوک سازها، جوکهایشان را می فروشند.
سرویس هایی هستند که یک سری راه حل های روان شناسی و توصیه های عاشقانه را به آدمهای کمرو و خجالتی می فروشند؛ مثلا این توصیه خطاب به خانمهای جوان:
«سعی کنید از نامزدتان نخواهید برای خرید شما را همراهی کند. مردها بندرت خریدکردن را دوست دارند و همین کار ممکن است باعث ناراحتی آنها شود.»
حتی در چین سرویس هایی هستند که به آدمهای کمرو توصیه های پزشکی می کنند. البته دعوا بر سر اولین بودن آقای هی هم ادامه دارد یک شخصیت رادیو و تلویزیونی پکن که نویسنده هم هست ، ادعا می کند چند هفته پیش از آقای هی ، یک داستان اس ام اسی را منتشر کرده است: «شاید من دارم مبالغه می کنم ، ولی به من باید گفته شود مرد شماره یک میان نویسندگان اس ام اسی چین چیان فوژانگ موفق تر است.
چون این کار را به پول تبدیل کرد و به این خاطر به او احترام می گذارم.»
اینها حرفهای دای پن فی سی 30ساله است که می گوید نوشتن ستون های هر روزه ای را قبل از آقای هی شروع کرده است.
میان منتقدها هم این کار آقای هی طرفداران و مخالفان زیادی دارد و نقدهای داغی نوشته شده که بعضی از آنها می گویند این نوع ادبایت ، نوعی ادبیات سبک و بی ارزش است: «به عنوان یک هنر وابسته به زبان ، یک داستان باید خوانده شود و از طریق خواندن هست که خواننده شخصیت را مزمزه و فضای داستان را حس می کند.
اگر فقط قرار است اطلاعات بدهیم ، اخبار که خیلی بهتر هستند. سرعت ارتباطات نباید باعث شود شخص لذت خواندن داستان ها را از دست بدهد.»
اینها حرفهای یی یو، منتقد یکی از روزنامه هاست. ولی یک منتقد دیگر همان روزنامه این داستان را ترکیبی معجزه آسا از شخصیت های چینی می داند که از استعاره ها و جناس ها و صنایع ادبی زیادی استفاده می کند.
خود آقای هی البته ابتذال و سبکی را قبول ندارد: «داستان گفتن این جوری با داستان های سنتی خیلی فرق دارد. چون فناوری تنها اجازه می دهد در هر پیام 70کاراکتر را بفرستی و همین محدودیت خیلی آدم را به مبارزه می طلبد.
کسی شاید بپرسد آیا می توان با این روش به همان عمق داستان های سنتی رسید؛ نمی دانم ولی فکر نمی کنم دوست باشد، عمق داستان و ادبیات را با تعداد کاراکترها بسنجیم. شعرهای Song Dynasty کلمات کمی دارد ولی آنها خیلی عمیق هستند.»
محمد جباری
منبع: نیویورک تایمز، 11 سپتامبر