در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن زمان ـ یعنی اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 ـ سهم سینمای ایران از تلویزیون چیزی نزدیک به صفر بود؛ نه برنامهای بود که به حواشی و اخبار سینمایی بپردازد و نه تبلیغاتی.
از برنامهای که به طور غیرزنده و با اجرایی سردستی درباره سینمای ایران پخش میشد، چند سالی گذشته بود و سینما، موضوعی جدی برای برنامهسازی قلمداد نمیشد. (درست برخلاف رویکرد تلویزیون درباره سینمای جهان که برنامههای تحلیلی بسیاری از شبکههای گوناگون و با حضور منتقدان دربارهاش ساخته و پخش میشد) همواره صحبت از یک برنامه زنده درباره سینما بود و خیلیها طرح آن را به مدیران شبکهها دادند، اما هیچ نتیجهای حاصل نشد تا اینکه سرانجام این قرعه به نام فریدون جیرانی و برنامهای با عنوان «هفت» افتاد.
الان که سری جدید این برنامه با اجرای محمود گبرلو بتازگی روی آنتن رفته، ذکر نکاتی در حاشیه و متن آن میتواند هم بررسی کیفی برنامهای باشد که در پیشانی آن نوشته بود: «برای سینمای ایران» و نیز آسیبشناسی آن از همان ابتدا تاکنون.
بنابراین ناگفته پیداست که وجود چنین برنامهای و تشخیص ضرورت برنامهای زنده درباره سینما، نشانگر بینش صحیح مدیران تلویزیون و البته شهامت آنهاست.
همچنانکه اگر انتقادی به این برنامه میشود، پیکان آن هم به سمت تلویزیون است و هم سینما.
از آن رو که به هر حال هفت یک برنامه تلویزیونی است و نیز اینکه سعی شده برنامهریزی و مدیریت آن به عهده سینماییها گذاشته شود و مثلا یک چهره تلویزیونی آن را اداره نکند.
آنچه یک برنامه را در نگاه اول صاحب شخصیت میکند، مثل هر چیز دیگر، ظاهر آن است. تاکنون سه بار دکور برنامه هفت تغییر کرده که هیچکدام از آنها گرافیک زیبا و خلاقانهای نداشتهاند. جالب این است پس از تغییر تیم سازنده و رفتن جیرانی نیز برنامه به همان روال سابق و در همان دکور در حال اجراست.
این خود نشانگر عدم تغییر است. هفت در حال حاضر همانی است که بود. فقط مجریاش عوض شده؛ مجری جدید کمتر در بحثها دخالت میکند، کمتر وسط حرف مهمانان میپرد، کمتر اظهار فضل میکند و البته کمحس و کمهیجان هم هست و این کم بودن در همه شئون، به فضای کلی برنامه هم سرایت کرده است. مثلا در گفتوگو با مدیر حوزه هنری، با توجه به اخبار متلاطم این چندماهه، حضور موثرتر مجری میتوانست به جذابتر شدن برنامه و البته روشن شدن برخی ابهامات منجر شود که متاسفانه این اتفاق نیفتاد.
به نظرم باید فکری به حال ظاهر این برنامه کرد. چراکه ظاهر برنامهای به نوعی بیانگر محتوا و رویکرد آن میباشد از این رو نه در طراحی میز و صندلی و المانهای سینمایی برنامه سلیقه خوبی دیده میشود و نه در طراحی رنگ آن.
بهتر است از چند طراح و گرافیست خواسته شود طرحهای پیشنهادی خود را ارائه دهند و خوشبختانه در سینما به اندازه کافی طراح صحنه خوشذوق هست که مشتاقانه این کار را بکنند.
نکته بعد به ساختار برنامه مربوط میشود، چراکه ساختار از محتوا جدا نیست و تاثیر مستقیمی بر آن دارد، از این رو ساختار نیز نیازمند تجدید نظر است.
لیلا خراط
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: