به گزارش «جامجم»، ساعت پنج بامداد روز پنجشنبه هشتم تیر مردم رباطکریم در غرب استان تهران در انتظار اجرای احکام دو محکومی بودند که یکی از آنها به اتهام قاچاق موادمخدر و دیگری آزارو اذیت بانوان و سرقت اموالشان به مجازات مرگ محکوم شده بودند.
با حرکت آرام عقربههای ساعت، مردم از محلههای دور و نزدیک خودرا به محل اجرای حکم ـ میدان داوودیه مقابل کلانتری 11 مرکزی رباطکریم ـ میرساندند و هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده میشد. با نزدیک شدن به ساعت اجرای حکم، ماموران محکومان را تحت تدابیر امنیتی یکی پس از دیگری از ساختمان کلانتری بیرون آورده و به سمت دو جرثقیل سبز و نارنجی که به فاصله یک متری از یکدیگر قرار داشتند، بردند.
در میان همهمه مردم، ناگهان صدای فریاد چند زن بلند شد. آنها از خانواده محکومان بودند که با دیدن متهمان ضجه میکردند و با التماس از مقامات قضایی میخواستند تا آنها را ببخشند. متهمان نیم نگاهی به آنها انداخته و در حالی که موجی از ندامت بر چهرههایشان نقش بسته بود، فقط به خانوادههایشان و مردمی که در محل اجرای حکم جمع شده بودند، مینگریستند و جملات نامفهومی را
زیر لب زمزمه میکردند.
پس از دقایقی یکی از مسئولان اجرای حکم، حکم متهمان را به این شرح قرائت کرد: محکوم اول به اتهام مشارکت در حمل و نگهداری دو تن و 12کیلو گرم تریاک در دادگاه انقلاب محاکمه و به حبس ابد و از بابت تهیه و توزیع یک تن و 100 کیلوگرم تریاک به اعدام در ملأعام محکوم شده بود که حکم صادره تایید شد.
محکوم دوم نیز مردی به نام علیرضا است که به اتهام آزار و اذیت بانوان در رباط کریم و شهریار دستگیر شده و پس از محاکمه در شعبه 75 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام در ملا عام و 22 سال زندان محکوم شده بود. حکم این متهم نیز در دیوان عالی کشور تایید و پس از استیذان از سوی رئیس قوه قضاییه زمان اجرای آن روز پنجشنبه هشتم تیر تعیین شد.
با پایان یافتن قرائت حکم، طنابدار بر گردن محکومان انداخته شد و ساعت 30/5 بامداد در میان همهمه جمعیت، اهرم جرثقیلها بالا رفت و با پایین آمدن آن زندگی متهمان پایان گرفت. پزشک حاضر در محل اجرای حکم، پس از تایید مرگ محکومان، دستور انتقال اجساد را به پزشکی قانونی صادر کرد.
نگاهی به پرونده محکوم اول
این محکوم به مرگ 50 ساله، سال 88 با انتقال یک تانکر و تریلردر قالب محموله روغن به بندرعباس موادمخدر را به طرز ماهرانهای در حلبهای روغن جاسازی کرده و در حال انتقال آنها به شهرستان رباطکریم در غرب استان تهران بود، که با تلاش شبانهروزی ماموران مبارزه با موادمخدر رباطکریم شناسایی و دستگیر شد. با توقیف محموله موادمخدر تریاک، متهم روانه زندان شد. او در دادگاه انقلاب محاکمه و روز 31 تیر سال 88 به اعدام در ملأعام محکوم شد. حکم صادره از سوی دادستان کل کشور تایید و برای اجرا به واحد اجرای احکام دادگستری رباط کریم ارسال شد.
اما محکوم دوم که علیرضا نام داشت و دارای 13 سابقه کیفری بود، با جعل عنوان پلیس، مامور شهرداری و اداره آب و برق سال 89 وارد خانه دو زن در رباط کریم و دو زن در شهریار شده و با تهدید به مرگ و آزار و اذیت آنها و زندانی کردن فرزندانشان که شاهدان حادثه بودند در اتاقهای منزل، اموال صاحبخانهها را دزدیده و متواری شده بود.
در پی شکایت این چهار زن در پلیس آگاهی رباطکریم، چهرهنگاری رایانهای از متهم فراری انجام شده و او تحت تعقیب قرار گرفت. جستجوها در این باره ادامه پیدا کرد تا این که روز 10 آبان همان سال ماموران گشت انتظامی رباطکریم در شهرک آلارد این شهرستان، مردی را با مشخصات ظاهری متهم تحت تعقیب در حالی که با یک خودروی مسروقه در حال تردد بود شناسایی و دستگیر کردند. مرد آزارگر پس از انتقال به اداره آگاهی رباطکریم در بازجوییها به جرم سیاه خود مبنی بر آزار و اذیت زنان و سرقت اموال آنها اعتراف کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم